en
Feedback
کرشمه‌خوانی

کرشمه‌خوانی

Open in Telegram

مجری و گوینده‌ی صدا و سیمای خراسان رضوی

Show more
Iran150 908The category is not specified
205
Subscribers
No data24 hours
-197 days
-1830 days
Posts Archive
نمایی از تألیفات و ترجمه‌های دکتر محمد دهقانی.
+1
نمایی از تألیفات و ترجمه‌های دکتر محمد دهقانی.

دوستان! لطفاً کتاب‌های مرا بخرید و بخوانید. این فعلاً تنها آب‌باریکه‌ای است که من برای معیشت و ادامه‌ی زندگی دارم. اگر می‌خواهید زنده بمانم و همچنان برایتان بنویسم و قصه بگویم کمکم کنید. من از دولت ایران نه حقوق می‌گیرم و نه یارانه. از سهام عدالتش هم هیچ‌وقت برخوردار نبوده‌ام، و فقط سهام ظلمش نصیبم شده است. می‌دانم که نسخه‌ی الکترونیک آثار مرا فیدیبو و طاقچه به فروش می‌رسانند. سایت جهانی آمازون هم نسخه‌ی کاغذی بعضی از آنها را به بهایی گزاف (با دلار و یورو) به فروش می‌رساند. بدانید و آگاه باشید دوستان، که از این همه ریالی به من نمی‌رسد. اگر از این راه سودی به دست آید به جیب ناشران سرازیر می‌شود. اگر مسلمان‌اید، خودتان بسنجید که این سود حلال است یا حرام. و اگر نیستید آزاده باشید و کتاب‌های مرا از این جور جاها نخرید. راضی نیستم.

مُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم گفت که: «سرمست نه‌ای، رو که از این دست نه‌ای» رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم گفت که: «تو کشته نه‌ای، در طرب آغشته نه‌ای» پیش رخ زنده‌کُنش کشته و افکنده شدم گفت که: «تو شمع شدی، قبلهٔ این جمع شدی» جمع نیَم، شمع نیَم، دودِ پراکنده شدم گفت که: «شیخی و سَری، پیش‌رو و راهبری» شیخ نیَم، پیش نیَم، امرِ تو را بنده شدم گفت که: «با بال و پری، من پر و بالت ندهم» در هوسِ بال و پرش، بی‌پر و پرکنده شدم

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟ به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟ نه قوتی که توانم کناره‌ جُستن از او نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم...

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی.

ماهی‌ای را مانستیم که از آب بیفتاده و در خشکی مانده و غارت شده و بینوا گشته. - تاریخ بیهقی

کو دیده که تا بر وطن خود گرید بر حال دل و واقعۀ بد گرید؟ دی بر سر یک مرده دو صد گریان بود امروز یکی نیست که بر صد گرید • کمال‌الدین اسماعیل

ساحتِ گورِ تو سروستان شد ای عزیز دل من تو کدامین سروی؟ • هوشنگ ابتهاج

بمیرید بمیرید وزین مرگ مترسید کزین خاک برآیید، سماوات بگیرید یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

لعنت به هر دستی که هر جایی رو صورت مردم بلند می‌شه...
لعنت به هر دستی که هر جایی رو صورت مردم بلند می‌شه...

تو چه حُسنی؟ که مَنَت عاشقِ مادرزادم.

هدیه‌ام از تولد گریه کردن بود خندیدن را تو به من آموختی... - شمس لنگرودی

دلم ز نازکی خود شکست در غم عشق وگرنه از تو نیاید که دلشکن باشی... - هوشنگ ابتهاج

عاشقی بر من؟ پریشانت کنم! کم عمارت کن که ویرانت کنم گر دو صد خانه کنی زنبوروار چون مگس بی‌خان و بی‌مانت کنم ور تو افلاطون و لقمانی به علم من به یک دیدار نادانت کنم

کلاته روسی.mp35.14 MB

Жди меня.mp31.92 MB

تفألی به حافظ بزن خوب آمد بمان بد آمد؛ نرو...

گاهی به آخرین پیراهنم فکر می‌کنم که مرگ در آن رخ می‌دهد. - غلام‌رضا بروسان