en
Feedback
‌ . ‌‌ ‌︩︪‌𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖺𝗉𝗒 ៹ ࣪

‌ . ‌‌ ‌︩︪‌𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖺𝗉𝗒 ៹ ࣪

Open in Telegram

    ‌        ׄ ㅤ|ㅤׅㅤ  𝇄𝇄              ᰵᰵ   ▮⃞⃞🦋  㖫                                                   ‌ ‌ㅤ  ㅤ          . 𝖠 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 𝖿𝗈𝗋 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖺𝗉𝗒 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺𝗌 ٫ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ @DInforama

Show more
655
Subscribers
-124 hours
-177 days
+7330 days
Posts Archive
هی می‌خوابم بیدار میشم ایده جدید به ذهنم میاد بعد دیگه نمیتونم قبلیا رو دوست داشته باشم

سلام من دوباره میخوام مدل معرفی ها رو تغییر بدم

آخجون پک باکیفیت خوشگل از دوست پسریا 💞

چقدر شات ها مرتب و قشنگ بودن 😭😭

‌  🤩 Four Hands, Two Sonatas #pack                𓂃 ִֶָ  Song Kang  ִֶָ 𓂃    ‌

‌ 🤩 Four Hands, Two Sonatas #pack             𓂃 ִֶָ  Lee Jun Young  ִֶָ 𓂃

کتابشو یه بار استارت زدم ولی اون موقع بچه بودم حس کردم نامفهومه برام با اون ترجمه و دیگه نخوندمش :(

وای دلم خواست ببینمش ، همینو ببینم و بخونم کالکشن هری پاترم کامل میشه 😭

چقدر دیر دیدم این پستو 😭😭😭

𝟣𝟤 ── 𝖺𝖿𝗍𝖾𝗋ㅤㅤ 𝗍𝗁𝖾ㅤㅤ 𝖼𝗋𝖾𝖽𝗂𝗍𝗌 ˚
من خیلی‌سال پیش این فیلمو دیدم و فکر می‌کنم "جانوران شگفت‌انگیز و زیستگاه آن‌ها" بیشتر از اینکه صرفاً یه فیلم فانتزی و سرگرم‌کننده باشه، درباره‌ی تفاوت و ترس از ناشناخته‌‌هاست. از یه طرف نیوت رو داریم که به‌جای ترسیدن از موجودات عجیب، سعی می‌کنه بفهمتشون؛ از طرف دیگه جامعه‌ای رو می‌بینیم که هرچیزی رو که با تعریفش از «عادی بودن» جور درنیاد، خیلی راحت تبدیل به تهدید می‌کنه. و کردنس شاید تلخ‌ترین نمونه‌ی همین ماجرا باشه؛ کسی که اول به خاطر متفاوت بودنش سرکوب میشه و بعد، نتیجه‌ی همون سرکوب تبدیل میشه به چیزی که همه ازش می‌ترسن. چیزی که برام جالبه اینه که فیلم این مفهوم رو بدون اینکه مستقیم درباره‌ش سخنرانی کنه، توی داستان و شخصیت‌هاش نشون میده. پشت اون همه موجود جادویی و فضای فانتزی، یه سؤال نسبتاً ساده وجود داره: چقدر از چیزهایی که ازشون می‌ترسیم، واقعاً ترسناکن و چقدرشون فقط چیزهایین که هنوز نفهمیدیمشون؟ و حتی شاید ترسناک ساختیمشون:)

— نیــوت اسکمنــدر، عجیــب‌تــریــن قهــرمــان '
نیوت‌ به‌عنوان نقش اصلی فیلم، برخلاف تصویر همیشگی یه قهرمان فانتزی، آدم پرسروصدا و ماجراجویی نیست؛ خجالتیه، کم‌حرفه و ترجیح میده به‌جای آدم‌ها، بیشتر وقتشو با جانورها و حیوون‌های عجیب‌وغریب توی چمدونش بگذرونه. و دقیقاً همین چیزیه که شخصیتشو خاص می‌کنه؛ قهرمانی که قدرتش از دلسوزی و درک عمیقش نسبت به موجوداتیه که بقیه ازشون می‌ترسن و حتی طردشون می‌کنن نه از جادوهای نمایشی یا مبارزه کردن. نیوت هیچ‌وقت یه موجود رو صرفاً براساس ظاهرش قضاوت نمی‌کنه. حتی وقتی رفتارش خطرناک به نظر میاد، اول سعی می‌کنه بفهمه چرا اینطوری رفتار می‌کنه و چی نیاز داره تا بتونه ازش محافظت کنه. یه جورایی نیوت نماینده‌ی همدلی توی دنیای فیلمه؛ کسی که به‌جای اینکه از چیز ناشناخته فاصله بگیره، سعی می‌کنه بشناستش. و شاید برای همین، عجیب‌ترین ویژگی نیوت این نباشه که با جانورهای جادویی زندگی می‌کنه؛ اینه که حاضر نیست چیزی رو فقط به خاطر متفاوت بودنش، هیولا درنظر بگیره.
— نیــویــورک ۱۹۲۶؛ شهــری مملــو از چیــزهــای نشنــاختــه '
فضای فیلم توی نیویورک سال ۱۹۲۶ اتفاق میفته؛ جایی که ترس از جادو و هرچیز غیرعادی، تبدیل به بخشی از زندگی مردم شده. گروه‌های ضدجادو مثل سکندسِیلمرز با تبلیغات و نفرت‌پراکنی، مردم عادی رو علیه چیزی که نمی‌شناسن تحریک می‌کنن. حالا وسط همین فضا، جانورهای نیوت از چمدونش فرار می‌کنن و اتفاقاً حضور موجوداتی که مردم ازشون خبر ندارن، همون ترس‌ها و تشویش‌هارو بیشتر می‌کنه. اما چیزی که فیلم جالب نشون میده اینه که این ترس لزوماً از چیزی که واقعاً اتفاق افتاده نمیاد؛ بخش زیادیش از تصوری میاد که مردم از ناشناخته‌ها برای خودشون ساختن. وقتی یه چیزی رو نمی‌شناسیم، خیلی راحت براش برچسب می‌سازیم؛ خطرناک، عجیب، غیرطبیعی و شاید هیولا!؟ بعد هم کم‌کم همین ترس می‌تونه تبدیل به طرد کردن و خشونت بشه. نیویورک توی Fantastic Beasts؛ شهریه که مدام بین شناختن و ترسیدن از چیزی که نمی‌فهمتش گیر کرده.
— ابسکــوریــال؛ سرکــوب ابــزار مبــدل شــدن بــه هیــولــا '
کردنس بربون یکی از غم‌انگیزترین شخصیت‌های فیلمه درواقع؛ پسری که سال‌ها توسط مادرخوانده‌ش سرکوب‌ شده و آزار دیده و حتی مجبور شده جادوی خودش رو انکار و پنهان کنه. اما این جادو با سرکوب شدن از بین نمیره. برعکس، به شکل یه نیروی مخرب و غیرقابل‌کنترل به اسم Obscurus خودش رو نشون میده و از کردنس موجودی می‌سازه که همه ازش می‌ترسن و طردش می‌کنن. چیزی که این بخش رو تلخ‌تر می‌کنه اینه که کردنس از اول «هیولا» نبوده. آدم‌هایی که قرار بوده ازش مراقبت کنن، بهش یاد دادن که از خودش و چیزی که هست خجالت بکشه و اون رو سرکوب کنه[شاید مثل خیلی‌هامون:))] درواقع ابسکیوریال فقط یه موجود جادویی نیست؛ می‌تونه نمادی از تمام چیزهایی باشه که یه آدم مجبور شده توی خودش دفن کنه، تا جایی که دیگه راهی جز بیرون زدن به شکل مخرب براش باقی نمی‌مونه. در انتها کردنس قربانی چیزی میشه که جامعه ازش ساخته؛ و بعد، همون جامعه از هیولایی که خودش ساخته می‌ترسه.