راز فال ورق🃏
Open in Telegram
من آیدام💫دانشجوی پزشکی.اینجا از درس خوندنام،دانشگاه،خوابگاه،زندگی روزمره و تجربیاتم بهتون میگم🥰اینجا میخوام خود خودم باشم..راحت و واقعی..بات ناشناس🫶🏻http://t.me/BluChtBot?start=63a1ae09b8dfa28f8f ولاگ های روزانم توی چنل یوتوبAida in progress
Show more464
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-3830 days
Posts Archive
463
Repost from بیوگراوند
داستان این قطعهی غمگین:
میکیس تئودوراکیس؛ آهنگساز برجستهای که این قطعه را ساخته و نواخته میگوید: هفت ماه قبل از کودتای نظامی دیکتاتور معروفِ کشور شیلی ” اگوستو پینوشه”؛ با دختری به نام “پائولا ” آشنا شدم، او هنگام حرف زدن تمام احساسات و عواطفش درحرکات و خطوط چهره اش جوری به نمایش در میآمد که حتی اگر حرف هم نمی زد متوجه مقصود و منظورش میشدم. یک هفته قبل از کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ میخواستم از پائولا تقاضای ازدواج کنم ولی هربار موضوعی پیش میآمد که این مسئله را به تعویق میانداخت؛ تا روز ۱۱سپتامبر که دفتر خاطراتِ این عشق برای همیشه بسته شد؛ زیرا پائولا به همراه ” ویکتور خارا ” و چندصد نفر دیگر از انقلابیون دستگیر و به ورزشگاه سانتیاگو منتقل شده و همگی اعدام شدند. تئودراکیس میگوید: “از فردای آن روز به چنان درجهای از افسردگی رسیدم که دنیا برایم بیارزش بود و آرزوی مرگ میکردم. روزی یکی از دوستانم که ماجرای عشق مرا میدانست پیشنهاد داد که برای گرامیداشت پائولا آهنگی بسازم؛ آن موقع بود که من با تمام احساسم ملودی این آهنگ را نوشتم.”
@BioGeravand
463
چی میشه که گاهی آدما این کارا رو بی ارزش میدونن؟
کاری ندارم اسمش رو عرضه بذاریم یا هرچیزی، ولی چرا فکر میکنید میزآرایی یا آشپزی و اینجور کارا چیزای مسخره و بیارزشی هستن و اگر یک زن این هنرش رو به نمایش گذاشت یعنی زن بودن رو فقط در این میبینه؟
آیا اگر یک زن متخصص یا تحصیل کرده بود، دیگه انجام دادن این کارا براش مسخره و کسر شأن محسوب میشه؟
انگار یادمون رفته که زندگی همین چیزای کوچیکه...
463
Repost from N/a
باورتون نمیشه آیدا چه استعداد عجیبی در یاد گرفتن زبانهای مختلف داره.
الانم داره اسپانیایی یاد میگیره میخوام قورتش بدم 🥺
463
ساعت مطالعه هفتگی
پنجشنبه:
جمعه:
شنبه:
یکشنبه:
دوشنبه:
سه شنبه:
چهارشنبه:
Updating...
463
Repost from N/a
همه نشستن و خاطره میگن. نمیدونم که چیشد بحث رسید به دستخط بچهها و مدرسه، یادم به اون موقعی افتاد که مینشستیم وسط پذیرایی خونه ننه، بالشتها رو میگذاشتیم روی هم تا "ميز تحریر" بشه، مشق مینوشتیم. یادم اومد نقطههای "ش" رو مثل یه نیم دایره میذاشتی و سعی میکردم از روی دستت کپی کنم تا مشق منم خوشگل بشه. جوری که با یه حرکت کل کلمه رو مینوشتی به نظرم باحالترین کار دنیا بود. به نظرم باحالترین آدم دنیا بودی.
463
Repost from N/a
وقتی بچه بودم یه سریا به نظرم باحالترین آدمای دنیا بودن، اما به قول او و دوستانش؛ زمان میگیره یکی یکی قهرماناتو!
