en
Feedback
Learn Cast

Learn Cast

Open in Telegram

خدا،آزادی،خانواده،میهن دونیت ریالی: https://donofa.ir/Learncast/ درباره من: https://linktr.ee/Learn_Cast بخوانید: https://t.me/Learn_Cast/1433

Show more
6 455
Subscribers
+124 hours
+57 days
+1 35130 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
June '26
June '26
+248
in 9 channels
May '26
+1 595
in 7 channels
Get PRO
April '26
+1 575
in 10 channels
Get PRO
March '26
+340
in 5 channels
Get PRO
February '26
+524
in 11 channels
Get PRO
January '26
+116
in 5 channels
Get PRO
December '25
+751
in 5 channels
Get PRO
November '25
+153
in 4 channels
Get PRO
October '25
+1 219
in 16 channels
Get PRO
September '25
+830
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
18 June+5
17 June+7
16 June+17
15 June+5
14 June+3
13 June+5
12 June+13
11 June+5
10 June+4
09 June+5
08 June+8
07 June+12
06 June+7
05 June+5
04 June+13
03 June+10
02 June+14
01 June+110
Channel Posts
نسخه بازبینی شده، بزودی از لرن کست @Learn_Cast @LearnCast
نسخه بازبینی شده، بزودی از لرن کست @Learn_Cast @LearnCast

2
دموکراسی، خدایی که شکست خورد کتاب «دموکراسی، خدای شکست‌خورده» از هانس-هرمان هوپه، یکی از صریح‌ترین و بنیادین‌ترین نقدهایی است که در دوران معاصر بر نظام دموکراتیک وارد شده است. هوپه در این اثر، دموکراسی را نه یک دستاورد تمدنی، بلکه سیستمی می‌داند که از همان آغاز، با منطق مالکیت خصوصی و استمرار تمدن در تعارض بوده است. او بی‌آنکه به تعارف متوسل شود، دموکراسی را گونه‌ای از غارت سازمان‌یافته معرفی می‌کند که با رأی اکثریت، مشروعیت یافته است. دموکراسی، گونه‌ای از کمونیسم است که با رأی مردم مشروعیت پیدا کرده. این بیان، بسیاری از پیش‌فرض‌های رایج درباره دموکراسی را به چالش می‌کشد. هوپه تأکید می‌ورزد که دموکراسی در ذات خود، ابزاری برای قانونی ساختن دخالت اکثریت در زندگی و مال اقلیت است. دموکراسی یعنی اجازه دادن به اکثریت که تصمیم بگیرد اقلیت چقدر باید رنج بکشد. هنگامی که تمامی افراد جامعه، حق تصمیم‌گیری درباره اموال و آزادی دیگران را داشته باشند، نتیجه‌ای جز گسترش دزدی مشروع به بار نخواهد آمد. دموکراسی اجازه می‌دهد A و B با هم رأی بدهند که C چقدر مالیات بدهد و چقدر از آزادی‌اش را از دست بدهد. در چنین ساختاری، مقاومت در برابر استثمار به تدریج تضعیف می‌شود. در دموکراسی چون هر کسی می‌تواند خودش را جزو غارتگران حساب کند، مقاومت در برابر دولت ضعیف می‌شود و استثمار بیشتر می‌شود. علاوه بر این، توهم مشارکت سیاسی، افراد را به پذیرش این فرآیند وادار می‌سازد. دموکراسی با توهم مشارکت، مردم را وادار می‌کند که خودشان به غارت خودشان رضایت دهند. پیامد این روند، چیزی جز تنزل تدریجی تمدن نخواهد بود. دموکراسی نه پیشرفت تمدن، بلکه تنزل تدریجی و سازمان‌یافته آن است. و در نهایت، دموکراسی خدایی است که نه تنها شکست خورد، بلکه تمدن را هم با خودش به پایین کشید. یکی از مهم‌ترین دلایل این ناکامی، سازوکار انتخاب رهبران است. دموکراسی تضمین می‌کند که بدترین و خطرناک‌ترین افراد به قدرت برسند. زیرا در این نظام، پیروزی از آن کسی است که توانایی بیشتری در عوام‌فریبی و تحریک احساسات توده‌ها دارد. رأی اکثریت، حقیقت، عدالت یا زیبایی را تعیین نمی‌کند. توده‌ها کوته‌بین و آسان‌فریب هستند. هوپه در مقایسه دموکراسی با نظام‌های پیشین، به ویژه سلطنت، استدلال می‌کند که حتی سلطنت نیز از این جهت بر دموکراسی برتری دارد که در آن، حداقل یک فرد به افق زمانی بلندمدت می‌اندیشد. پادشاه به فکر نوه‌هایش است، چون کشور را مثل ملک شخصی می‌بیند. رئیس‌جمهور فقط به فکر انتخابات بعدی است. دموکراسی بدتر از سلطنت است، چون در سلطنت حداقل یک نفر هست که به بلندمدت فکر کند. سیاستمدار در نظام دموکراتیک، همانند مستأجری است که می‌کوشد پیش از پایان مدت اجاره، حداکثر منافع را از ملک استخراج کند. از همین روست که در دموکراسی، نسل‌های آینده هیچ نماینده‌ای ندارند، پس غارت منابع و بدهی‌شان کاملاً قانونی است. این نظام نه تنها از منظر اقتصادی، بلکه از حیث اخلاقی نیز آثار ویرانگری به جا می‌گذارد. دموکراسی با ایجاد وابستگی به دولت، اخلاق، مسئولیت و فرهنگ کار را نابود می‌کند. هرچه دامنه دموکراسی گسترده‌تر شود، حرمت مالکیت خصوصی بیشتر خدشه‌دار می‌گردد. هر چه دموکراسی بیشتر شود، احترام به مالکیت خصوصی کمتر می‌شود. در واقع، دموکراسی و مالکیت خصوصی در نهایت با یکدیگر سازگار نیستند و یکی ناگزیر دیگری را به حاشیه می‌راند. در عمل نیز مشاهده می‌شود که در دموکراسی، فقرا به فقرا رأی می‌دهند تا از ثروتمندان بدزدند و در نهایت همه فقیرتر می‌شوند. افزون بر این، دموکراسی جنگ را نیز تسهیل می‌کند، زیرا هزینه‌های آن میان همگان تقسیم می‌شود. دموکراسی هزینه جنگ را بین همه تقسیم می‌کند، بنابراین راحت‌تر و بیشتر جنگ راه می‌اندازد. هوپه در پایان، راه‌حل را نه در اصلاح یا بهبود دموکراسی، بلکه در عبور از آن می‌جوید. او بر این باور است که تنها راه نجات از دموکراسی، مشروعیت‌زدایی از آن و حرکت به سمت نظم طبیعی است. نظمی که بر پایه مالکیت خصوصی و نفی هرگونه اجبار استوار باشد. دموکراسی خدایی است که شکست خورد، چون ذاتاً با واقعیت انسانی و مالکیت خصوصی در تضاد است. دانلود رایگان ترجمه فارسی این کتاب
515
3
کمونیسم مانند یک دین است؛ همان‌طور که پرزیدنت آیزنهاور چند روز پیش گفت، اما دینی است بدون خدا. اگر به کمونیسم باور داشته باشی
کمونیسم مانند یک دین است؛ همان‌طور که پرزیدنت آیزنهاور چند روز پیش گفت، اما دینی است بدون خدا. اگر به کمونیسم باور داشته باشید، وظیفه دارید آن را در تمام شئون زندگی خود وارد کنید. اگر عضو “انجمن استادان دانشگاه” یا انجمن‌های تخصصی مثل “انجمن ریاضی” هستید، وظیفه دارید “خط‌ مشی حزب” (Party Line) را در آن سازمان‌ها پیاده کنید. اگر در یک “انجمن دانشجویی” هستید، از شما انتظار می‌رود آن را به آنجا و هر محفل دیگری که امکان بحث وجود دارد، ببرید. اگر معلم هستید، باید بر اساس اصول مارکسیسم-لنینیسم زندگی کنید. البته نباید خود را به دردسر بیندازید؛ حزب به شما هشدار می‌دهد که بی‌گدار به آب نزنید، در دایره‌ی امنیت بمانید و از جایگاه شغلی خود محافظت کنید. Bella Dodd
787
4
«دیالکتیک» در واقع همان مذهب یا ایمان چپ‌گرایی است. چهره‌های برجسته‌ای که در طول «تاریخ» (به معنای کلیت گذشته، حال و آینده که مسیری از پیش تعیین‌شده را طی می‌کند)، کاربرد دیالکتیک را در قالب‌های «سنتزی» (ترکیبی) بسط دادند، پیامبران این ایمان محسوب می‌شوند. این لیست افرادی چون هگل، مارکس، انگلس، لوکاچ، گرامشی، هورکهایمر، آدورنو و مارکوزه را در بر می‌گیرد و تا فمینیست‌های سیاه در «مجمع رودخانه کامباهی»، دریک بل، کیمبرلی کرنشاو و تمام نظریه‌پردازان انتقادی که جهان را به سمت «ووکیسم» (Woke) سوق دادند – حتی ایبرام اکس. کندی – ادامه می‌یابد. شاید روسو، هگل و مارکس متعلق به گذشته‌ای دور به نظر برسند، اما در منطق چپ‌گرایی دیالکتیکی، آن‌ها نماینده‌ی «هفته گذشته» و «دیروز» هستند. برای درک عمیق «نظریه انتقادی نژاد»، باید این زنجیره از ایده‌ها را به درستی پیوند زد: ۱. مارکسیسم: سنتز دیالکتیکی «ایده‌آلیسم هگلی» با «ماتریالیسم فوئرباخ» (و بیزاری مارکس از خدا). ۲. نئومارکسیسم: سنتز دیالکتیکی مارکسیسم با شکست‌های آشکارش، به اضافه‌ی روان‌شناسی و جامعه‌شناسی. ۳. مارکسیسم هویتی: سنتز دیالکتیکی نئومارکسیسم با جنبش‌های رهایی‌بخش رادیکال. ۴. نظریه‌های عدالت اجتماعی انتقادی: سنتز دیالکتیکی مارکسیسم هویتی و پست‌مدرنیسم. ۵. تقاطعیت (اینترسکشنالیتی): سنتز دیالکتیکی نظریات متناقض در دل مارکسیسم هویتی. تمامی این تحولات بر پایه‌ی خوانش هگل از دیالکتیک بنا شده است؛ او این مفهوم را از ریشه‌های کانتی و روسویی گرفت و با نظام فلسفی تأملی خود تطبیق داد. سپس این مفاهیم به شکلی تکرارشونده و بازتابی، تحت تأثیر همان متدولوژی دیالکتیکی قرار گرفتند؛ با این هدف همیشگی که از طریق ترکیب «نظریه» با «شکست‌های پی‌در‌پی‌اش»، یک جامعه آرمانی (یوتوپیا) خلق کنند. در تمام این مدت، هدف این بوده که به هر قیمتی، از آن فلسفه و آرمان‌شهری که وعده‌های دروغین می‌دهد محافظت شود؛ همان چیزی که مارکوزه در «تحمل واپس‌زننده»، «امکانات آرمان‌شهری» نامید و معتقد بود از طریق «کیمیای کلمات» محقق می‌شود.
868
5
- دموکراسی ربطی به آزادی ندارد و اساساً یک شکل ملایم از کمونیسم است که با رأی اکثریت، مالکیت خصوصی را غارت می‌کند. - پادشاه د
- دموکراسی ربطی به آزادی ندارد و اساساً یک شکل ملایم از کمونیسم است که با رأی اکثریت، مالکیت خصوصی را غارت می‌کند. - پادشاه دولت را مثل ملک شخصی‌اش می‌بیند و برای حفظ ارزش بلندمدت آن، بهره‌کشی را محدود می‌کند. اما حاکمان دموکراتیک فقط به حداکثر کردن درآمد کوتاه‌مدت (حتی با نابودی سرمایه) فکر می‌کنند. - از جنگ جهانی اول به بعد، با گسترش دموکراسی، بدهی عمومی، تورم، جرم، طلاق، تولد خارج از ازدواج و وابستگی به دولت انفجاری افزایش یافته و تمدن غربی در حال فروپاشی است. - دولت انحصار اجباری خشونت است و همیشه رشد می‌کند. «دولت محدود» توهم است. - دموکراسی مالکیت عمومی دولت است: مثل تراژدی منابع مشترک، همه سعی می‌کنند از «مال عمومی» حداکثر بهره ببرند بدون توجه به آینده، که منجر به مصرف سرمایه و فقر جمعی می‌شود. - رفاه دولتی، فقر و فساد اخلاقی را افزایش می‌دهد: یارانه به بیکاری، تک‌والدی، فقر و غیره دقیقاً همان رفتارها را بیشتر می‌کند — دولت با پاداش دادن به «آسیب‌ها»، آن‌ها را تولید می‌کند. دموکراسی، خدای شکست خورده نوشته هانس هرمان هوپه مطالعه نسخه متنی خلاصه صوتی لرن کست، نسل جدید کتابخانه دیجیتال @Learn_Cast
1 069
6
این چیزیه که هانس هرمان هوپه تو کتابش نمی‌تونه بفهمه، یا به هر دلیلی بیانش نمی‌کنه.
1 052
7
تمدن ایران و دین واقعی که "برای دفاع از مالکیت فردی و فردیت" بوده اساسا از هم ناگسستنی هستن، اون چیزی که امروز دارید می‌بینید، محصول همون "غرب گرایی" و "عرفان گرایی" عده‌ای معلوم الحاله.
1 106
8
پادشاه برای نگهداری از تاج و تخت و میراثش باید نگهبان حقوق مالکیت افراد باشه. اما این همه ماجرا نیست، دلیل اصلیش "خداترسی" و "ایمان"ش به دین خداونده، اینکه در برابر تک به تک افراد در پیشگاه خداوند مسئوله و باید جوابگو باشه اروپایی ها میگفتن شاه باید تظاهر به دینداری کنه حتی اگه دیندار نیست، ایرانیان باستان میگفتن شاه باید دیندار باشه، باید پاک دین باشه. اینه فرق تمدن ایران و اروپا. در تمدن ایران،شاه تا جایی مشروعیت داشت که از مالکیت افراد دفاع میکرد و از حرص و طمع دوری میکرد و خداترس و پاک دین بود اساسا مطلق پنداشتن حق حکومت، در تمدن ایرانی وجود نداشته، و این مطلق پنداشتن حکومت خودش نوعی غرب گراییه
1 137
9
#از_دموکراسی_نگو
1 377
10
📚دموکراسی، خدای شکست خورده ✍️ هانس هرمان هوپه 📄 ترجمه شده توسط لرن کست 📒 نسخه متنی 🎙خلاصه صوتی @Learn_Cast @LearnCast
📚دموکراسی، خدای شکست خورده ✍️ هانس هرمان هوپه 📄 ترجمه شده توسط لرن کست 📒 نسخه متنی 🎙خلاصه صوتی @Learn_Cast @LearnCast
1 873
11
تحت لوای نظام های دموکراتیک بود که جنگ های دولتها و پادشاهان، تبدیل به جنگ ملت ها شد، تمایز بین حکومت شوندگان و حاکمان از بین رفت. در نظام های دموکراتیک رای گیری الویت نداره، انتخاب حاکم تا جایی الویت داره، الویت اصلی در نظام های دموکراتیک دولتی سازی منابعه (حربه‌ای که نزدیک به هشتاد ساله مصدقچی ها انجام دادن و باقی مردم هم باور کردن، ترجمه عبارت "Nationalization" به "ملی کردن" هست، در صورتی که باید "دولتی کردن" معنا میشد. بعنوان مثال نفت در ایران ملی نشد، دولتی شد. اگه ملی میشد پولش باید میومد سر سفره ایرانیا)
1 309
12
متهم ردیف اول ما، فرآیند و "خدایی جعلی" که افراد رو دور هم جمع میکنه و بدترین و وحشتناک ترین اتفاقات رو براشون رقم میزنه، تمایز بین حکومت شوندگان و حاکم رو از میان میبره، چیزی نیست جز: دموکراسی
1 345
13
تابحال به این فکر کردین چرا جنگ های قرن بیستم نسبت به قرن نوزدهم اینقدر گسترده تر شدند؟ یک جواب تک کلمه‌ای داره
1 337
14
https://www.youtube.com/watch?v=k12teOokSqM
2 313
15
📚 انسان، اقتصاد و دولت 🎙 خلاصه صوتی فصل سوم اثر مورای روتبارد ترجمه لرن کست پیشنهاد من اینه حتما نسخه متنی این فصل رو مطالعه کنید حمایت مالی از من: کارت به کارت رمز ارز درگاه ریالی @Learn_Cast @LearnCast
1 194
16
یخورده زمان میبره، ولی کیفیتش خیلی خوب میشه
1 508
17
کسی نیست بیاد بگه من دارم شانتاژ میکنم یا کلیپ تقطیع شده میذارم ؟ این پیجایی که تا چند ماه پیش کل کارشون شده بود پرونده سازی و لجن پراکنی علیه نظریه دین و آزادی و من رو عضو "فرقه" میدونستن، الان حرفی ندارن ؟ زبونتونو بیام از باسنتون بکشم بیرون ؟ شاید گیر کرده و نمیتونید چیزی بگید.
1 718
18
No text...
1 639
19
No text...
1
20
نه تنها ناراحت شده و بهش برخورده، که شاه رو هم با ولی مطلقه فقیه یکی میدونه.
1