en
Feedback
‌ . ‌‌ ‌︩︪‌𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖺𝗉𝗒 ៹ ࣪

‌ . ‌‌ ‌︩︪‌𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖺𝗉𝗒 ៹ ࣪

Open in Telegram

    ‌        ׄ ㅤ|ㅤׅㅤ  𝇄𝇄              ᰵᰵ   ▮⃞⃞🦋  㖫                                                   ‌ ‌ㅤ  ㅤ          . 𝖠 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 𝖿𝗈𝗋 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖺𝗉𝗒 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺𝗌 ٫ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ @DInforama

Show more
655
Subscribers
-124 hours
-177 days
+7330 days
Posts Archive
Repost from N/a
☕️ ꒰ ꒰ 𝘏𝘢𝘱𝘱𝘺 𝘵𝘸𝘰𝘨𝘦𝘵𝘩𝘦𝘳 ׅ 𓂂 ✧ ࣪

وای این پککک 😭😭😭😭😭 خسته نباشی خیلی قشنگ و با کیفیته :(💞

𝖠𝗍𝗍𝗋𝖺𝖼𝗍𝗂𝗏𝖾 𝗆𝖺𝗇 🧋 % 𝟢𝟢𝟦 번째 ‌ ‌ ﹫𝚱𝗂ᥖ 𝖽𝗈𝗁𝗈𝗈ᥒ

اره، هورا بعدش راجبش یپ میکنیم

عه توهم دیدیش ؟ باشهه حتما 😭

وای زود ببینش خیلی قشنگه

این فیلمم رفت تو لیستم امیدوارم که حتما ببینمش 💞

بازم از شدت با کیفیت بودن کاور چشمام برق زد

از ژانر های مورد علاقمه این مدل که کاری که نباید رو میکنن و میفتن توی یه ماجرای عجیب

خیلی جالب توضیح میدی واقعا موقع خوندنشون میتونی تصور کنی چقدر فیلمی که معرفی میکنی جالبه و مشتاق میشی ببینیش تا بهتر درکش کنی

— دره؛ جــایــی بــرای جــدا نگــه‌داشتــن آدم‌هــا '
همه‌چیز از جایی شروع میشه که دو نفر، دو طرف یه دره‌ی عظیم، برای یک سال مأمور میشن مراقب چیزی باشن که نباید هیچکس بهش نزدیک بشه. نه اجازه دارن با هم ارتباط داشته باشن، نه حتی دقیقا می‌دونن اون طرف چه خبره؛ فقط یه قانون بهشون داده شده: نگهبانی بده و سؤالی نپرس. از همون اول می‌بینیم که ، دره درواقع خودش یه مرزه. مرزی که آدم‌ها رو از هم جدا نگه می‌داره و اجازه نمیده هیچ‌چیز از اون‌طرفش، بدون اجازه، به این‌طرف برسه. اما نکته‌ی جالب اینه که با وجود تمام قوانینی که برای جداکردن لوی و دراسا گذاشته شده، اولین چیزی که بینشون شکل می‌گیره، دقیقا همون چیزیه که این سیستم می‌خواسته جلوشو بگیره: اعتماد. و کم‌کم می‌فهمن شاید خطر اصلی، اون چیزی نباشه که اون پایین زندانی شده؛ شاید خطر واقعی‌تر، سیستمیه که ازشون خواسته بدون هیچ سؤالی، فقط نگهبان بمونن و حتی ازهم چیزی ندونن.
— پنــهــان شــده در قعــر دره '
چیزی که پایین این دره نگه داشته شده، یه چیزی بیشتر از یه هیولای معمولیه؛ موجوداتی که بهشون میگن "هالو من" [Hollow Men]، که در اصل باقی‌مونده‌ی یه پروژه‌ی نظامی قدیمی از دهه‌های قبله که قرار بوده یه سلاح بسازه. ته اون سیلوی موشکیِ متروکه، یه کلاهک هسته‌ای شکسته وجود داره که هنوز داره نشت می‌ده (یچیزی مثل شیمیایی و یا اتم)؛ و هر بار که آب بارون به اون محموله می‌خوره، بخار سمی‌ای تولید میشه که هرکی تنفسش کنه، به‌مرور بدنش دگرگون و متلاشی میشه. و این نکته‌ست که فیلم رو از یه هیولاآزاری ساده جدا می‌کنه؛ هالو من‌ها ذاتا هیولا به‌دنیا نیومدن، اتفاقا بخاطر یک پروژه فناپذیر محکوم به این سرنوشت عجیب شدن. حتی خود شخصیت‌های فیلم هم که سال‌ها اون پایین گرفتار بودن، دقیقا با تنفس همون هوای مسموم، آروم‌آروم تبدیل به همون چیزی میشن که ازش وحشت دارن. و همین‌جاست که فیلم یه سؤال دیگه رو وسط ماجرا میاره: اگه یه سیستم خودش هیولا بسازه، بعد حق داره از هیولایی که ساخته بترسه؟ آدم‌های پشت این پروژه، این هالو من‌هارو به چشم تهدید می‌بینن، درحالی‌که خودشون دلیل به‌وجودآمدنشون بودن. دره اینجا دیگه فقط یه گورستانه برای اشتباهی که هیچکس نخواسته مسئولیتشو قبول کنه و حتی خیلیا فراموشش کردن. و مرز بین «محافظت از دنیا» و «پنهان‌کردن گناه خودمون»، خیلی باریک‌تر از چیزیه که فکرشو می‌کردیم.
— غریبــه‌ای کــه بــایــد بهــش اعتمــاد می‌کــردی '
لوی و دراسا قرار نبود همدیگه رو ببینن؛ حتی قرار نبود اسم همدیگه رو بدونن. ولی وقتی تنهاییِ طولانی‌مدت و خطر مشترک وارد ماجرا میشه، اون قوانین کم‌کم بی‌معنی میشن. و چیزی که رابطه‌شون رو جذاب می‌کنه، این نیست که یهویی عاشق هم میشن؛ اینه که مجبور میشن به کسی اعتماد کنن که هیچ دلیل منطقی‌ای برای اعتمادکردن بهش ندارن و از قضا بهشونم گفته شده که باهم درارتباط نباشن. اول از فاصله‌ی دور برای هم روی تخته نامه می‌نویسن، بعد کم‌کم ارتباط برقرار می‌کنن، تا جایی که اون غریبه‌ی طرف مقابل، تبدیل میشه به تنها کسی که می‌تونه واقعا شرایطشون رو بفهمه. انگار فیلم می‌خواد بهمون بگه که بعضی‌وقتا اعتماد قبل از شناختن اتفاق می‌افته، نه بعدش. و وقتی بالاخره مجبور میشن وارد دنیای همدیگه بشن، دیگه مسئله فقط زنده‌موندنشون نیست؛ باید تصمیم بگیرن به چیزی که بهشون گفته شده اعتماد کنن، یا به چیزی که توی اون دره خودشون با چشم دیدن.

ㅤ—‌‌‌ ✦ 𝖻𝖾𝗍𝗐𝖾𝖾𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗂𝗇𝖽𝗌 !#TheGorge
ㅤ—‌‌‌ ✦ 𝖻𝖾𝗍𝗐𝖾𝖾𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗂𝗇𝖽𝗌 !#TheGorge