خطِ فاج
Open in Telegram
فائزهم-[فاج، تلفیق اسم و فامیلیمه] نویسندهٔ شعرهای #فاج و نوشتههای بدونِاسم، خودمم، باشد تا امید و نجوایِ رسیدن...میشنوَمِت✨️ https://t.me/HarfChatBot?start=700029d753ad
Show more1 567
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1 567
عزیزم، حبسیم تو طاقت طاق شده و نفسهای بریدهبریدهی زمان، خمیدگیِ سگرمهها و چشمهای بیخواب و نور سرمازدهی همین حوالی؛ جایی بین دوام آوردن و کم آوردن، بین «صبر داشته باش» و «دیگه بسه».
1 567
Repost from N/a
«آخر مگر چطور میشود انسانی که هر روز لبخند میزد چنین تلخ از خود به جای بگذارد؟»
-زندگی در میان خون
1 567
اتفاقا این روزا صدا از دیوار درنمیاد، ولی وقاحت، بیشرمی، بیرحمی و گستاخی، واضحتر از همیشه فریاد میزنه.
1 567
Repost from مثلاً روانشناسم!
نظریه نامحبوب: اگه یه نفر داره ورزش میکنه، کار میکنه، زبان میخونه، درس میخونه و و و و.... دلیل نمیشه غمگین نباشه، دلیل نمیشه حالش خوب باشه. هرکس یه جوری سعی داره دووم بیاره!
-nazaninin
1 567
نیستم و دستودلم به کار نمیره، اما مجبورم هر صبح خودمو سنجاق کنم به کاری که باید تا سال بعد تموم بشه؛ با غم نبود استادی که هر روز میدیدمش، و کشته شدنش، زخمیه که هر روز زبونمو بند میاره.
1 567
نذار کارت رو تمومشده حساب کنن؛ ادامه دادن تو، بدترین خبر برای کساییه که امیدشون به ناامیدی تو بسته شده.
1 567
به خودت بگو حق داری حالِ خوبت رو داشته باشی، هرچند کمرنگتر از قبل؛ حق داری از غمها در بری، حتی به اندازهی یه نفس کوتاه.
1 567
از این لحظه تا لحظههای قبل، از این شنبه تا شنبههای پیشین و از ۴۳۲۰۰ دقیقهای که گذشت، چندهزار نگاه پر کشید، چندهزار لبخند گم شد و چندهزار دل شکست.
1 567
زخمهامون تازه نیست، خستگیهامون قدیمیتر از این حرفهاست، کم اذیت نشدیم، هر کدوم یه جایی شکستیم و از بغضی که راهی برای فریاد نداشت تو خودمون پیچیدیم؛ حالا نیش زدن به دلهای زخمی بیمعنیه، تو این روزها بیشتر مرهم هم باشیم.
