en
Feedback
کیهان ادب

کیهان ادب

Open in Telegram

راه ارتباطی با ادمین t.me/biovaashaar?direct

Show more
234
Subscribers
+124 hours
-37 days
-330 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
September '26
September '26
+1
in 0 channels
August '26
+14
in 1 channels
Get PRO
July '26
+15
in 3 channels
Get PRO
June '26
+9
in 2 channels
Get PRO
May '260
in 1 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 0 channels
Get PRO
January '260
in 2 channels
Get PRO
December '250
in 0 channels
Get PRO
November '250
in 1 channels
Get PRO
October '250
in 0 channels
Get PRO
September '250
in 0 channels
Get PRO
August '250
in 0 channels
Get PRO
July '250
in 1 channels
Get PRO
June '25
+3
in 0 channels
Get PRO
May '25
+25
in 13 channels
Get PRO
April '25
+76
in 22 channels
Get PRO
March '25
+255
in 13 channels
Get PRO
February '250
in 0 channels
Get PRO
January '250
in 0 channels
Get PRO
December '24
+51
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 September0
07 September+1
06 September0
05 September0
04 September0
03 September0
02 September0
01 September0
Channel Posts
🌟 اسکندر رومی را پرسیدند: دیار مشرق و مغرب به چه گرفتی، که ملوک پیشین را خزاین و عمر و ملک و لشکر بیش از این بوده است، اما ایشان را چنین فتحی میسر نشده. گفتا: به عون خدای عزّوجل هر مملکتی را که گرفتم رعیتش نیازردم و نام پادشاهان جز به نکویی نبردم.
بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد
📚 #گلستان ✍️ #سعدی 🌌 @biovaashaar🌱

2
ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی که بی‌وجود شریفت جهان نمی‌بینم ✍️ ‌#سعدی ✨️ #چامه_خیال 🌌 @biovaashaar🌱
19
3
✨️ با طایفهٔ بزرگان به کشتی در نشسته بودم. زورقی در پی ما غرق شد. دو برادر به گردابی در افتادند. یکی از بزرگان گفت ملاح را که: بگیر این هر دو را که به هر یکی پنجاه دینارت دهم. ملاح در آب افتاد و تا یکی را برهانید آن دیگر هلاک شد. گفتم: بقیت عمرش نمانده بود از این سبب در گرفتن او تأخیر کرد و در آن دگر تعجیل. ملاح بخندید و گفت: آنچه تو گفتی یقین است، و دگر میل خاطر من به رهانیدن این بیشتر بود که وقتی در بیابانی مانده بودم و مرا بر شتری نشاند، و از دست آن دگر تازیانه‌ای خورده‌ام در طفلی. گفتم: صدق الله من عَمِل صالحاً فَلنفسهِ و مَن اَساءَ فَعَلیها. تا توانی درون کس مخراش کاندر این راه خارها باشد کار درویش مستمند بر آر که تو را نیز کارها باشد 📚 #گلستان ✍️ #سعدی 🌌 @biovaashaar🌱
22
4
گیرم که به دریا نرسیدی، چه غم ای رود؟ خوش باش که یک چند در این راه دویدی ✍️ #فاضل_نظری ✨️ #چامه_خیال 🌌 @biovaashaar🌱
24
5
🌟 گروهی حکما به حضرت کسری در به مصلحتی سخن همی‌گفتند و بزرگمهر که مهتر ایشان بود خاموش. گفتندش: چرا با ما در این بحث سخن نگویی. گفت: وزیران بر مثال اطبااند و طبیب دارو ندهد جز سقیم را. پس چو بینم که رای شما بر صواب است مرا بر سر آن سخن گفتن حکمت نباشد. چو کاری بی فضول من بر آید مرا در وی سخن گفتن نشاید و گر بینم که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینم گناه است 📚 #گلستان ✍️ #سعدی 🌌 @biovaashaar🌱
29
6
شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق دربند است فراق یار که پیش تو کاه‌برگی نیست بیا و بر دل من بین که کوه الوند است ✍️ #سعدی ✨️ #چامه_خیال 🌌 @biovaashaar🌱
54
7
✨️ ملک زاده‌ای گنج فراوان از پدر میراث یافت دست کرم بر گشاد و داد سخاوت بداد و نعمت بی دریغ بر سپاه و رعیت بریخت. نیاساید مشام از طبله عود بر آتش نه که چون عنبر ببوید بزرگی بایدت بخشندگی کن که دانه تا نیفشانی نروید یکی از جلسای بی تدبیر نصیحتش آغاز کرد که ملوک پیشین مر این نعمت را به سعی اندوخته‌اند و برای مصلحتی نهاده دست از این حرکت کوتاه کن که واقعه‌ها در پیش است و دشمنان از پس، نباید که وقت حاجت فرو مانی. اگر گنجی کنی بر عامیان بخش رسد هر کدخدایی را برنجی چرا نستانی از هر یک جوی سیم که گرد آید تو را هر وقت گنجی ملک روی از این سخن به هم آورد و مر او را زجر فرمود و گفت مرا خداوند تعالی مالک این مملکت گردانیده است تا بخورم و ببخشم نه پاسبان که نگاه دارم. قارون هلاک شد که چهل خانه گنج داشت نوشیروان نمرد که نام نکو گذاشت 📚 #گلستان ✍️ #سعدی 🌌 @biovaashaar🌱
32
8
👤 انسان‌ها در دو صورت چهره واقعی خودشان را نشان می‌دهند: ✨️اول آنکه بدانند کامل به خواسته‌هایشان رسیده‌اند، یا اینکه بدانند هرگز به خواسته‌هایشان نمی‌رسند. ✍ #سقراط 🌌 @biovaashaar🌱
75
9
خبرم ز رفتن خود به گه سفر نکردی چه صلاح دیده بودی که مرا خبر نکردی تو که می‌شدی به غربت ز چه دردمند خود را المی که بود بر جان ز دلش به در نکردی ✍️‌ #صرفی_ساوجی ✨️ #چامه_خیال 🌌 @biovaashaar🌱
33
10
صد نام زیاد دوست بر ننگ زدیم صد تنگ شکر بدین دل تنگ زدیم ای زهرهٔ ساقی دگر لاف نماند کز سور قرابهٔ تو بر سنگ زدیم ✍️ #مولانا ✨️ #چامه_خیال 🌌 @biovaashaar🌱
38
11
🌟 یکی از ملوک خراسان محمود سبکتگین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشم خانه همی‌گردید و نظر می‌کرد. سایر حکما از تأویل این فرو ماندند مگر درویشی که به جای آورد و گفت: هنوز نگران است که ملکش با دگران است. بس نامور به زیر زمین دفن کرده‌اند کز هستیش به روی زمین بر نشان نماند وآن پیر لاشه را که سپردند زیر گل خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند زنده‌ست نام فرّخ نوشیروان به خیر گر چه بسی گذشت که نوشیروان نماند خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر زآن پیشتر که بانگ بر آید: فلان نماند 📚 #گلستان ✍️ #سعدی 🌌 @biovaashaar🌱
70
12
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست هم چنانش در میان جان شیرین ،منزل ست ✍️ #سعدی ✨️ #چامه_خیال 🌌 @biovaashaar🌱
108
13
با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جدا هر که از خود شد جدا، شد از غم عالم جدا نان جو خور، در بهشت جاودان پاینده باش کز بهشت از خوردن گندم شده است آدم جدا ✍️ #صائب_تبریزی ✨️ #چامه_خیال 🌌 @biovaashaar🌱
75
14
✨️ مردم‌آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد. درویش را مجال انتقام نبود. سنگ را نگاه همی‌داشت تا زمانی که ملک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد. درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت. گفتا: تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی؟ گفت: من فلانم و این همان سنگ است که در فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت: چندین روزگار کجا بودی؟ گفت: از جاهت اندیشه همی‌کردم، اکنون که در چاهت دیدم فرصت غنیمت دانستم. ناسزایی را که بینی بخت یار عاقلان تسلیم کردند اختیار چون نداری ناخن درنده تیز با ددان آن به که کم گیری ستیز هر که با پولاد بازو پنجه کرد ساعد سیمین خود را رنجه کرد باش تا دستش ببندد روزگار پس به کام دوستان مغزش بر آر ✍️ #سعدی ✨️ #سطرهای_ناگفته 🌌 @biovaashaar🌱
75
15
🌠 مسئولیت شما در قبال خودتان این است که با افرادی دوستی کنید و به کسانی عشق بورزید که به ذهن شما احترام می‌گذارند. 📚 از عشق گفتن ✍️‌ #ناتاشا_لان ✨️ #پژواک_آفاق 🌌 @biovaashaar🌱
85
16
شب تار است و گرگان می‌زنند میش دو زلفانت حمایل کن بوره پیش از آن کنج لبت بوسی به مو دِه بگو راه خدا دادم به درویش ✍️ #باباطاهر ✨️ #چامه_خیال 🌌 @biovaashaar🌱
119
17
📜 یکی از پسران هارون الرشید پیش پدر آمد خشم آلود که فلان سرهنگ زاده مرا دشنام مادر داد. هارون ارکان دولت را گفت جزای چنین کس چه باشد؟ یکی اشاره به کشتن کرد و دیگری به زبان بریدن و دیگری به مصادره و نفی. هارون گفت:‌ ای پسر کرم آن است که عفو کنی و اگر نتوانی تو نیزش دشنام مادر ده نه چندان که انتقام از حد در گذرد آنگاه ظلم از طرف ما باشد و دعوی از قِبل خصم. نه مرد است آن به نزدیک خردمند که با پیل دمان پیکار جوید بلی مرد آن کس است از روی تحقیق که، چون خشم آیدش، باطل نگوید 📚 #گلستان ✍️ #سعدی ✨️ #سطرهای_ناگفته 🌌 @biovaashaar🌱
72
18
یکی از کارهای بسیار مخرب این است که احساساتِ دیگران را مهم‌تر یا ارزشمندتر از احساساتِ خودتان بدانید و هر بار که به خاطر حفظ آرامشِ رابطه، مرزهای سالم خودتان را نادیده می‌گیرید دقیقاً همین کار را انجام می‌دهید. 📚 مرزها و‌رابطه‌ها ✍️ #ملیسا_اربن 🌌 @biovaashaar🌱
107
19
ترسم که روزِ حشر عنان بر عنان رود تسبیح شیخ و خرقه‌ی رندِ شراب‌خوار ✍️ #حافظ ✨️ #چامه_خیال 🌌 @biovaashaar🌱
67
20
به دورِ ما که همه خونِ دل به ساغرهاست ز چشم ساقیِ غمگین که بوسه خواهد چید؟ ✍️ #سایه #هوشنگ_ابتهاج ✨️ #چامه_خیال 🌌 @biovaashaar🌱
63