en
Feedback
روزهای بعد از ۲۷🪄

روزهای بعد از ۲۷🪄

Open in Telegram

🎐soa نوشتن از احساسات؛ غم، تلاش، انگیزه و امید. اینجا شاید تصویری از خودت رو پیدا کنی.🌱 Tell me here📥 : @Venuskrbot

Show more
Iran63 341The category is not specified
3 070
Subscribers
No data24 hours
-197 days
-1630 days
Posts Archive
پَرتم وسطِ چاله‌ای عمیق از افکارِ بی سر و تهِ ادامه‌دار.

«یه وقتی آینده کلمه‌ی ترسناکی نبود. یه چیز مبهم بود، ولی دشمن نبود. الان اما آینده مثل یک کوچه‌ی تاریکه که هرچی جلوتر می‌ری صدای پات بلندتر می‌شه و دلت میخواد برگردی، ولی دیگه راه برگشتی نیست.»

17 - Arianfar.mp313.05 MB

‏تمام روز غمگین است. زود خسته می‌شود و خلقش تنگ می‌شود. دستش را روی گلویش می‌گذارد و می‌گوید: ‏این‌جاست. رد نمی‌شود. ‏ژان پل سارتر

خدایا؛ حرفی، نظری، هیچی؟

2 Delam.m4a3.29 MB

Repost from رویا🌿
عجیب است ما در ایران زندگی میکنیم و دلمان برای ایران تنگ شده است، میفهمی؟

Repost from 13:13
زندگی جایی از تاریخ را برای ما انتخاب کرد، که خودش در آن حضور چندانی نداشت.

«در کتاب‌های تاریخِ آیندگان، ما را "جان سخت" خواهند نامید.»

غَمی که دادین؛ کمرنگ نمی‌شه‌، یک لحظه‌هم.

آن سال‌هایِ بعد روزگار سیاه مردم مثل زخمی ناسور بر پیشانی تاریخ ماند که ماند؛ هیچکس سال بلوا وقحطی وجنگ را از یاد نبرد.. هیچکس این نحوست ونکبت را ازیاد نبرد.. که برخی تفنگ برداشتند یاغی شدند مردم شهرشان را کشتند و چپاول کردند.. همه میدانستد که داور درآن دوران سینه اش راسپرکرد تا طاق تنگ دستی برسرزن وبچه‌هاش نخوابد بلایی سرشان نیاید مثل پروانه دورشان گشت سربلندوبی نیاز...

سال بلوا.عباس معروفی.m4a6.15 KB

ناراحتی‌هام‌و نمیتونم بنویسم؛ همشون بغضن، اشکن، آه‌ن.

چه کسی جز خودمان درک خواهد کرد که ما چه وحشتی را زندگی کردیم؟

دروغ چرا؛ امروزم درد می‌کنه، خیلی هم درد می‌کنه.

نمیدانستم می‌شود این همه درد کشید و نَمُرد.

Repost from در راه.
حالا بیشترین چیزی که احساس می‌کنم و دلم می‌خواد انجام بدم اینه که از خودم یک‌ردی در جهان باقی بگذارم. یک رد پایی در خیابان‌ها، جای دستی روی درخت‌ها، لکه‌های جوهری کلمات روی پوست تن، عشق ورزیدن به زمین و روییدنی‌ها، رد نوشته‌ها و خطوط بین‌کتاب‌ها،خندیدن در هرکجا و زنده بودن. رد زنده بودن و رد کلمه‌ی زندگی، همونطور که تو گذاشتی.در سرتاسر عمر کوتاهت.

✨

خنده‌ها مُردن، گریه ارزان شد.

Reza-Bahram-Hame-Raftand-128.mp33.39 MB