549
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-530 days
Posts Archive
«اگر میخواهی راهی برای گریز از عشق بیابی،
برو کار میکن. آنگاه در امان خواهی بود.»
«سپس برایت مینویسم؛
و امیدوارم که نامههای مرا نخوانی
بلکه خودم را بخوانی؛
کلمات نتوانستهاند مرا برایت
توضیح دهند.»
صبح که بیدار میشوم، روبهروشدن با واقعیت برایم مثل پرت شدن از یک ارتفاع بلند است.
• بیرون ذهن من / شارون اِم.دریپر
«دلم میخواست با صدای بلند به او بگویم که واقعا دوستش دارم. اما تمام تلاشم برای حرف زدن به سرفهای تبدیل شد.»
«کوشیدم بوی تو را از سلولهای پوستم بیرون کنم پوستم کنده شد اما تو بیرون نشدی.»
• سعاد الصباح
