Roxana writes in silence
Open in Telegram
I have always loved sorrow and sadness, but for myself, myself alone. _I'm a weirdo never mind.
Show more227
Subscribers
No data24 hours
-37 days
+1430 days
Posts Archive
من چه خواهم شد اگر تو مرا دوست نداشته باشی، چون نیاز من این است که تو دوستم بداری من نیاز ندارم که تو مرا جذاب بدانی یا فهمیده یا هر چه من نیاز دارم که مرا دوست بداری و برایت قسم میخورم که این دو یکی نیست.
دیگر نمیدانم چه آرزویی دارم در این بدبختی دست و پا میزنم و خودم را بی عرضه و سرگردان احساس میکنم ، در عذابم
این هم حال و روز من. بدجور عذاب میکشم این همه عشق و این همه نیاز و این همه غرور در وجود هر دوی ما خوب نیست، آخ ماریا ، ماریای فراموشکارِ خوف انگیز هیچکس آن طور که من دوستت دارم دوستت نخواهد داشت شاید آخر عمرت این را بگویی، وقتی که بتوانی مقایسه کنی ببینی و بفهمی و فکر کنی:
(هیچکس هرگز مرا چنین دوست نداشته است)
