چـکـامـهـ زار 🌘📜
Open in Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Show more445
Subscribers
-324 hours
-107 days
-530 days
Posts Archive
خواب نیست
درد دارم
گرمی است
او نیست
دق آوردم
و صبح هم باید وقت وقت وقت بیدار شوم
شکنجه و تمام.
Repost from N/a
من شاید شبیه خیالات تو نباشم، شاید یک لیدی مو طلایی در فرانسه یا بانویی پوشیده در لباس اشرافی نباشم. شاید انگشتان سرخ لاکی، چشمان سرمه کشیده و لب های باز به ناز و عشوه نداشته باشم اما دل دارم. دلی دور از سیاست. دور از خرده شیشه های زنانه، دور از مکر و حیله. و همین ایا کافی نیست؟! برای عاشق تو بودن؟ که در جهانی مملوء از نفرت، یک قلب تنها برای تو بزند...
شکفتی چون گل و پژمردی از من
خزانم دیدی و آزردی از من
بد آوردی، وگرنه با چنین ناز
اگر دل داشتم میبردی از من...
- ابتهاج
