چـکـامـهـ زار 🌘📜
Open in Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Show more452
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+230 days
Posts Archive
"نشستم چای خوردم، شعر گفتم، شاملو خواندم
اگر منظورت اینها بود، خوبم. بهترم یعنی.."
Repost from N/a
زن!
این کلمه دو حرفی چه دنیای پُر رمز و رازی که در خود پنهان نکرده...
و من زَنَم، شاید زن بودن زیباترین و تلخ ترین حالت ممکن باشد، گاهی میگویم زن بودن درد و رنج است و گاهی میگویم عشق و شعف است... فکر میکنم هیچگاه قرار نیست بدانم این کلمه دو حرفی که تمام وجود مرا معنا میدهد چیست.
زن! این موجود لطیف و شکستنی در مواجه با درد و رنج و مشکلات نمیشکند بلکه آرام آرام ذوب میشود.
برای من زنان لطیفترین قوی دلانِ کهکشان اند!
تنها چیزی که از خودم، زن! میدانم این است که ما زن هستیم به هر ماه خون دیدن عادت داریم، تا به هفت روز خونریزی داریم وقتی غذا میخوریم، صحبت میکنیم، قدم میزنیم، کار میکنیم، نفس میکشیم و رنج میبریم...
ما را که هفت روز خونریزی از پا نمیاندازد و نمیکُشد از چیزی نترسانید!
Repost from N/a
باز دارم خیلی زندگی را به خودم سخت میگیرم و از همه چی و همه کَس بدم میآید. سلام بر pms.
آدم وقتی زیاد صبر میکند کم کم یادش میرود خوشحالی چه احساسی دارد.
یاد اش میرود کی بود چی میخواست...!
تحمل زیاد همانند مرگ است مرگ بی صدا.
#دوشیزه_سادات
ما که دل کندیم از شما، دیگر چهفرقی میکند
با سگان زرد باشید یا شغالان سیاه!
#والا👩🏻🦯
هر بار که پیشش برای ترجمه میرم
بعد ازی که تمام متن ره میخوانه هر بار میگه:
چرا نفامیدی ای خو کلش فارسی است 💔😂
عربی خواندن پیش پدرم هم عذاب است مثلاً در بدل توضیح دو خط، باید بیست بار کتاب در سرم بخوره 😭
شرطهای درس دادن پدر بزرگوارم:
1.باید سریع جواب بدهی وقتی ازت سوال میپرسه، اندک تاخیر را نمیپذیره.
2.وقتی یک بار معنی یک کلمه را گفت، باید همو ثانیه حفظ شده باشی چون بار دیگر تکرار نمیشه.
3.وقتی درس میته نباید به چیزی مشغول شوی یا اینسو و آنسو نگاه کنی وگرنه همراه با کتاب و متاب پرت میشی از اتاق بیرون.
4.باید خودت یک بار دربارهٔ موضوع تحقیق کرده باشی و معلومات کافی داشته باشی.
5.باید آمادهٔ لت خوردن باشی.
تا یک صفحه درس تمام میشه،مه زده و زخمی هستم و کتاب هم از بس در سرم خورده کَب و کُپ میشه💔🤣
Repost from N/a
دوست داشتنی من
امروز فقط به یاد این افتادم که چقدر خوب میشد میتوانستم یکبار دیگه هم آن لبخندِ که قادر به این بود که بتواند مرا هزاران بار زنده بگرداند و بمیراند را تماشا کنم...:)
#زهـرا
Repost from رُوحُالقَمَرِ🦢🌙
در آینه غریبهای را میبینم که نمیدانم ازمن چه میخواهد،
نمیدانم او برمن خیره شده، یا من به اون.....
#بانو_فقیرزاده
محبوب من، چیزهایی هست که نمیدانی،
مثل اینکه «من چقدر تو را در خانهای که ندارم تصور کردهام.»
حوصله صحبت کردن و چیدن کلمات را ندارم،
حقیقت این است هر چقدر هم کلمات را کنار هم بچینم و صحبت کنم هم چیزی از این وضعیت کم نمیشود.
عجالتاً مسکوت.
