چـکـامـهـ زار 🌘📜
Open in Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Show more456
Subscribers
-324 hours
+207 days
+730 days
Posts Archive
نای صحبت کردن نیست
نای نوشتن نیست
نای زندگی کردن نیست
اصلاً نای زنده ماندن نیست!
#دوشیزه_سادات
و هر بار که سمت اش نگاه کردم اندوه اش عمیق تر از قبل بود.
حزن در چشمانش هویدا بود بی آنکه لب تر کند از چشمانش میشد فهمید که چقدر غمگین است.
#دوشیزه_سادات
«در پايان نامه اينگونه نوشت...»
؛
تو را نه مثل ديگران
نه مثل قبل
نه مثل بعد؛
تورا فقط
همان طور كه
هيچ كس را نميشود
دوست داشت دوست دارم...
میگفت:
خواهم شاد باشم.
بخندم، سخت نگیرم، بی خیال باشم....
می خواهم مدتی نبینم و نشنوم و به یاد نیاورم
و جدی نگیرم و بحث نکنم و به دل نگیرم و بگذرم
و ببخشم و نادیده بگیرم.
من خیلی دویده ام خیلی مبارزه کرده ام،
خیلی مقاوم بوده ام و خیلی رنج کشیده ام.....
من خیلی بیش از توانم همه چیز را به دوش کشیده ام
و مسائل و مشکلات بسیاری را حل کرده ام؛
می خواهم رها باشم..... میخواهم بعد از مدت ها رفتن و هدف داشتن و جدی بودن و زیبایی های مسیر را ندیدن
بزنم کناری و برای خودم فراغتی دست و پا کنم
و به خودم استراحتی بدهم و دلخوشی داشته باشم
و زندگی کنم....
ای وای بر این روزگار که با ما چه کرد!
وای بر ما که با خود چه کردیم!
خدایا، قلب پاک گذشتهام را به من بازگردان؛ همان قلبی که با شنیدن یک آیه به گریه میافتاد، سجده برایش شیرین بود و با دیدن فقیری در راه، از درون آب میشد.
همان قلبی که تنها برای تو بود و آن را دوباره بهسوی تو بازمیگردانم.
خدایا، بیهدایت تو گمگشتهام. پس مرا راه بنما!
✍️ د. ادهم شرقاوی
📝 خلیل الرحمن خباب
Repost from نــور🕯
شب را دوست دارم، چون میتوان شبها عمیقتر فکر کرد، عمیقتر خواند و عمیقتر نوشت.
#صدیقه_دقیق
Repost from N/a
گرچی همهچیز میگذرد اما آدم تا همیشه برای برخی اتفاقات غمگین می ماند.
تویی که این را میخوانی ✨
باشد که وقتی عشق دوباره به سراغت میآید، امن باشد، صادقانه باشد، آرامت کند، آن قلب مملو از لطافت را لمس کند..
