چـکـامـهـ زار 🌘📜
Open in Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Show more448
Subscribers
-224 hours
-187 days
-930 days
Posts Archive
آنگاه که میخندید نه تنها گونه هایش همانند گل لاله سرخ میشد بلکه چال روی گونهاش نیز خود را نمایان میکرد و همین بود که میشد، زیبا ترین و دلربا ترین تصویر جهان...
#دوشیزه_سادات
میگفت:
موهای بلند برای تو زیب میدهد
آن خال کوچک کنج لب و آن چال روی گونه برای تو زیب میدهد.
آن خال های کوچک قهوهای رُخ ات هم برای تو زیب میدهد...
و اما امان از آن گونه های سرخ ات!
آنگاه که بدون کدام آرایش و پیرایشِ سرخ میشوند
سرخ لاله گونه...
همان زمان است که دلربا تر از هر دلربایی میشوی.
#دوشیزه_سادات
دختر افغان بود،
زیبا،
اندکی، مغرور و
دلربا
و اندک تر از اندکِ هم ساده دل.
#دوشیزه_سادات
Repost from N/a
هر زمان که چای میآری برایم، لطف کن
عاشقانه گوشههای استکانم را ببوس
گاه میخواهم برایت تُرکِ شیرازی شوم
حافظانه گَرد و خاکِ آستانم را ببوس
Repost from N/a
مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن
این وزن سینههای زن چند ساله است؟
در شعر، چای میخورم و چرت میزنم
آیا چه فرق بین غزل با غزاله است؟
تویی که این را میخوانی:
انشاءالله روزی بیاید که صبح ات را بدون هیچ گونه اضطراب و نگرانی آغاز کنی.
و روزی بیاید، تا هر قدر که میخواستی بخوابی و هیچ چیز و هیچ کس هم مانع این خواب قشنگ ات نشود و شده هم نتواند...!
آدمی هم ذات عجیبی دارد ...
روان آدم میتواند رنجهای عظیمی را تحملکند، اما چیزی که او را از پا در میآورد، چرخهی تکرارشوندهی « امیدهای واهی و ناامیدیهای پی در پی» هست.
#دوشیزه_سادات
