کیهان ادب
Open in Telegram
234
Subscribers
+124 hours
-37 days
-330 days
Posts Archive
234
🌟 اسکندر رومی را پرسیدند: دیار مشرق و مغرب به چه گرفتی، که ملوک پیشین را خزاین و عمر و ملک و لشکر بیش از این بوده است، اما ایشان را چنین فتحی میسر نشده.
گفتا: به عون خدای عزّوجل هر مملکتی را که گرفتم رعیتش نیازردم و نام پادشاهان جز به نکویی نبردم.
بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد📚 #گلستان ✍️ #سعدی 🌌 @biovaashaar🌱
234
ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی
که بیوجود شریفت جهان نمیبینم
✍️ #سعدی
✨️ #چامه_خیال
🌌 @biovaashaar🌱
234
✨️ با طایفهٔ بزرگان به کشتی در نشسته بودم.
زورقی در پی ما غرق شد. دو برادر به گردابی در افتادند.
یکی از بزرگان گفت ملاح را که: بگیر این هر دو را که به هر یکی پنجاه دینارت دهم.
ملاح در آب افتاد و تا یکی را برهانید آن دیگر هلاک شد.
گفتم: بقیت عمرش نمانده بود از این سبب در گرفتن او تأخیر کرد و در آن دگر تعجیل.
ملاح بخندید و گفت: آنچه تو گفتی یقین است، و دگر میل خاطر من به رهانیدن این بیشتر بود که وقتی در بیابانی مانده بودم و مرا بر شتری نشاند، و از دست آن دگر تازیانهای خوردهام در طفلی.
گفتم: صدق الله من عَمِل صالحاً فَلنفسهِ و مَن اَساءَ فَعَلیها.
تا توانی درون کس مخراش کاندر این راه خارها باشد
کار درویش مستمند بر آر که تو را نیز کارها باشد📚 #گلستان ✍️ #سعدی 🌌 @biovaashaar🌱
234
گیرم که به دریا نرسیدی، چه غم ای رود؟
خوش باش که یک چند در این راه دویدی
✍️ #فاضل_نظری
✨️ #چامه_خیال
🌌 @biovaashaar🌱
234
🌟 گروهی حکما به حضرت کسری در به مصلحتی سخن همیگفتند و بزرگمهر که مهتر ایشان بود خاموش.
گفتندش: چرا با ما در این بحث سخن نگویی.
گفت: وزیران بر مثال اطبااند و طبیب دارو ندهد جز سقیم را.
پس چو بینم که رای شما بر صواب است مرا بر سر آن سخن گفتن حکمت نباشد.
چو کاری بی فضول من بر آید مرا در وی سخن گفتن نشاید
و گر بینم که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینم گناه است📚 #گلستان ✍️ #سعدی 🌌 @biovaashaar🌱
234
شب فراق که داند که تا سحر چند است
مگر کسی که به زندان عشق دربند است
فراق یار که پیش تو کاهبرگی نیست
بیا و بر دل من بین که کوه الوند است
✍️ #سعدی
✨️ #چامه_خیال
🌌 @biovaashaar🌱
234
✨️ ملک زادهای گنج فراوان از پدر میراث یافت دست کرم بر گشاد و داد سخاوت بداد و نعمت بی دریغ بر سپاه و رعیت بریخت.
نیاساید مشام از طبله عود بر آتش نه که چون عنبر ببوید
بزرگی بایدت بخشندگی کن که دانه تا نیفشانی نرویدیکی از جلسای بی تدبیر نصیحتش آغاز کرد که ملوک پیشین مر این نعمت را به سعی اندوختهاند و برای مصلحتی نهاده دست از این حرکت کوتاه کن که واقعهها در پیش است و دشمنان از پس، نباید که وقت حاجت فرو مانی.
اگر گنجی کنی بر عامیان بخش رسد هر کدخدایی را برنجی
چرا نستانی از هر یک جوی سیم که گرد آید تو را هر وقت گنجیملک روی از این سخن به هم آورد و مر او را زجر فرمود و گفت مرا خداوند تعالی مالک این مملکت گردانیده است تا بخورم و ببخشم نه پاسبان که نگاه دارم.
قارون هلاک شد که چهل خانه گنج داشت نوشیروان نمرد که نام نکو گذاشت📚 #گلستان ✍️ #سعدی 🌌 @biovaashaar🌱
234
👤 انسانها در دو صورت چهره واقعی خودشان را نشان میدهند:
✨️اول آنکه بدانند کامل به خواستههایشان رسیدهاند،
یا اینکه بدانند هرگز به خواستههایشان نمیرسند.
✍ #سقراط
🌌 @biovaashaar🌱
234
خبرم ز رفتن خود به گه سفر نکردی
چه صلاح دیده بودی که مرا خبر نکردی
تو که میشدی به غربت ز چه دردمند خود را
المی که بود بر جان ز دلش به در نکردی
✍️ #صرفی_ساوجی
✨️ #چامه_خیال
🌌 @biovaashaar🌱
234
صد نام زیاد دوست بر ننگ زدیم
صد تنگ شکر بدین دل تنگ زدیم
ای زهرهٔ ساقی دگر لاف نماند
کز سور قرابهٔ تو بر سنگ زدیم
✍️ #مولانا
✨️ #چامه_خیال
🌌 @biovaashaar🌱
234
🌟 یکی از ملوک خراسان محمود سبکتگین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشم خانه همیگردید و نظر میکرد.
سایر حکما از تأویل این فرو ماندند مگر درویشی که به جای آورد و گفت: هنوز نگران است که ملکش با دگران است.
بس نامور به زیر زمین دفن کردهاند
کز هستیش به روی زمین بر نشان نماند
وآن پیر لاشه را که سپردند زیر گل
خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند
زندهست نام فرّخ نوشیروان به خیر
گر چه بسی گذشت که نوشیروان نماند
خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر
زآن پیشتر که بانگ بر آید: فلان نماند
📚 #گلستان
✍️ #سعدی
🌌 @biovaashaar🌱
234
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست
هم چنانش در میان جان شیرین ،منزل ست
✍️ #سعدی
✨️ #چامه_خیال
🌌 @biovaashaar🌱
234
با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جدا
هر که از خود شد جدا، شد از غم عالم جدا
نان جو خور، در بهشت جاودان پاینده باش
کز بهشت از خوردن گندم شده است آدم جدا
✍️ #صائب_تبریزی
✨️ #چامه_خیال
🌌 @biovaashaar🌱
234
✨️ مردمآزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد.
درویش را مجال انتقام نبود. سنگ را نگاه همیداشت تا زمانی که ملک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد.
درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت.
گفتا: تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی؟
گفت: من فلانم و این همان سنگ است که در فلان تاریخ بر سر من زدی.
گفت: چندین روزگار کجا بودی؟
گفت: از جاهت اندیشه همیکردم، اکنون که در چاهت دیدم فرصت غنیمت دانستم.
ناسزایی را که بینی بخت یار
عاقلان تسلیم کردند اختیار
چون نداری ناخن درنده تیز
با ددان آن به که کم گیری ستیز
هر که با پولاد بازو پنجه کرد
ساعد سیمین خود را رنجه کرد
باش تا دستش ببندد روزگار
پس به کام دوستان مغزش بر آر
✍️ #سعدی
✨️ #سطرهای_ناگفته
🌌 @biovaashaar🌱
234
🌠 مسئولیت شما در قبال خودتان این است که
با افرادی دوستی کنید و به کسانی عشق بورزید که به ذهن شما احترام میگذارند.
📚 از عشق گفتن
✍️ #ناتاشا_لان
✨️ #پژواک_آفاق
🌌 @biovaashaar🌱
234
شب تار است و گرگان میزنند میش
دو زلفانت حمایل کن بوره پیش
از آن کنج لبت بوسی به مو دِه
بگو راه خدا دادم به درویش
✍️ #باباطاهر
✨️ #چامه_خیال
🌌 @biovaashaar🌱
234
📜 یکی از پسران هارون الرشید پیش پدر آمد خشم آلود که فلان سرهنگ زاده مرا دشنام مادر داد.
هارون ارکان دولت را گفت جزای چنین کس چه باشد؟
یکی اشاره به کشتن کرد و دیگری به زبان بریدن و دیگری به مصادره و نفی.
هارون گفت:
ای پسر کرم آن است که عفو کنی و اگر نتوانی تو نیزش دشنام مادر ده نه چندان که انتقام از حد در گذرد آنگاه ظلم از طرف ما باشد و دعوی از قِبل خصم.
نه مرد است آن به نزدیک خردمند
که با پیل دمان پیکار جوید
بلی مرد آن کس است از روی تحقیق
که، چون خشم آیدش، باطل نگوید
📚 #گلستان
✍️ #سعدی
✨️ #سطرهای_ناگفته
🌌 @biovaashaar🌱
234
یکی از کارهای بسیار مخرب این است که احساساتِ دیگران را مهمتر یا ارزشمندتر از احساساتِ خودتان بدانید
و هر بار که به خاطر حفظ آرامشِ رابطه، مرزهای سالم خودتان را نادیده میگیرید دقیقاً همین کار را انجام میدهید.
📚 مرزها ورابطهها
✍️ #ملیسا_اربن
🌌 @biovaashaar🌱
234
ترسم که روزِ حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقهی رندِ شرابخوار
✍️ #حافظ
✨️ #چامه_خیال
🌌 @biovaashaar🌱
234
به دورِ ما که همه خونِ دل به ساغرهاست
ز چشم ساقیِ غمگین که بوسه خواهد چید؟
✍️ #سایه #هوشنگ_ابتهاج
✨️ #چامه_خیال
🌌 @biovaashaar🌱
