باگ نویس فعلی، کشاورز آینده
Open in Telegram
OLD: SomeRegularBPDguy Everybody is welcomed to join 🦖 -Do you think God stays in heaven because he too lives in fear of what he's created? برای درخواست جوین شدن به چنلتون پیام ندین🙏🏻 http://t.me/BluChtBot?start=61a5a807bcd5aa8a8949
Show more107
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
لطفا قوی نباشین، لطفا ادای قوی بودن در نیارین. احساساتتون رو بروز بدین و خودتون رو با «ضعیف بودن» بپذیرید و دوست داشته باشین. وقتی نقش «قویبودن» رو میگیرین، مجبور میشین خودتون و احساساتتون رو سرکوب کنین، مجبور میشین بگین «نه اصلاً درد نداشت». ولی درد داشت، اونجا تو تنها بودی، نیاز به آغوش امنی داشتی، نیاز داشتی خیلی راحت گریه کنی و بگی دردم اومد. ولی نگفتی، خودت رو سفت گرفتی و گفتی من قویام. این ادای قوی بودن، یه روزی از یه جا میزنه بیرون، یه روزی که شاید خیلی دیر باشه.
* دانشجویی پرسید:
+آیا شبکههای عصبی که بر اثر تجربیات مختلف در مغز ایجاد میشوند، میتوانند پاک شوند؟
-نه
+دارو یا روشی هست که آنها را پاک کند یا تغییر بدهد؟
-نه
+پس راه حل چیست؟
-در انتخاب تجربهای که میخواهی بکنی دقت کن، در مغز راه برگشتی نیست.
@averagebpdguy
توی شب زنده داری زنده ترم
اینکه طول شب همه کارامو بهش میرسم و در پایان، شروع روز که همچی روشن میشه و حس قشنگ و شروع تازه رو میده، بهترین حالو داره....
اتفاقاً سختگیر باشید. واسه کتاباییکه میخونید، فیلمایی که میبینید، آدمایی که باهاشون معاشرت میکنید. هر چقدرم فکر کنید تحت تاثیر قرار نمیگیرید، شخصیتِ اصلی شمارو دقیقاً همین موارد شکل میدن...
@averagebpdguy
Repost from N/a
صادقانه درد بعضی زخمها هم برای اینه که خودت زیادی کش میدی ماجرا رو. از یه جایی به بعد دیگه "سوگواری" معنایی نداره، فقط گریه و زاریِ اضافهست. پاشو و خودت رو جمع کن دیگه اه
Repost from دُری گمشده
درد بعضی زخمها واسه اینه که هیچوقت جواب چراهایی که پرسیدی رو نگرفتی و حرفهای ناگفته تا همیشه درونت باقی میمونن.
Repost from N/a
درد بعضی زخم ها واسه اینه که، کسی رو نداری که نوازشت کنه.
Repost from [ــخطخطیسمــ]
درد بعضی زخمها واسه اینه که تا سالها دنبال اینی به بقیه ثابت کنی که هی! نگاه کنید! من زخم دارم!
فکر کنم دردش جایی کم میشه که دست برداری از این تلاش حقیرانه برای اثبات رنج خودت به دیگرانی که قرار نیست هیچوقت همدلی کنن.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
بنابراین، یکی از انتخابهای درمانی، در کنار دارو و رواندرمانی، میتونه حیوانات خانگی باشه. فقط سه تا نکته رو بگم، اگر خواستید حیوون خونگی بگیرید:
۱. خواهش میکنم نخرید، به سرپرستی بگیرید. چه سگها چه گربهها، و باز خصوصا گربهها که تعدادشون خیلی بیشتره.
۲. نگهداری از سگ به مراتب دشوارتر از گربه هست. من تجربهی هر دو رو داشتم و دارم. سگ توجه و مراقبت خیلی بیشتری میطلبه. اگر شرایطش رو ندارید لطفا به هیچ عنوان انتخابتون سگ نباشه.
۳. مسئولیتپذیر باشین. یه موجود زنده رو میارید که به محیط و شرایط خونگی بودن، عادت میکنه. این بیچاره رو بعداً نمیشه مثل حیوونای بیابونی و خیابونی باهاش رفتار کرد. تولید رنج نکنید. اگر نمیتونید و شرایطش رو ندارید، تسلیم خودخواهی انسانیتون نشید.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
یا مقالهی دیگهای که توی ژورنال تحقیقات روانپزشکی منتشر شده، تاثیر سگهای خدماتی رو بر PTSD بررسی کرده و دیدن که باعث کاهش چشمگیر علائم اضطرابی و افسردگی میشه و روابط اجتماعی رو ارتقا میده.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
تحقیقی که در دانشگاه خرونینگن هلند انجام شده و مقالهاش در ژورنال International Journal of Environmental Research and Public Health به چاپ رسیده:
«نگهداری از گربهها میتواند به کاهش انزوای اجتماعی و بهبود روابط شخصی کمک کند!»
