چـکـامـهـ زار 🌘📜
Open in Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Show more452
Subscribers
-424 hours
-217 days
+330 days
Posts Archive
پروژه: اخلاق انسان
مقالهٔ علمی نوشتهشده توسط: داکتر ادریس عثمانی
تعریف اخلاق
اخلاق به آن رفتارها، گفتارها و عادتهای درونی گفته میشود که نشان میدهد انسان در برابر مردم، مشکلات و رویدادهای زندگی چگونه برخورد میکند. اخلاق همان صفات و سلوکی است که از درون انسان سرچشمه میگیرد و مردم از روی آن شخصیت واقعی او را میشناسند.
انواع اخلاق
اخلاق به دو بخش تقسیم میشود: اخلاق خوب مانند مهربانی، راستگویی، احترام، وفاداری و کنترل خشم؛ و اخلاق بد مانند دروغ، حسادت، بیاحترامی، تکبر و تندی. انسانهایی که اخلاق خوب ندارند، معمولاً سبب ایجاد مشکلات در خانواده میشوند، فضای خانه را سنگین میسازند و باعث ناراحتی و نارضایتی پدر و مادر میگردند. اخلاق بد حتی میتواند زمینهساز کشیدهشدن انسان به رفتارهای خطرناک مانند اعتیاد و مصرف مواد مخدر شود.
ریشه و منشأ اخلاق
اخلاق هم ریشهٔ الهی دارد و هم قابل تغییر و رشد است. بخشی از اخلاق انسان از طبیعت، ژنها و ساختار مغز او تأثیر میگیرد و حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد اخلاق انسان را میسازد. اما بخش بزرگتر اخلاق، یعنی حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد، قابل یادگیری و قابل تغییر است. انسان میتواند با تمرین، خودسازی، محیط سالم و انتخاب رفتارهای درست، اخلاق خود را بهتر بسازد. اسلام نیز تأکید میکند که انسان با مجاهدهٔ نفس میتواند اخلاق خویش را کامل کند.
فواید اخلاق خوب از نگاه اسلامی
اخلاق خوب انسان را به خداوند نزدیک میکند، محبت مردم را بیشتر میسازد، دشمنان را دوست میکند و عبادت و اعمال انسان را ارزشمند میگرداند. قرآن کریم پیامبر اسلام را صاحب اخلاق عظیم معرفی کرده است و احادیث زیاد بیان میکند که بهترین انسانها کسانیاند که بهترین اخلاق را دارند.
فواید اخلاق خوب از نگاه علمی
بر اساس یافتههای علمی، اخلاق نرم و رفتار آرام سبب کاهش استرس، منظم شدن ضربان قلب، تقویت سیستم عصبی و آزاد شدن هورمونهای شادی مانند دوپامین و سیروتونین میشود. اخلاق نیکو از افسردگی، اضطراب و فشارهای روانی جلوگیری میکند و روابط اجتماعی انسان را قوی میسازد. در مقابل، اخلاق تند و خشن میتواند سبب مشکلات روانی، تنهایی، اضطراب و حتی اختلالات رفتاری گردد.
فواید اخلاق خوب در جامعه
اخلاق نیکو اعتماد را در جامعه افزایش میدهد، خشونت را کم میکند، همکاری و همدلی را زیاد میسازد و یک فضای سالم و آرام برای زندگی ایجاد میکند. جامعهای که مردم آن خوشرفتار باشند، محیط سالمتر، امنتر و قابل پیشرفتتر دارد و نسلهای آینده نیز در یک فضای با ثبات رشد میکنند.
جمعبندی
اخلاق یکی از اساسیترین پایههای زندگی انسان است. هرچند بخشی از اخلاق انسان از طبیعت و خلقت او میآید، اما بخش بزرگتر آن با تلاش و تمرین قابل تغییر و تقویت است. چون بیشترین فیصدی اخلاق قابل اصلاح است، انسان باید با جدیت برای بهتر ساختن اخلاق خود کار کند تا صاحب اخلاق زیبا و عالی شود. اخلاق بد نه تنها رابطهها را خراب میکند، بلکه باعث آزار خانواده، ناراحتی پدر و مادر، و حتی در برخی موارد زمینهٔ لغزش انسان به سمت اعتیاد و مواد مخدر را فراهم میسازد. بنابراین داشتن اخلاق خوب یک نیاز ضروری برای آرامش فردی، پیشرفت اجتماعی و رضایت خداوند است.
سخن پایانی نگارنده
اگر این مقاله برایتان مفید بوده و میخواهید بدانید که با کدام روشها میتوان اخلاق بد را به اخلاق خوب تبدیل کرد، منتظر مقاله بعدی ما باشین.
جهان سپاس از حوصله مندی شما
دلم را حبس کردم تا کسی را درش راه ندهد، دور چشمهایم حصار کشیدم تا به کسی ننگرد، سکوت کردم و زبانم را به غل و زنجیر بستم، مبادا به کسی نگاه کنم، دل بدهم و بگویم:«دوستت دارم.» و برود...
Repost from N/a
اینکه خیلی ها ازم ترس دارند و حتی جرئت صحبت همراهم را ندارند خوشحالم میکند.
این اقتدار ام را دوست دارم...!
عههه!
سکوت مبهم!!!!!!!😐
حالی مه خبر نی تل جای عروس پیدا کردن شده چی بلا😭
الله خیر مه پیش کند🚶♀😐😭😂
عههه!
سکوت مبهم!!!!!!!😐
حالی مه خبر نی تل جای عروس پیدا کردن شده چی بلا😭
الله خیر مه پیش کند🚶♀😐😭😂
مثلاً میگویند: عاشق شدی؟ پروفایلت زوجانه شده، متنهایت هم که پر از احساس است...
عاشق شدن؟!
شما اگر در این روزگار یک آدمِ درست و حسابی پیدا کردید، به من هم خبر دهید… خدا را چه دیدید، شاید عاشق همان شوم!
از وقتی که آگاهیاش نسبت به دین بیشتر شده بود، همیشه مراقب حجابش بود؛ که مبادا نامحرمی حتی تار مویی از او را ببیند، یا چهرهاش را...
مراقب نگاهش بود، که نکند چشمانش بیهوا به نامحرمی بیفتد.
اما گاهی در دلش سوالی میچرخید:
اگر نیمهی گمشدهاش مثل خودش نباشد چه؟
اگر درست برعکسِ او باشد، چه خواهد شد؟!
با خودش میگفت:
اگر کسی وارد زندگیام شود که از حجابم، از عقیدهام، از باورهایم چیزی نداند یا آن را نپذیرد،
آیا باز هم میتوانم عاشق بمانم؟
آیا عشق، بیهمجهتی در ایمان، پایدار میماند؟
گاهی دلش آرام نمیگرفت...
نه از ترس عاشق شدن، بل از ترس دل بستن به کسی که شبیه خودش نبود.
نه دلبستگیاش را میتوانست انکار کند، نه نگرانیاش را پنهان.
و میان تمام این تردیدها،
یاد گرفته بود که:
گاهی عشق، با آزمون ایمان آغاز میشود، نه با تپش قلب.
#دوشیزه_سادات
او عاشق دین و حجابش بود، اما در نهایت دل به کسی سپرد که حتی از دین، آگاهی درستی نداشت.
#دوشیزه_سادات
Repost from N/a
این حوالی کسی دست مهربان ندارد که نوازشگونه قلب را لمس کند.
✍🏻 #صدف_قاضیزاده
Repost from N/a
أملك وجهًا آخر
وجهًا قاسيًا
بعيدًا عمّا تراه الآن
عندما تغلق أبوابك آمامي
أملكُ وجهًا آخر
وجهًا باردًا
بعيدًا عن الدفء
الذي يحيطك دائمًا مني.
«من یک روی دیگر دارم،
روی سخت و خشن،
دور از آنچه اکنون میبینی
وقتی درهایت را به رویم میبندی.
من یک روی دیگر دارم،
روی سرد،
دور از گرمایی
که همیشه از طرف من به تو میرسد.»
#_عربیات
Repost from N/a
جانب منيّ يواسي نفسه،
وجانب آخر منيّ
يظهر وكأن لا يعنيه شيء
«بخشی از من خودش را دلداری میدهد،
و بخش دیگری از من طوری رفتار میکند که انگار هیچ چیزی برایش اهمیت ندارد.»
#-عربیات
میخواهم از خودم به شدت مراقبت کنم، حداقل به همان شدتی که از آدمهای دیگر زندگیام مراقبت میکنم.
میدانی او چگونه دختری بود؟
او دختری بود از جنس صبر و حوصله.
او دختری بود از جنس سکوت و آرامش
دختری بود که حتی حزن اش هم زیبا بود
لبخند اش چنان دلربا بود که دل هر رهگذری را میربود ساکت و بی صدا
از چشمانش که هیچ نگویم برایت آخر وصف زیبایی آن دو دیده برايم دشوار است!
حضورش مایه افتخار بود.
بلی او همچین دختری بود...!
#دوشیزه_سادات
محض اطلاع:
لطفاً متوجه سخنان تان و طرز صحبت تان با من باشید
بنده خیلی دل نازک و
نازک نارنجی تر از چیزی هستم که حتی فکرش را میکنید...!
#دوشیزه_سادات
اینجا یک جهنم بزرگ است، یک کابوس بیپایان که هر لحظهش سنگینتر از لحظهی قبل است. انگار دیوارها تنگتر میشوند، صداها خفهتر، و نفس کشیدن سختتر. هیچ راهی برای فرار نیست، هیچ پنجرهای برای نور، فقط تکرار بیرحمانهی درد، انتظار و روز های بی پایان.
اما جهنم همیشه فقط آتش و دود نیست، گاهی همان سردی بیپایانی است که هیچ دستی برای گرفتنش پیدا نمیشود، همان سکوتی است که همهی فریادها را میبلعد. این کابوس ادامه دارد، مثل زخمی که بسته نمیشود، مثل آینهای شکسته که فقط تکههای تحریفشدهی خودت را نشان میدهد.
ولی وسط همین تاریکی، هنوز یک چیزی میتواند زنده نگهت دارد: ایمان به اینکه حتی طولانیترین شب هم بالاخره تمام میشود. حتی اگر به چشم نیاید، حتی اگر همهچی خلافش را فریاد بزند، باز هم یک جایی پشت این پردهی تاریک، نوری هست که دارد برای تو میسوزد.
