Safe-Zone (HotD Spoiler/Spam)
Open in Telegram
Aye here's as messy as my life. So... Safe Sanctuary for everyone. • @Latelatenightbot • • http://t.me/BluChtBot?start=6ea4a000b9dfad8b8a49 •
Show more574
Subscribers
+424 hours
+97 days
+4930 days
Posts Archive
میشه با سر همیلتون به بریندن ریورز خیانت کنم و اینطوری دوتاشون رو منشن کنم؟ 😭😭✨
☨ ˖ ⛧ ݁˖ 𓆩♱𓆪 ˖ ⛧˖ ☨
این پیام رو فوروارد کنید و باتوجه به تفسیرم از شخصیتتون و چنلتون، میگم که قربانی کدوم فرقه و مذهب واقعی و ثبت شده میشید و آیا ازش نجات پیدا میکنید و اگه آره، چطور؟.
✵ لطفا برای چالش جوین نشید.
✵ لیمیت: تا وقتی به یک عدد زوج برسیم.
✵ جوابها اینجا قرار میگیرن: @yuhajinjin
در نهایت، Leviticus یه فیلم ترسناک نادره که واقعا هیولاش استعارهی بینقصی برای موضوعشه و نه یه ایدهی جذاب که بعد فراموش بشه. بلکه چیزی که تا آخرین صحنه با دقت دنبال میشه. این فیلم بیشتر از این که بخواد بترسونه، میخواد نشون بده ترس چطور میتونه بهعنوان ابزار کنترل استفاده بشه و دقیقا همین چیزیه که اون رو از خیلی از ترسناکهای الویتد هارر امسال متمایز میکنه. در کل Leviticus نه فقط یکی از بهترین هاررهای ۲۰۲۶، بلکه یکی از بهترین فیلمهای queer امساله اگه از من بپرسید.✨🤝
لویان پایان تمیز و قطعی نداره. انتیتی شکست داده نمیشه به معنای کلاسیک کلمه. در عوض سوال نهایی فیلم اینه آیا نیم و رایان میتونن با هم بمونن بعد از همهی این خیانتها، بیاعتمادیها، و ترومایی که از سر گذروندن؟
نکتهی کلیدی که باید بهش توجه کرد از نظر من اینه که تهدید واقعی هیچوقت خود هیولا نبوده. تهدید واقعی جامعهای بوده که این هیولا رو به وجود آورده. پس اینکه آیا طلسم فنی و بهصورت جادویی شکسته شده یا نه، اهمیت کمتری داره نسبت به اینکه پسرها از شهر و از چنگ کلیسای متعصب فرار کردن.
خود کیارلا(کارگردانش) میگه که اگه فیلم رو به دنیای واقعی تشبیه کنیم، هیولا همون "conversion therapy" و همون اخلاقیات جامعهی مذهبیای هست که فضیلت رو با یه دست تمجید میکنه و با دست دیگه به خشونت متوسل میشه. اگه اینجوری نگاه کنیم، نیم و رایان در واقع پایان خوشی گرفتن چون یاد گرفتن با وجود ترس، عشق رو انتخاب کنن، نه اینکه ترس رو حاکم کنن روی زندگیشون.
فیلم عمدا ضد دین نیست، بلکه ضد تفسیر و ابزاریسازی دینه. خود کارگردان صراحتا گفته که فیلمش ضددین نیست، بلکه دربارهی اینه که چطور آدمها معنایی خاص از یه متن برمیدارن و ازش بهعنوان سلاح علیه دیگران استفاده میکنن.
نکتهی ظریف دیگه که کمتر کسی بهش دقت کرده ببن منتقدا و بینندهها بهش توجه کردن یا شاید هم من زیادی جدی گرفتمش(😭✨) این بود که در طول فیلم هست لحظاتی که هیولا قبل از حمله مکث میکنه و این مکث معنادار خیلی مهمه چون نشون میده که انتیتی صرفا یه موجود تماما شریر نیست بلکه انگار خودش هم اسیر منطق نفرینیه که ساخته شده(که من رو یاد این قسمت از لیریک اثل کین توی موزیک پتولیمیا انداخت i am no good nor evil, simply i am and i have come to take what is mine)، مثل اینکه تعصب و ترس هم گاهی توی خود عامل اجراکنندهش (والدین و شفابخش) مکث و تردید ایجاد میکنه ولی در نهایت باز هم به خشونت ختم میشه.
یکی دیگه از نکاتی که خیلی راحت از چشم بینندهها دور میمونه کشیش و همسرش (که پسرشون هانتر توسط هیولا کشته میشه) هستن. این زوج یه سابپلات خیلی کوتاه و عمدا کمرنگ دارن دربارهی غم از دست دادن فرزندشون. کارگردان عمدا این رو خیلی مختصر نگه داشته چون میخواسته بیننده به این فکر کنه که این والدین چقدر از قبل میدونستن دربارهی خطر مراسم شفابخشی و کدومشون بیشتر حامی این تصمیم بوده که نظر من رو بپرسید با توجه به رفتارهای همسر کشیش توی آخرین سکانس این زوج، همسر کشیش بیشتر حامی بوده. چون این کاراکترها اسکرینتایم کمی دارن، بازیگرهای باتجربه (اوون لزلی و ادوینا رن) انتخاب شدن که بتونن وزن کامل این پیچیدگی اخلاقی رو فقط توی چند لحظهی کوتاه منتقل کنن و این یه تصمیم آگاهانهی کارگردانیه که خیلیها ساده ازش میگذرن.
بعدم اینکه شاید مهمترین نکتهای که خیلی از تماشاگرها ازش رد میشن اینه آرلین رو راحت میشه بهعنوان "مادر بد و متعصب" سادهسازی کرد ولی فیلم پیچیدهتر از این حرفهاست. توی پردهی پایانی، وقتی نیم ازش میخواد که به حرفهاش گوش بده، آرلین در نهایت اعتراف میکنه که کاری که روی نیم انجام شده "قابل بازگشت نیست" ولی این حرف رو با پشیمونی نمیزنه. از نگاه آرلین چون اون همیشه دور و بر نیم نخواهد بود، پسرش به ترس نیاز داره تا در مسیر درست (مذهبی) بمونه. یعنی آرلین آگاهانه پسرش رو به خطر انداخته و نه از سر نادونی. این یکی از سیاهترین و واقعیترین تصویرهاییه که فیلم از تعصب مذهبی که خودش رو به شکل عشق مادرانه در میاره ارائه میده.
نیم قهرمان اصلی داستانه ولی کیارلا عمدا کاری کرده که همدلی باهاش سخت باشه و این یکی از بهترین انتخابهای فیلمنامهست. نیم از سر حسادت، رایان و هانتر رو به کشیش لو میده. یعنی خود نیم کاتالیزوری میشه که کل فاجعه رو به راه میندازه. این دقیقا همون کانسپت کلاسیک ترسناک "تخطی/گناه اولیه که نفرین رو باز میکنه" هست ولی کارگردان عمدا مقصر رو مبهم نگه داشته. آیا تقصیر والدینه؟ مقصر خود نیمه که از حسادت خیانت کرد؟ یا همهچیز گردن رایانه که پنهانکاری کرد؟ فیلم جواب قطعی نمیده و این ابهام اخلاقی همون چیزیه که کارگردان میخواسته.
حالا اصلا چرا اسم فیلم "لاویان" (Leviticus) هست؟
کتاب لاویان (سفر لاویان) از عهد عتیقه که معروفترین متنیه که برای توجیه هوموفوبیای مذهبی ازش استفاده میشه (همون خط معروف "مرد نباید با مرد همچون زن همبستر شود") اما نکتهی مهمی که خیلی از بینندهها ازش رد میشن اینه که کتاب لاویان صرفا دربارهی همجنسگرایی نیست و بخش عمدهش دربارهی قربانیهای کاهنان، مراسم طهارت، و پاکی مناسکیه. کارگردان دقیقا همین لایه رو وارد فیلم کرده و مراسم "رهاییبخشی" که Deliverance Healer روی پسرها اجرا میکنه، مستقیما به مراسمهای طهارت و قربانی کتاب لاویان اشاره داره یعنی جامعهی مذهبی این متن رو مصادره و تحریف کرده تا یه ابزار شکنجه بسازه نه یه متن مذهبی معمولی.
خود کشیش (راد) هم در یه سکانس نمادین، پسرش (هانتر) رو قربانی میکنه دقیقا مثل روایتهای قربانیهای عهد عتیق. این یه توازی عمدیه بین "قربانی کردن فرزند برای خدا" و کاری که این پدر و مادرهای مذهبی دارن با بچههاشون میکنن.
در وحلهی اول، Leviticus یه فیلم ترسناک با یه hook هوشمندانهست: هیولایی که شکل چیزی رو میگیره که تو بیشتر از همه میخوایش. این ایده بهخودیخود خیلی زیرکانهست چون
ژانر ترسناک همیشه از میل جنسی بهعنوان منبع آسیبپذیری استفاده کرده (مثل اسلشرهای دهه ۸۰ که هر جفتی که سکس میکردن اولین قربانیها بودن😔🤝✨)
اینجا این ایده رو کیارلا واژگون و تشدید کرده و بهجای اینکه این میل باعث مجازات بشه، خود میل تبدیل به سلاح میشه. هیولا لباس معشوق رو میپوشه، پس هر لحظهی صمیمیت بین نیم و رایان آغشته به وحشته.
این باعث میشه تماشاگر دقیقا مثل خود پسرها نتونه لحظات عاشقانه رو با آرامش تماشا کنه و همیشه یه سایهی دلهره روشه. یه صحنهی معروف فیلم (صحنهی اتوبوس) دقیقا برای همین طراحی شده. کارگردان میخواسته بیننده همزمان هیجان عاشقانه و اضطراب رو حس کنه، چون پسرها یاد گرفتن که رمنس براشون همیشه با درد همراهه.
