549
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-530 days
Posts Archive
Repost from qué será será
تو قبل از اینکه بدنیا بیای مسیرتو انتخاب کرده بودی.
در عالمی بی انتها به نام عالم ذر، ارواح ما با خداوند پیمان بستند. هرکدام از ما وظایفی را انتخاب کردیم و در حال حاضر آمدهایم
تا انجامشان بدهیم و این یعنی رسالتمان. تو تمام سختیهای مسیر را قبلا انتخاب کرده بودی چون زیبایی هدف را نشانت دادند. حتی خانواده، دوست، موقعیت و حال حاضر زندگی تو به انتخاب خودت بوده است. زندگی را از قبل تولد نشانت دادند و همه ما قول دادیم که از مسیر منحرف نشویم. شاید تنها تو یک نفر نجات دهنده جهان باشی، و یا گمشده در لذتهای دنیا. در هر صورت انتخاب کننده تو هستی.
در نامه دیروزت
چراغی کوچک برایم فرستاده بودی
منِ تاریک
روشنش که کردم
در آیینه روبرویم
خود را دیدم
که تاریخی هستم تیره و تار
از مردانی که
چراغ را در زن کشتند!
قو تنها پرندهایه که زمان مرگش رو میدونه و یک هفته مونده به مرگش میره جایی که اولین بار جفتش رو دیده و عاشقش شده و یک روز مونده به مرگش یه آواز برای جفتش میخونه که به بهترین و زیباترین آواز پرندگان معروفه و بعد سرش رو روی بالهاش میزاره و میمیره.
ببخش کسانی را که نمیدانستند چگونه تو را دوست بدارند، آنها به تو دوست داشتن خودت را آموختند. ببخش کسانی را که رفتار شایستهای با تو نداشتند، آنها احترام و مراقبت از خودت را به تو آموختند. ببخش کسانی را که رویاهایت را باور نداشتند، آنها تو را به سوی خودباوری و خودانگیختگی سوق دادند. ببخش کسانی را که نخواستند از تو حمایت کنند، آنها به تو کمک کردند تا خودت را قوی کنی. ببخش والدینت را اگه نتوانستند آنگونه که باید به تو عشق بورزند، آگاهی و دانش آنها به همان اندازه بود. و سپس ببخش خودت را اگر از افراد اشتباه انتظار عشق و آرامش داشتی.
تمام آنچه خواندی مراحلی از شفای روح توست. به ازای هر یک نفری که میبخشی، قسمتی از وجود خود را شفا میدهی. با بخشش در قلبت برای ورود عشق و نور جا باز خواهد شد و تو به سوی کمال حرکت خواهی کرد.
