خانهای با پنَجِرههای آبی
Open in Telegram
-Yolcu Yolunda Gerek http://t.me/HidenChat_Bot?start=7296889130
Show moreIran150 944The category is not specified
207
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
اینو اینجا میزارم تو صبح که بیدار شدم بهش گوش بدم و کاری کنه که زندگی خوب پیش بره☕️☀️
اگه حس میکنید چیزی انرژی مثبت داره و حال خوب کنه
چه پیام چه موزیک چه عکس
لطفا برام بفرستید
http://t.me/HidenChat_Bot?start=7296889130
Repost from بعد از تابستان
نوستالژی یک دروغ کثیفه که اصرار داره همهچی بهتر از اون چیزی که واقعا بوده بنظر برسه.
و موضوعاتی مثل تاریخ و سیاسیت خیلی عمیق تر از این حرف هان،
حرف های آدم ها درمورد این دو باید نتیجهی سالها مطالعه و تحقیق باشه بنظرم.
تمام کسایی که الان کوروش و هخامنشی میگن حتی تاریخچه درستی ازشون ندارن.
وقتی عقیدهی آدم نتیجهی تحقیق ها نباشه به راحتی آب خوردن میتونه تغییر کنه.
یچیزی میگم به احتمال زیاد خیلی ها موافقش نیستن، آیندهی ایران حتی اگه اینا برن بازم ترسناکه،
نتیجهی تصمیم گیری افراد تحصیل کردهی اون زمان که همشون دانشجو بودن، خارج رفته بودن و هزاران صفحه مطالعه کرده بودن شد این.
نتیجهی تصمیم گیری مردم امروز ایران که همشون منبع اطلاعاتشون پست های اینستاس، و هرطرف باد بیاد به اون طرف میورزند چی میتونه باشه؟
شماهم فکرمیکنید اگه یه آدم امن و آغوشش رو داشتید این روزا راحتتر میگذشت ؟
خیلی در طول روز سعی میکنم دستم سمت موزیکای ایرانیم نره، چون اگه بره دیگه دست خودم نیست که چندساعت به یه گوشه خیره شم و سکوت کنم.
-زندگی ماهیِ سرخیست که هی از میان دستانم لیز میخورد و گم میشود.
روزی مرا به قعر آسمان میرساند و روزی مرا از همان آسمان به زمینی پست هل میدهد.
چیست این زمین بازی که درونش همیشه بازنده ام؟
چیست این هجوم پوچی بعد از ذره ایی حس خوشبختی،
چیست این هجوم خاطرات بعد از گذر روزها،
چیست این اتفاق هایی که رخ دادنشان هیچچیز جز رنج برایم نداشتند؟
چیست این زندگی که هیچچیزش شبیه زنده بودن نیست.
زندگی ماهیِ سرخیست که هی از میان دستانم لیز میخورد و گم میشود.
روزی مرا به قعر آسمان میرساند و روزی مرا از همان آسمان به زمینی پست هل میدهد.
چیست این زمین بازی که درونش همیشه بازنده ام؟
چیست این هجوم پوچی بعد از ذره ایی حس خوشبختی،
چیست این هجوم خاطرات بعد از گذر روزها،
چیست این اتفاق هایی که رخ دادنشان هیچچیز جز رنج برایم نداشتند؟
زندگی ماهیِ سرخیست که هی از میان دستانم لیز میخورد و گم میشود.
روزی مرا به قعر آسمان میرساند و روزی مرا از همان آسمان به زمینی پست هل میدهد.
چیست این زمین بازی که درونش همیشه بازنده ام؟
