549
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-530 days
Posts Archive
شاید رهایی در پذیرش این راز نهفته باشد: اینکه جهان هستی نیازی به توضیح ندارد و ما نیز همچون او نیازی نداریم تا خود را به تعریفی محدود کنیم. کافی است که باشیم، همانگونه که ستارگان میدرخشند، رودها جاریاند و باد بیهدف در میان درختان میرقصد.
تا یه سنی فکر میکنی بابا اشتباه کرده بعدتر میگی نه، مامان کم گذاشت؛ اما وقتی واقعا بزرگ میشی میفهمی هيچکدوم بلد نبودن چز درسته؛ هردو با زخمای خودشون جنگیدن و تو شدی نتیجهی اون جنگ ناتموم؛ از یه جایی به بعد دیگه تقصیر اونا نیست تصمیم با توئه زخما رو ادامه بدی یا درمانشون کنی.
میزنم حرفمو با میز، با آیینه، دیوار
چون دیگه با تو امیدی نیست به دیدار
صدای پیانوی شکسته و ناکوکمو
میشنوه از پنجره جغد بیدار
شما بر ذهن خود قدرت دارید، نه بر رویدادهای بیرونی. این را درک کنید و قدرت را خواهید یافت.
ترسم آن روز بیایی که نباشد جسدم
کوزه گر کوزه بسازد ز خاک جسدم
لب آن کوزه ز خاک لب من
بی خبر لب بگذاری ز خاک جسدم.
