549
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-530 days
Posts Archive
تو رفتیو؛ دلم غمین شد. قرین آه آتشین شد؛ از آن شبی که برنگشتی. جهان که شادی آفرین بود؛ به چشم من غم آفرین شد.
سالها پرسیدم از خود کیستم؟ آتشم، شوقم، شرارم، چیستم؟
دیدمش امروز و دانستم کنون
او به جز من، من به جز او نیستم
Repost from رقص
در نهایت میبینی همه چیز تویی اما به شکل دیگر
طوری زندگی کن که در نبودت،
بتوانند تو را در شکل های مختلفی دوست بدارند.
آنچه هستی مهم است آنچه میتوانی باشی مهمتر. آنچه داری مهم است آنچه میآری مهمتر. هنر دستانت مهم است هنر در قلبت مهمتر. گرسنگی مهم است مهار میلت مهمتر. اسبی که پیشتر رود گرسنهتر آید.
شنیدهام که درخت از درخت باخبر است و من گمان دارم که سنگ هم از سنگ و ذره ذره عالم که عاشقانِ هماند. مگر دلِ تو که بیگانه است با دلِ من.
"متروکه" همیشه برایم تداعی کننده یک خانهای گرد و غبار گرفته و خالی از رفت و آمد با ظاهری ویران و ترسناک بود، تا اینکه فهمیدم متروکه میتواند کالبد آدمی با لبخندی بر روی لب باشد که مدتهاست خویشتن را ترک کرده است. راستش را بخواهی آدم متروکه به مراتب ویران تر از منزل متروکه است.
