شِکآف؛
Open in Telegram
و آنجا در میان شکاف زیستن ریشه ای امیدوار لبخند می زند. t.me/HidenChat_Bot?start=5778228852 بایگانی : https://t.me/shekaf003
Show moreIran123 521The category is not specified
585
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-830 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+1
in 3 channels
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+2
in 0 channels
Get PRO
January '26
+3
in 7 channels
Get PRO
December '25
+270
in 13 channels
Get PRO
November '25
+255
in 35 channels
Get PRO
October '25
+379
in 40 channels
Get PRO
September '25
+330
in 19 channels
Get PRO
August '25
+687
in 12 channels
Get PRO
July '25
+611
in 30 channels
Get PRO
June '25
+316
in 18 channels
Get PRO
May '25
+72
in 8 channels
Get PRO
April '250
in 8 channels
Get PRO
March '25
+121
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 17 May | 0 | |||
| 16 May | 0 | |||
| 15 May | 0 | |||
| 14 May | 0 | |||
| 13 May | 0 | |||
| 12 May | 0 | |||
| 11 May | 0 | |||
| 10 May | 0 | |||
| 09 May | 0 | |||
| 08 May | +1 | |||
| 07 May | 0 | |||
| 06 May | 0 | |||
| 05 May | 0 | |||
| 04 May | 0 | |||
| 03 May | 0 | |||
| 02 May | 0 | |||
| 01 May | 0 |
Channel Posts
| 2 | « پیر گشـته دلِ ما،گرچـه آغازِ جوانیـست هنوز » | 86 |
| 3 | شبها بیشتر از چیزی که فکرش را میکنم تاریک میشوند و صبحها خاموشتر از چیزی که میدانم؛ به کدام سو باید بروم بر فرار از خویش؟ | 80 |
| 4 | وطن،
نه فقط خاکی زیر پا،
که خاطرهای در گلوست
و بغضی که هر بار
با شنیدن نامش
دوباره زنده میشود.
برای تو میگرییم،
برای آنچه بودی
و آنچه میتوانستی باشی. | 81 |
| 5 | و چقدر مرگ، به اندازهیِ پیراهنِ من به من میآید! | 100 |
| 6 | ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺩﺵ، ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻗﻠﻘﻠﮏ ﺩﻫﺪ ﻣﻐﺰﺵ ﺩﺭﮎ میکند ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻗﻠﻘﻠﮑﺶ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ! بیشعوﺭﯼ ﻫﻢ دقیقا ﻣﺜﻞ این است؛ خیلیها نمیفهمند ﮐﻪ ﺷﻌﻮﺭ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. | 91 |
| 7 | پیروزیهای چشمگیری ندارم ولی میتوانم با شکستهایی که از آنها زنده بیرون آمدهام، غافلگیرت کنم | 97 |
| 8 | اما من از شدت فکر زیاد خودمو مشغول هرچیزی میکنم تا شبها از خستگی زیاد خوابم ببره. | 96 |
| 9 | زمین گندید، آیا بر فراز آسمان کسی نیست؟ | 112 |
| 10 | «اندوهگینم عزیز من، به سوگِ وطنی نشستهام که هزار پاره در آغوش تاریخ افتاده است.» | 197 |
| 11 | چه جوانانی اسمائیل
میبینی؟
چه جوانانی!
بسیاریشان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشردهاند. | 233 |
| 12 | شما آنقدر نادان هستید که فکر میکنید فقط به خاطر اینکه دین دارید، دیگر نیازی به اخلاق ندارید. | 192 |
| 13 | گاهی دلم میخواهد زندگیام را به دست کسی بدهم بگویم: «این را میگیری؟» و فرار کنم. | 281 |
| 14 | اِی دوست.mp3 | 195 |
| 15 | 💚🤍❤️ | 193 |
| 16 | این جهان سراپا گناه است، به دنیا آمدن ما نیز گناه است. | 183 |
| 17 | با غم آنها که برای ما جان دادهاند چه باید کرد؟ | 174 |
| 18 | دنیا به رنگ زیبای ایران درآمده، چه عظمتی چه شکوهی چه زیباییِ درخشانی. | 183 |
| 19 | برف میبارد و باد میپیچد،
جوانان خسته، سرد و بیصدا،
در مسیرهایی که هیچ کس نمیبیند،
پایشان در گل فرو میرود، دلشان در سکوت.
نه ناقوس است، نه دعایی،
فقط زمزمهی باد و صدای سلاحها؛
خورشید هم تاب نمیآورد
تا گرمی دهد به آن تنهای خاموش.
و هر روزِ سرد،
یک جوانِ دیگر را میگیرد،
بینشان، بیسرود،
تا تنها خاطرهای از زیبایی باقی بماند.
ـ زمستانِ خاموش / Wilfred Owen | 293 |
| 20 | برف میبارد و باد میپیچد،
جوانان خسته، سرد و بیصدا،
در مسیرهایی که هیچ کس نمیبیند،
پایشان در گل فرو میرود، دلشان در سکوت.
نه ناقوس است، نه دعایی،
فقط زمزمهی باد و صدای سلاحها؛
خورشید هم تاب نمیآورد
تا گرمی دهد به آن تنهای خاموش.
و هر روزِ سرد،
یک جوانِ دیگر را میگیرد،
بینشان، بیسرود،
تا تنها خاطرهای از زیبایی باقی بماند.
ـ زمستانِ خاموش/ Wilfred Owen | 1 |
