en
Feedback
چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Open in Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Show more
457
Subscribers
-124 hours
+107 days
+530 days
Posts Archive
Repost from N/a
هر لحظه‌ی که به این فکر میکنم چقدر بخاطر این اصیل بودنم ضربه های روحی و روانی را گذراندم از تهِ دل لبخند میزنم و به خودم میگم؛ هیچ بدی و هیچ کسی نمیتواند این جوهر زیبای درونم را از بین ببرند:))🤍

Repost from N/a
ْ
مَهما كَان العالم سيئاً حافِظ على براءة قلبكَ كما هي
هرچقدر که دنیا بد باشد، تو مراقب پاکی قلبت همانطور که هست باش:)🤍

تویی که این را می‌خوانی: ان‌شاءالله به موقع برسی به عشق،به یار،به پول،به زندگی به آرزو ها و رؤیا هایت... به هر آنچه که می‌خواهی... فکر می کنم‌ قشنگترین دعا همین باشد .

بزرگ‌ترین دشمن زیبایی زن، خستگی است.

من واقعا نیاز دارم به یک دور شدن اساسی؛ دور شدن از خاورمیانه، دلتنگی، دوست، آشنا، خانواده، غم، دور شدن از استرس و اضطراب، از سر درد، فکر کردن بیش از حد ، از بی‌حوصلگی ها، از درس، امتحان ، از گوشی ، از آدما.... من واقعا نیاز دارم دور بشوم از همه چیز و همه کَس.

آنانیکه با من آشنا شدند و یا آشنا می‌شوند، محال است به این آسانی‌ها فراموشم کنند. فراموش کردن من سهل و ساده نیست. زیرا من از آن دسته آدم‌ها نیستم که تنها از برابر دیدگان بگذرند و بی‌هیچ اثری در غبار زمان گم شوند. حضورم، خواه کوتاه و خواه طولانی، ردّی از خود بر صفحهٔ خاطرات آدمیان بر جای می‌گذارد. من از آن خاطره‌هایی نیستم که با گذشت چند روز رنگ ببازند و از یادها محو شوند. چه در قالب لبخندی صادقانه، چه در هیأت سخنی دلنشین و چه در سیمای محبتی بی‌ریا، چیزی از من در ذهن و دل آدم‌ها باقی می‌ماند؛ چیزی که گذر زمان نیز توان زدودنش را ندارد. هر که روزی مرا شناخته باشد، خواه ناخواه نام و نشانم را در گوشه‌ای از خاطر خویش نگاه خواهد داشت... چرا که بعضی آدم‌ها آمدنی عادی دارند، اما رفتن‌شان حکایتی است که تا مدت‌ها از یاد نمی‌رود. #دوشیزه_سادات

آنانیکه با من آشنا شدند و یا آشنا می‌شوند، محال است به این آسانی ها فراموشم کنند. فراموش کردن من سهل و ساده نیست! #دوشیزه_ساد
آنانیکه با من آشنا شدند و یا آشنا می‌شوند، محال است به این آسانی ها فراموشم کنند. فراموش کردن من سهل و ساده نیست! #دوشیزه_سادات

Repost from N/a
تا قیامت دل من چای می‌خواهد.

با هستی او اینجا کمی قشنگ‌تر است...🫀
با هستی او اینجا کمی قشنگ‌تر است...🫀

_ چای یا آب سرد؟ _ چای سبز. _ ولی گرمی است آب سرد بگیر که دل و جگرت تازه شوه. _ نه ممنون چای فقط و فقط چای! از قدیم گفتن گرمی را، گرمی می ورداره.

فوروارد کن🦢 اینجا جوین باش تا در فولدر قرار گرفته جذب بگیری و جوین بودنت چک میشه!

یا الله ببخش که تقوای ما با یک تق، وا می‌رود.

Repost from مأوے|мανα
/اللهﷻ‌میفرماید/ ﴿فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَىٰ عَلَى الْهُدَىٰ فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ﴾ •ولی آنان نابینایی •گمراهی• را بر هدایت ترجیح دادند، پس به سبب آنچه انجام می‌دادند،صاعقه عذاب خوارکننده آنان را فروگرفت• هدایت، اون لحظه‌ای نیست که فقط راه رو پیدا می‌کنی، هدایت از جایی شروع میشه که دیگه حاضر نیستی چشم‌هات رو روی حقیقت ببندی. از جایی که تصمیم می‌گیری هر چیزی رو فقط چون همه قبولش کردن نپذیری، و هر راهی رو فقط چون شلوغه راهِ درست ندونی.
الله متعال عقل رو توی وجود انسان بی‌دلیل قرار نداده. عقل فقط برای حساب و کتابِ دنیا نیست؛ برای اینه که وقتی حق و باطل کنار هم ایستادن، بتونی تشخیص بدی کدوم یکی ارزش دنبال کردن داره. خیلی‌ها چشم دارن اما نمی‌بینن، گوش دارن اما نمی‌شنون، چون مشکل از نداشتن ابزار نیست؛ مشکل از نخواستنه.آدمی که دنبال حقیقته، هرجا نشونه‌ای از نور ببینه به سمتش میره؛ حتی اگه اون نور خلاف خواسته‌های خودش باشه. چون حقیقت قرار نیست همیشه مطابق میل ما باشه. گاهی حقیقت چیزی رو از ما می‌گیره که دوستش داریم، اما در عوض چیزی بهمون میده که بهش نیاز داریم.
همراه شدن با حضرت رسولﷺ یعنی اعتماد کردن به مسیری که انتهایش روشنه. یعنی قبول کردن اینکه کسی که مقصد رو می‌شناسه، بهتر از کسیه که وسط بیابون ایستاده و فقط حدس می‌زنه. هر قدمی که در این مسیر برداشته میشه، دل رو آروم‌تر و نگاه رو شفاف‌تر می‌کنه؛ تا جایی که شک‌ها کم‌رنگ میشن و یقین، آروم‌آروم جای خودش رو توی قلب باز می‌کنه.اطاعت ازپیامبر،چراغِ هدایت و نشانهٔ راه است؛و هرکس در پرتو این نور حرکت کنه،از سرگردانی و حیرت رهایی می‌یابد.سخن او راهنماست،سیرهٔ او الگوست،و محبت او پلی است میان دل‌های مؤمنان و رضایت پروردگار.و یقین یه اتفاق ناگهانی نیست؛وقتی به دست میاد، دیگه آدم رو هر بادی با خودش نمی‌بره. چون ریشه پیدا کرده؛ چون می‌دونه چرا باور داره و برای چی ایستاده
راه مؤمنان همیشه راهِ راحتی نبوده. خیلی وقت‌ها خلاف جریان شنا کردن، تنها موندن، تمسخر شنیدن و هزینه دادن بخشی از این راه بوده. اما تاریخ همیشه ثابت کرده که ارزشِ حق، به تعداد طرفدارهاش نیست. حق، حقه؛ حتی وقتی همه ازش فاصله بگیرن. و باطل، باطله؛ حتی وقتی همه براش دست بزنن.بعضی وقت‌ها تاریکی خودش رو در لباس روشنایی نشون میده. بعضی وقت‌ها اشتباه، انقدر تکرار میشه که عادی به نظر میاد. اما حقیقت هیچ‌وقت با تعداد تکرارها تغییر نمی‌کنه. نور، نور می‌مونه؛ حتی اگه هزار نفر چشم‌هاشون رو ببندن.و شاید بزرگ‌ترین تفاوت آدم‌ها این نباشه که چقدر می‌دونن؛ بلکه این باشه که وقتی حقیقت رو می‌بینن، باهاش چه می‌کنن. بعضی‌ها تسلیمش میشن، بعضی‌ها ازش فرار می‌کنن. بعضی‌ها حاضرن برای رسیدن بهش همه چیز بدن، و بعضی‌ها حاضرن همه چیز رو نگه دارن و حقیقت رو از دست بدن.
آخرِ ماجرا، زندگی چیزی جز یک انتخاب بزرگ نیست؛ انتخاب میان نوری که راه رو نشون میده و تاریکی‌ای که فقط توهمِ آزادی میده. و چه غم‌انگیزه که آدم روشنایی دین رو ببینه، حقیقت رو بشناسه، راه رو تشخیص بده، اما باز هم تاریکی رو انتخاب کنه. چون گمراهی همیشه از ندیدن شروع نمیشه؛ گاهی از نخواستنِ دیدن شروع میشه.
﴿قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ﴾ •از جانب الله برای شما نور و کتابی آشکار آمد𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂

Repost from N/a
من به یک دیلیت اکانت ذهنی نیاز دارم.

Repost from N/a
مگر چقدر پیچیده بودیم که کسی مارا بلد نشد؟

Repost from N/a
‏دوست داشتن زیباست اما سلام بر آن‌هایی که دوست داشتن را بلدند.
ـ محمود درويش

Repost from N/a
همچون قاصدکی سردرگم زورم به اجابت هیچ آرزویی نرسید.

Repost from N/a
مگر چقدر پیچیده بودیم که کسی مارا بلد نشد؟

Repost from N/a
- من دلم می‌خواد لوس و ترسو باشم؛ اصلا از این دخترا که واسه آب خوردنم نیاز به کمک دارن، این مستقل و قوی بودن چه غلطی بود که ما کردیم؟! ±دخترنیستی‌که‌بفهمی؛ علی سلطانی.

Repost from N/a
غریبه بودند و آشنا شدند و گفتگو و گفتگو و عشق جوانه زدو گفتار کم شدو دوباره غریبگی...