𝐇𝐘𝐃𝐑𝐀
Open in Telegram
-success🩶 Channel2: https://t.me/eyesphoto @Hydraaxzbot https://t.me/boost/Hydraa11
Show moreIran156 731The category is not specified
161
Subscribers
-124 hours
-57 days
+1830 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+8
in 19 channels
August '26
+47
in 22 channels
Get PRO
July '26
+2
in 0 channels
Get PRO
June '26
+12
in 8 channels
Get PRO
May '26
+39
in 4 channels
Get PRO
April '26
+3
in 0 channels
Get PRO
March '26
+2
in 0 channels
Get PRO
February '26
+1
in 0 channels
Get PRO
January '26
+3
in 5 channels
Get PRO
December '25
+88
in 21 channels
Get PRO
November '25
+88
in 10 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | +6 | |||
| 02 September | +1 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
| 2 | نشد که بشه، آخرین فرصتم به خودم بود. | 10 |
| 3 | No text... | 10 |
| 4 | sticker.webp | 11 |
| 5 | چنلای عکاسی این پیامو فور کنید تا عکساتونو فور کنم و به چنل های موردعلاقم استارز بدم⭐️. | 10 |
| 6 | No text... | 9 |
| 7 | - | 19 |
| 8 | چالش عکاسی
این پیام و فوروارد کنین چنلتون و یه عکسی که خودتون گرفتین و مشخص کنین فوروارد کنم چنلم...
دوست داشتین یه پست هم ازینجا فوروارد کنین | 13 |
| 9 | Watercolor | 10 |
| 10 | No text... | 22 |
| 11 | شاید ندیدی بیشتر میگم نری | 8 |
| 12 | میدونم که میبینی یکم زیادی قشنگ بود.. | 8 |
| 13 | در امتدادِ کوچهای که
سالهاست کسی از آن عبور نکرده،
هنوز چراغی روشن است؛
نه برای آمدنی،
نه برای بازگشتی،
فقط روشن مانده
مثل خاطرهای
که بلد نیست خاموش شود.
باران میبارد
روی پنجرهای که باز نیست،
و ردّی از کسی
روی شیشه میماند
که هیچکس ندیده است.
گاهی صدای قدمی
در انتهای شب شنیده میشود،
اما صبح
فقط سکوت میماند
و خیابانی
که انگار چیزی را
به یاد آورده است.
درختها هنوز
به سمتی خم میشوند
که باد از آنجا میآید؛
شاید چیزی گذشته،
شاید چیزی قرار بوده بماند،
شاید هم
هیچوقت چیزی نبوده است.
و چشمها،
بیآنکه چیزی بخواهند،
هنوز به دوردست خیرهاند؛
انگار جایی آنسوی افق
پاسخی جا مانده
که سالهاست
کسی برای شنیدنش نیامده.
شب که میشود،
ماه روی دیوار میافتد
و سایهای شکل میگیرد
که شبیه هیچکس نیست؛
اما عجیب،
همانقدر آشناست
که یک خاطرهی فراموششده.
شاید بعضی انتظارها
برای رسیدن نیستند؛
فقط میمانند،
مثل عطر بارانی
که مدتها بعد از رفتنِ ابر
هنوز در هواست.
و شاید
تمامِ قصه همین باشد:
چیزی ناتمام،
جایی دور،
پشتِ پنجرهای خاموش،
که هنوز
در تاریکی
به چشم میآید. | 1 |
| 14 | در امتدادِ کوچهای که
سالهاست کسی از آن عبور نکرده،
هنوز چراغی روشن است؛
نه برای آمدنی،
نه برای بازگشتی،
فقط روشن مانده
مثل خاطرهای
که بلد نیست خاموش شود.
باران میبارد
روی پنجرهای که باز نیست،
و ردّی از کسی
روی شیشه میماند
که هیچکس ندیده است.
گاهی صدای قدمی
در انتهای شب شنیده میشود،
اما صبح
فقط سکوت میماند
و خیابانی
که انگار چیزی را
به یاد آورده است.
درختها هنوز
به سمتی خم میشوند
که باد از آنجا میآید؛
شاید چیزی گذشته،
شاید چیزی قرار بوده بماند،
شاید هم
هیچوقت چیزی نبوده است.
و چشمها،
بیآنکه چیزی بخواهند،
هنوز به دوردست خیرهاند؛
انگار جایی آنسوی افق
پاسخی جا مانده
که سالهاست
کسی برای شنیدنش نیامده.
شب که میشود،
ماه روی دیوار میافتد
و سایهای شکل میگیرد
که شبیه هیچکس نیست؛
اما عجیب،
همانقدر آشناست
که یک خاطرهی فراموششده.
شاید بعضی انتظارها
برای رسیدن نیستند؛
فقط میمانند،
مثل عطر بارانی
که مدتها بعد از رفتنِ ابر
هنوز در هواست.
و شاید
تمامِ قصه همین باشد:
چیزی ناتمام،
جایی دور،
پشتِ پنجرهای خاموش،
که هنوز
در تاریکی
به چشم میآید. | 1 |
| 15 | غلط کردم | 3 |
| 16 | کردم | 10 |
| 17 | ی کار غیر منتظره کنم | 10 |
| 18 | این پیامو توی چنلتون فوروارد کنید،مهم نیست چندتا ممبر دارید یا آمار چنلتون چطوره!هر چنلی که از فضای کارش خوشم بیاد،جوین میشم؛
پستای خوبتونم تا جایی که بشه فوروارد میکنم.
ظرفیت ندارد؛ | 5 |
| 19 | چقدر قبلنا چنلم وایبش خوب بود | 8 |
| 20 | - | 11 |
