صدای مترجم
Open in Telegram
کانالی برای آگاهسازی مترجمان و صیانت از حقوقشان ارتباط با ادمین (نیما م. اشرفی): @nima754754 (بازنشر مطالب لزوماً نه به معنای تأیید محتوایشان، بلکه به منظور باز شدن باب گفتوگوست.)
Show more1 819
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1830 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
July '26
July '26
+2
in 0 channels
June '26
+18
in 0 channels
Get PRO
May '26
+5
in 0 channels
Get PRO
April '26
+2
in 0 channels
Get PRO
March '26
+3
in 1 channels
Get PRO
February '26
+17
in 0 channels
Get PRO
January '26
+10
in 0 channels
Get PRO
December '25
+60
in 6 channels
Get PRO
November '25
+125
in 9 channels
Get PRO
October '25
+184
in 7 channels
Get PRO
September '25
+79
in 5 channels
Get PRO
August '25
+131
in 8 channels
Get PRO
July '25
+75
in 2 channels
Get PRO
June '25
+51
in 3 channels
Get PRO
May '25
+188
in 3 channels
Get PRO
April '25
+95
in 4 channels
Get PRO
March '25
+184
in 3 channels
Get PRO
February '25
+168
in 3 channels
Get PRO
January '25
+186
in 3 channels
Get PRO
December '24
+293
in 4 channels
Get PRO
November '24
+664
in 8 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 03 July | 0 | |||
| 02 July | +2 | |||
| 01 July | 0 |
Channel Posts
📌 آخرین پست کانال «صدای مترجم»
سلام به همهٔ همکاران و همراهان عزیز
راستش رو بخواین، تصمیم گرفتم تو این سال جدید، فعالیت کانال رو به خاطر مشغلهٔ شخصی متوقف کنم. تو این دو سال فکر میکنم به اندازهٔ کافی به مسائل و مشکلات صنفی و حقوقی مترجمها، پشت پردهٔ ناشرانِ بهاصطلاح فرهنگی و بازار ورشکستهٔ نشر ایران پرداختیم و حرفایی که باید زده میشد رو زدیم.
جا داره همین جا از تکتک شما دوستانی که تو این مدت همراهی کردین، مطلب فرستادین و با تبادل نظرهاتون باعث پربارتر شدن بحثها شدین تشکر کنم.
یه نکتهٔ مهم دربارهٔ مطالب کانال: من هیچکدوم از پستها و فایلها رو پاک نمیکنم. ولی از اونجایی که تلگرام ممکنه بعد از یه مدت غیرفعال بودن، خودش کانال رو حذف کنه، پیشنهاد میکنم اگه مطلب یا فایلی به دردتون میخوره، حتماً دانلودش کنید و تو گوشی یا سیستمتون نگهش دارید.
از بین همهٔ مطالب، مهمترینش که در واقع هدف اصلی تأسیس این کانال هم بود، همون پست پینشده دربارهٔ صیانت از حقوق مترجمانه. حتماً اون رو یه جا برای خودتون ذخیره داشته باشید تا موقع عقد قرارداد با ناشرها نکاتش رو لحاظ کنید.
علیالحساب اینجا بهمثابه آرشیو کارنامهٔ زبالههای متعفنی مثل #حسین_جاوید، مزدورهای حکومتی مثل #فاطمه_کریمخان، ناشران استثمارگری مثل علمی فرهنگی، و نهادهای رانتی بیخاصیتی مثل انجمن صنفی خودخواندهٔ مترجمان و... باقی میمونه. برای آشنایی با اینها و کسان دیگه میتونید توی کانال اسامیشون رو سرچ کنید ؛)
گروهی که به کانال وصله و پاتوق گفتوگوی دوستانه، همچنان پابرجا میمونه. دوستان میتونن مثل قبل اونجا در مورد مسائل کاری تبادل نظر کنن. البته خود من توی گروه فعالیتم حداقلی میشه و بیشتر فقط حضور دارم تا دورادور نظارت کنم.
بازم از همراهیتون تو این دو سال ممنونم.
به امید آرامش و آزادی✌️
ارادت 🌺
نیما م. اشرفی
| 2 | سلام دوستان
امیدوارم خوب باشید
بعد از سیوچند روز تونستم با کانفیگی که فقط تلگرام رو باز میکنه وصل بشم.
حدود سی پیام آخر کانال رو از قبل درفت کرده بودم که سر فرصت تکمیل و ارسالشون کنم ولی خورد به جنگ و قطعی اینترنت. به همین خاطر توی این مدت پیامهای چرکنویس و ناقص بهصورت اتومات ارسال میشد توی کانال.
اون پستهایی که نیاز به ویرایش نداشتن رو گذاشتم بمونن و پستهای ناقص رو حذف کردم.
ارادت
نیما م. اشرفی | 518 |
| 3 | یه «ماضی ابعد» هم هست که—بهویژه—مترجمهای ما باید خوب بشناسندش.
این مقالهٔ حسن انوری مفیده:
https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/143762/%d9%81%d8%b9%d9%84-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%b6%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%db%8c%d9%85
🔗https://x.com/Ali_Bagheriyan/status/2001636747185459568?s=20 | 678 |
| 4 | من وقتی یک مقدار نوشتههای بد میخوانم و ترجمههای بد میخوانم، اگر بخواهم بنویسم، میبینم چه نثر مزخرفی شد. بعد ناچار میروم یک مقدار متن کهن میخوانم، آثار خوب معاصران را میخوانم، تا به جای اولم برگردم. نویسنده هر روز قبل از شروع کار باید یک متن بخواند، پنج صفحه بخواند.
دو تا غزل از مولوی بخواند، دو تا غزل از عطار بخواند، تکهای از شاهنامه بخواند تا پالوده بشود، برای اینکه فرهنگی که الآن بر ترجمه حاکم است، کل لغاتی که در آن هست، همین فرهنگ حییم است. بیش از حییم را اغلب مترجمان بد ما نمیدانند. با این مقدار لغت مگر میشود داستان نوشت؟
—گلشیری
—باغ در باغ - ج۲ص۸۳۷
🔗https://x.com/pushideh/status/2002453830173405415?s=20 | 592 |
| 5 | https://m.youtube.com/watch?v=5W6uRDMYRrk | 251 |
| 6 | https://m.youtube.com/watch?v=10h_ivDZdhk | 216 |
| 7 | No text... | 178 |
| 8 | No text... | 164 |
| 9 | No text... | 156 |
| 10 | No text... | 151 |
| 11 | No text... | 146 |
| 12 | https://youtu.be/bDzTCTew-g4?si=VUWcI3Yc4GkqE7hh | 286 |
| 13 | این پیام آقای شیرازیان عزیز رو دیدم، گفتم من هم یه چیزی معرفی کنم. اگه دوست داشتین، گفتوگوی سروش صحت با شهلا حائری توی برنامه اکنون رو ببینین. خیلی شنیدنیه. | 175 |
| 14 | https://globisreview.com/fa/?p=3270 | 289 |
| 15 | https://tarsanj.com/heidegger/ | 182 |
| 16 | اگر ایرانی زمانی فهمید که نفسِ الزام بابتِ عقدِ قرارداد ایجادِ تعهدی بیچونوچرا برای هر دو طرف (و نه فقط یک طرف) است، دستکم نیمی از مصائب شغلی ما ناپدید خواهد شد. ایرانی هنوز قرارداد رو سندی برای انتسابِ تهمت تلقی میکنه. چرا؟
هنوز، وقتی با درخواست عقد قرارداد روبهرو میشه، یک ابر سفید روی سرش ظاهر میشه و با فونت بیلوتوس توش عبارتی میآد که نشانهی مُحرزِ ابتلا به اختلالی روانیست: «یعنی یارو فکر کرده میخوام زیر پاش رو خالی کنم که میخواد قرارداد ببنده؟»
🔗https://x.com/modenomo/status/2002100843542425920?s=20 | 351 |
| 17 | https://www.radiozamaneh.com/803634/
https://www.radiozamaneh.com/789866/
https://www.radiozamaneh.com/789458/
https://www.radiozamaneh.com/786878/
https://www.radiozamaneh.com/782671/
https://www.radiozamaneh.com/777171/
https://www.radiozamaneh.com/774852/
https://www.radiozamaneh.com/774625/
https://www.radiozamaneh.com/774021/
https://www.radiozamaneh.com/795295/ | 250 |
| 18 | https://baru.ir/bisotoun/why-publishers-deceive-with-printing-turn/
https://baru.ir/mag-contents/about-beckett/
https://baru.ir/bisotoun/running-and-not-reaching/
https://baru.ir/bisotoun/when-literature-becomes-a-business/
https://baru.ir/bisotoun/censorship-in-world-literature/
https://baru.ir/pore/a-farewell-to-arms/
https://baru.ir/mag-contents/translator-notebook/
https://baru.ir/mag-contents/author-and-domestics/
https://baru.ir/bisotoun/editing-from-the-outside/
https://baru.ir/bisotoun/unbalanced-balance-translation-in-iran/
https://baru.ir/bisotoun/book-peddlers-el-ghanebal-street/
https://baru.ir/bisotoun/who-is-the-famous-librarian/
https://baru.ir/bisotoun/why-does-jojo-moise-sell-well/
https://baru.ir/bisotoun/a-charming-bookish-celebrity/
https://baru.ir/mag-contents/a-bird-in-name-translator/
https://baru.ir/mag-contents/again-translation/
https://baru.ir/mag-contents/isfahan-literary-circle/ | 228 |
| 19 | 📌بازار نشر در عصر شارلاتانیسم (۳)
شهوت تعدد
بخش بزرگی از بحران امروز نشر، نه از کمبود سواد و استعداد، بلکه از شهوتِ تعدد میآید؛ ناشران و مترجمانی که بهجای وسواس بر کیفیت، دچار وسواس بر تعداد شدهاند. برای آنها هر کتاب، نه یک پروژهی فکری، بلکه یک «عدد» است: یک عنوان دیگر در فهرست، یک جلد دیگر در رزومه، یک پست دیگر برای تبلیغ.
در این منطق، کتابها باید سریع تکثیر شوند، نه دقیق تولید. مهم نیست متن فهمیده شده یا نه، مهم این است که زودتر از بقیه «در بازار باشد.» نتیجهاش هم روشن است: ترجمههایی شبیه به هم، نثرهایی بیروح و ماشینی و کتابهایی که فقط حجم دارند، نه معنا. به عبارتی تولید کاغذ باطله.
شهوتِ تعدد، دشمن مستقیم مسئولیت است.
کسی که همزمان روی دهها عنوان کار میکند، عملاً روی هیچکدام مسئول نیست.
اینجا دیگر با خطاهای انسانیِ قابل درک طرف نیستیم؛ با بیاعتنایی سیستماتیک به متن و مخاطب طرفیم.
و بدتر از همه اینکه همین انبوهسازی، بهاشتباه «اعتبار» تلقی میشود. نامی که همهجا هست، الزاماً نامی قابل اعتماد نیست؛ گاهی فقط نشانهی این است که کیفیت، قربانی میل بیمارگونه به زیادبودن شده است.
https://t.me/motarjemdiaries | 277 |
| 20 | 📌بازار نشر در عصر شارلاتانیسم (۲)
وقتی «سابقه» هم دیگر معیار نیست: دربارهی توهم رزومه در بازار ترجمه
تا همین چند سال پیش، یکی از توصیههای رایج به مخاطب این بود: «به سابقهی مترجم اعتماد کنید.»
اما واقعیت تلخ این است که امروز، حتی سابقه هم دیگر معیار قابل اتکایی نیست.
در بازار فعلی ترجمه، با پدیدهای روبهرو هستیم که میتوان آن را «رزومهسازی انبوه» نامید؛ مترجمنماهایی که با اتکا به ترجمههای شتابزده، ابزارهای هوش مصنوعی، و حداقل نظارت انسانی، سالی ده، پانزده، یا حتی بیست کتاب قطور روانه بازار میکنند. کتابهایی پر از خطاهای مفهومی، نثر ناپایدار، حذف و اضافههای بیمسئولیت و غلطهایی که حتی در یک ویرایش اولیه هم نباید باقی بمانند. اما همین حجم تولید، برای مخاطب ناآگاه، بهاشتباه تبدیل به اعتبار میشود.
وقتی نامی روی دهها جلد کتاب تکرار میشود، این تصور شکل میگیرد که با مترجمی «پرکار» و «باتجربه» طرف هستیم؛ در حالی که پرکاری لزوماً نشانهی کاربلدی نیست و در بسیاری از موارد دقیقاً نشانهی عکس آن است.
مسئله اینجاست که مخاطب معمولاً ابزار تشخیص ندارد.
او متن اصلی را ندیده، زبان مبدأ را نمیداند و تنها چیزی که میبیند یک عنوان دهنپرکن و یک نامِ یادآشناست. نتیجه؟ اعتماد میکند، پول میدهد، و بعد از چند تجربهی بد، به این جمعبندی میرسد که «ترجمهها همه بدند»؛ نه اینکه بداند قربانی یک سیستم شارلاتانسالار شده است.
در این فضا، حتی مفهوم «سابقه» هم لوث شده است.
🔔سابقهای که نه حاصل سالها دقت و وسواس، بلکه محصول خط تولیدی است که کیفیت را قربانی سرعت کرده. سابقهای که بهجای اعتبار، باید زنگ خطر باشد:
❓چطور ممکن است کسی این تعداد کتاب سنگین را، در این بازهی زمانی، درست ترجمه کرده باشد؟
هشدار به مخاطب:
امروز دیگر کافی نیست بپرسیم «مترجم چند کتاب ترجمه کرده؟»
باید بپرسیم:
-آیا این مترجم اجازه میدهد کتابش زمان ببرد؟
-آیا کارهایش لحن و نثر یکدست دارند یا شبیه خروجی ماشیناند؟
-آیا کیفیت آثارش خوب است یا فقط تعدادشان زیاد است؟
بازار امروز، بازار «عدد» نیست؛ بازار مسئولیتپذیری است.
شارلاتانها هم کتاب درمیآورند، هم رزومه میسازند، هم اسمشان همهجا هست. اما آنچه ندارند، احترام به متن و احترام به مخاطب است.
و تا زمانی که این تفاوت دیده نشود،
هم کتاب آسیب میبیند،
هم مخاطب،
و هم ناشرانی که هنوز به کار درست باور دارند.
https://t.me/motarjemdiaries | 238 |
