نجوای دل「 ❤️ 」
Open in Telegram
خوش آمدید به دنیای واژهها؛ جایی که حرفها از عمق دل برمیخیزند و بر جان دلها مینشینند. اینجا از زندگی، احساس، عشق، انسانیت و ناگفتههای دل مینویسیم؛ شاید واژهای، حرف دل تو باشد... همراهی و حمایت شما، دلگرمی ماست. با مهر و احترام، احمدشاه «فاروقی»❤️
Show more218
Subscribers
No data24 hours
+77 days
+730 days
Posts Archive
خدا کند
یک اتفاقی خوب،
در میانهٔ زندگیمان رخ دهد؛
دقیقاً، همینجا؛
در دل بیحوصلگیهای روزمرهمان،
میان نگرانیهای شبانه،
در ژرفای زخمهای دلمان؛
آنجا که هیچگاه فرصت زندگیکردن زندگی را نیافتیم.
خدا کند اتفاقی خوب بیفتد؛
آنقدر خوب و شگفتانگیز
که خاطرهٔ سالها جنگیدن، خواستن،
و نرسیدن،
برای همیشه از خاطرمان محو شود.
کاش همین اکنون،
در همین ساعت،
در همین لحظه،
اتفاقی خوب
از پشت کوههای صبرمان طلوع کند؛
طلوعی چنان روشن و باشکوه
که غروبش،
غروب تمام غصهها و اندوههای ما باشد؛
برای همیشه...
#احمدشاه
@Harry_s_son
خیلی مهم است که زندگی خود را در کنار افرادی سپری کنیم که نهتنها خوبیهای ما را میپسندند، بلکه ما را به انسانی بهتر مُبدل میکنند؛ کسانی که حضورشان، ما را به رشد، تعالی و شکوفایی بیشتر فرا میخواند.
#احمدشاه
@Harry_s_son
خستهام؛
سنگم نزن،
هی نشکن روح مرا...
شدهام
عاشق
یک دلناشناس؛
چرا...؟!
#احمدشاه
@Harry_s_son
پدرم میفرمودند:
"خانم!
فرزندمان به سلامتی عاشق شده است."
و مادرم آهسته آهسته به نجوا میگفتند:
"اسپند دود میکنم؛
عشق در خانهی ما شگون دارد..."
#محمدصالح_علا
@Harry_s_son
نترسم که با دیگری خو کنی؛
تو با من چه کردی که با او کنی...
#صائب_تبریزی@Harry_s_son
شک ندارم که به معراج مرا خواهد برد
آن نمازی که به لبخند تو باطل شده است..!😬
#یاسرقنبرلو
@Harry_s_son
تا بفهمم چیست صدبار از خودم پرسیدمش
عشق آسان بود، اما من نمیفهمیدمش!
#فاضل_نظری
@Harry_s_son
خداوند برای آفرینش ما آدمها، چه اندازه ظرافت و شگفتی به خرج داده است؟!
آدمهایی هستند که وقتی سخن میگویند، گویی کلماتشان دستهای نامرئی مهربانیاند؛ آرام از روی جانت میگذرند و تمام وجودت را نوازش میکنند.
میگویند: «سلام»؛ و همین سلام، چنان بر جانت مینشیند که گویی دستی مهربان بر انگشتانت کشیده میشود...
میپرسند: «خوبی؟» و همین یک واژهٔ ساده، چنان گرمایی دارد که انگار دستی نوازشگر بر موهایت میکشد و خستگی روزگار را از شانههایت برمیدارد.
میگویند: «روزگار بر وفق مراد است؟!»
و مگر میشود روزگار، با زمزمهٔ چنین آدمهایی، بر وفق مراد نباشد؟!
میگویند: «دلم...» و همین که واژهٔ «دلم» بر زبانشان جاری میشود، انگار زیباترین احساسهای جهان یکباره در سینهات گرد میآیند؛ در دلت شور میگیرند، بالا و پایین میشوند و روحت برای شنیدن ادامهٔ کلامشان غَنج میرود...
چه برسد به آن لحظه که همین آدمها، با همان صدای آشنا و کلمات آرامبخششان، بگویند: «دوستت دارم.»
آنوقت، دیگر معلوم نیست با این دل بیپناه چه خواهیم کرد و این همه عشق را چگونه تاب خواهیم آورد...
#احمدشاه
@Harry_s_son
پنجرهای را که آزارت میدهد، ببند؛
مهم نیست که منظرهاش چقدر زیبا و تماشاییست...
گاهی برای حفظِ آرامش خویش،
باید از زیباترین منظرهها نیز چشم پوشید.
#احمدشاه
@Harry_s_son
به خدا نمیفهمم ما چیرقم مردمی هستیم! در اینستاگرام، شخصی از عکسِ مه و نام شخص دیگری استفاده کرده است و عکسِ شخصیِ صاحبِ آن پیجِ نوشتهشده را استوری کرده؛ حالا صاحب آن پیج، آن دختر خانم، مرا مقصر میداند. حالا من اگر روغن را از آب بیرون بکشم، باز هم آن دختر خانم قبول نمیکند و راضی نمیشود که کار مه نیست؛ میگوید: «ثبوت دارم.»
لطفاً دنبال تخریب و شخصیت کسی نباشید. الله متعال بشرماند هر کسی را که این کار را کرده است.
من این نظریه را دوست دارم:
هیچچیز در این جهان تصادفی نیست؛
هر انسانی که در مسیر زندگیات قرار میگیرد،
گویی در تقدیرت رقم خورده است
تا چیزی به تو بیاموزد،
مرهمی بر زخمهای روحت بگذارد،
تو را در مسیر التیام و رهایی یاری کند،
یا شاید، تنها برای آنکه دوستت بدارد
و معنای دیگری از عشق را به تو نشان دهد.
#احمدشاه
@Harry_s_son
