en
Feedback
اتاق شعر اِحسان

اتاق شعر اِحسان

Open in Telegram

احسان محمودی اینستاگرام: ehsanmahmoudi419 ارتباط: @Ehsa1n

Show more
513
Subscribers
-224 hours
-47 days
+3530 days
Posts Archive
کارم شده دل به غم سپردن از دست زمانه غصه خوردن تصمیم گرفته‌ای نمانی بی‌فایده است پا فشردن حق داشت که رد شد از دل من سخت است شکسته را شمردن قانع به غمیم و راضی از کم یک عمر خوشیم با نبردن از زندگی‌ام گلایه می‌کرد دنبال بهانه بود مردن... #احسان_محمودی

Repost from هم‌سکوت
من اشک‌های تو را دیدم و پا به پای تو خندیدم و از نگاه تو فهمیدم میان همهمه‌ی مردم به جز سکوت در این عالم کسی نمی‌شنود چیزی به مرغ گفت قفس: این‌بار به شوق و حسرت آزادی نه بال بال بزن بی‌فکر نه های های بخوان با غم فقط بخواب که برخیزی فقط بمیر که بگریزی... #ارمیا_کیش_بافان

بیگانگی شده‌ست ز عالم مراد ما یادش به‌خیر، هر که نیفتد به یاد ما #صائب_تبریزی

خبر تازه‌ای به جز غم نیست لطفا از من خبر نداشته باش! #حامد_ابراهیم‌پور

چالش #با_شعر_زندگی_کنیم 𓂃 روز اول 𓂃 اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها به بویِ نافه‌ای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشاید ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَم جَرَس فریاد می‌دارد که بَربندید مَحمِل‌ها به مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گوید که سالِک بی‌خبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزل‌ها شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل کجا دانند حالِ ما سبک‌بارانِ ساحل‌ها؟ همهْ کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر نهان کِی مانَد آن رازی کَزو سازند مَحفل‌ها؟ حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها -غزل شماره یک، حافظ ❤️

تو عهد وفای خود شکستی وز جانب ما هنوز محکم مگذار که خستگان بمیرند دور از تو به انتظار مرهم بی‌ما تو به سر بری همه عمر من بی تو گمان مبر که یک دم... #سعدی

نخفته‌ایم که شب بگذرد، سحر بزند که آفتاب چو ققنوس بال و پر بزند بپوش پنجره را ای برهنه می‌ترسم که چشم شور ستاره تورا نظر بزند... #حسین_منزوی

ای خواب! چشم‌های مرا پر نمی‌کنی؟ کم مانده است رو بزنم به برادرت! ‌ #حدیث_صادقیان

آه! که هربار یاد عشق تو کردم در نظرم مرگ ناگوار نیامد... #فاضل

زیرا که در نهایت اندوه از هر که لطمه می‌زد و می‌رفت لبخند را دریغ نکردیم لبخند نیز آفت ما شد زیرا که در نهایت لبخند یک شب بدون گریه نخفتیم #حسین_صفا

خود را به دست باد سپردن بلد نبود مردن بلد نبود، نمردن بلد نبود #فاطمه_نصیری

جهان غمزده‌ام آسمان نداشت برایت ببخش بودنِ من آب و نان نداشت برایت #شهریار_بصیری

به جز تو از تمام مردم این شهر می‌ترسم! غم دیرینه! با غم‌های دیگر آشنایم کن... #حامد_ابراهیم‌پور

1:43

سِرّ خدا که عارف سالک به کس نگفت در حیرتم که باده‌فروش از کجا شنید! #حافظ

با من سراب بازیِ دنیا چه می‌کند نزدیک مرگ می‌شوم اما نمی‌رسم... #محمد_شریف

Repost from |مُحَرَّض|
مثلِ ستاره‌ای‌ست که نوری به شب نداد فرقی نداشت بودنِ من با نبودنم... #احسان_محمودی @Moharraz_1

باد را در قفس نگه داری وصف بیهودگی‌ست زندگی‌ات پای اندوه تو نشست! نرفت پا به پایت گریست زندگی‌ات #احسان_محمودی

قدم زنند بزرگان دین و دم نزنند که از میان تهی بانگ می‌کند خشخاش #سعدی

زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت که عهد، عهد غم است و زمان، زمان سکوت #استاد_شهریار ۲۷ شهریور روز بزرگداشت شهریار و شعر و ادب فارسی