من نویس🫀🌱
Kanalga Telegram’da o‘tish
من آیدام💫دانشجوی پزشکی.اینجا از درس خوندنام،دانشگاه،خوابگاه،زندگی روزمره و تجربیاتم بهتون میگم🥰اینجا میخوام خود خودم باشم..راحت و واقعی..بات ناشناس🫶🏻http://t.me/BluChtBot?start=63a1ae09b8dfa28f8f ولاگ های روزانم توی چنل یوتوبAida in progress
Ko'proq ko'rsatish367
Obunachilar
+724 soatlar
+237 kunlar
+1830 kunlar
Postlar arxiv
367
زین پس تا چند هفته آتی سخنی نیست جز غر درسی، افسردگی پیش از امتحان، گسستگی پیش و پس از امتحان و دلگرفتگی ناشی از امتحان
367
Repost from N/a
نوروآناتومی
مانند سگی سیاه و عظیمالجثه تعقیبم میکرد. وقتی به سوراخی میگریختم و یا درسی دیگر را آغاز میکردم، ناگهان مانند سایهای پیشرونده از اعماق ذهنم سر برمیآورد، بزرگ و بزرگتر میشد و مرا در خود میبلعید.
در گوشم نجوا میکرد: میخواستی زودتر سراغم بیایی. آنقدر دیر کردی که دلم شکست حالا نوبت انتقام خونین من است.
آه پروردگارا باران مانند پردهای حریر پشت پنجره آویزان شده. روز رنگ میبازد. شب آغاز میشود و در این اتاق من هستم و هستههای بصلالنخاع.
باید بپذیرم٫ اما چگونه؟
یادش بخیر. چه روزهایی داشتم. آناتومی گوارش، تنفس و اندام. چقدر شیرین و نرم. عضلات را یاد بگیر. شریان و عصب را یاد بگیر. بفرما تمام شد.
قدرشان را ندانستم. این کیفر ناسپاسیهای من است. آیا نورو تمام میشود یا من؟ خواهیم دید.
عضلات اکستنسوری ساق پا خرامان خرامان از پیش چشمانم میگذرند و میگویند: خدانگهدار دانشجوی فلک زده!
منم و مدارهای نورونی.
367
وقتی یکی پیام میده و قبلش میگه ببخشید داشتی درس میخوندی مزاحم شدم.
قیافه من که داشتم هرکاری میکردم جز درس خوندن:
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
