549
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-530 days
Posts Archive
خیلی سادست؛ اگه طلا زنگ زد طلا نبوده، اگه دوستا رفتن دوست نبودن و اگه عشق تموم شد هیچوقت عشق نبوده.
1:55
Dalınca maziye bi' sen kalırsın özümde
Güzel yüzün ve hoş seda (geçmişe dair)
Bakınca hep yarım, bu son değil, bu ayrılık
Yakışmamış bu boş veda (her günü kahir)
Ve şimdi dört duvar, adınla sarhoşum
Ve her satırda çağlayan bu kalp (bir deli şair)
Gel etme, sevdiğim, bu hasret bize tuzak
Dudaklarından ayrı her mesafe bana uzak
«من حاصل جمعِ همهی چيزهايی هستم که بر من گذشت، همهی آنچه شاهد بودم و همهی آنچه بر سرم آمد، من همهی کسان و چيزهايی هستم که بودنشان درجهان برمن اثر گذاشت و از من اثر گرفت، من همهی چيزهايی هستم که بعد از رفتنم اتفاق میافتد.»
وقتی احساس خوبی به خود دارید، دیگران هم احساس خوبی به شما خواهند داشت. چرا که جهان بیرون بازتابی از خودتان است.
لئو تولستوی:امروز که زندهای زندگی کن؛ فردا خواهی مُرد. همانطور که یک ساعت پیش بایست مرده باشی. وقتی که سراسر زندگیات در برابر ابدیت، لحظهای بیش نیست، چه جای آنست که خود را عذاب دهی؟
Repost from قشاع.
این دفعه به مو رسید، پاره هم شد، گره هم نزدم، من دیگه نایی برای ادامه دادن ندارم، بسه.
یه جا نوشته بود که:
میدونید چرا کودکی شیرینه؟ چون گذشتهای وجود نداره، یادی وجود نداره. این سنگینی بار گذشتهست که زندگیرو سخت میکنه؛ منرو یاد این حرف نادر ابراهیمی انداخت:
فراموشی را بِسِتاییم. یاد؛ انسان را بیمار میکند.
