1 322
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-3030 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
May '26
May '260
in 0 channels
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+2
in 0 channels
Get PRO
January '26
+47
in 2 channels
Get PRO
December '25
+806
in 3 channels
Get PRO
November '25
+854
in 5 channels
Get PRO
October '25
+374
in 3 channels
Get PRO
September '25
+192
in 2 channels
Get PRO
August '25
+2 400
in 4 channels
Get PRO
July '25
+2 267
in 6 channels
Get PRO
June '25
+1 325
in 4 channels
Get PRO
May '250
in 3 channels
Get PRO
April '25
+9
in 3 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 25 May | 0 | |||
| 24 May | 0 | |||
| 23 May | 0 | |||
| 22 May | 0 | |||
| 21 May | 0 | |||
| 20 May | 0 | |||
| 19 May | 0 | |||
| 18 May | 0 | |||
| 17 May | 0 | |||
| 16 May | 0 | |||
| 15 May | 0 | |||
| 14 May | 0 | |||
| 13 May | 0 | |||
| 12 May | 0 | |||
| 11 May | 0 | |||
| 10 May | 0 | |||
| 09 May | 0 | |||
| 08 May | 0 | |||
| 07 May | 0 | |||
| 06 May | 0 | |||
| 05 May | 0 | |||
| 04 May | 0 | |||
| 03 May | 0 | |||
| 02 May | 0 | |||
| 01 May | 0 |
Channel Posts
| 2 | اگر زنده ماندم و یک روزی باز هم و دیدیم برایت تعریف میکنم که این روزها چقدر سخت ودیر گذشت... | 242 |
| 3 | حسرت،سنگین ترین باریه که انسان دیر یا زود بدوش خودش خواهد کشید.هرچقدر زمان میگذره به سنگینی این بار اضافه میشه.حسرت کارهای نکرده.موقعیت های تباه شده.اهداف محقق نشده.عشق های به سرانجام نرسیده.مسافرت های نرفته.حرف های نزده و...
مراقب باشید گرفتار تحمل این بار سنگین نشید... | 252 |
| 4 | یه چیزایی بود که قبلا خیلی ناراحتم میکرد
بهمم میریخت
غمگینم میکرد یا حتی عصبانی میشدم
اما الان دیگه نسبت بهشون بی تفاوت شدم
چون متاسفانه آدمیزاد بنده ی عادته!
حتی عادت به چیزای بد... | 258 |
| 5 | آخر زمان... | 239 |
| 6 | هرچیز در این دنیا متعلق به کسیه که بیشتر از همه طالبش بوده و
اگه میبینید کسی، چیزی رو نداره احتمال زیاد بدهید که خواهانِ حقیقیش نبوده وگرنه
آدمیزاد ثابت کرده که میتونه کوه و جابجا کنه تا دلی را بدست بیاره.. | 277 |
| 7 | تو تمام مدت دروغ میگفتی! اگر دوستم داشتی، اینقدر احساس تنهایی و حماقت و اندوه نداشتم! اگر دوستم داشتی، لااقل یکبار کنارت احساس امنیت میکردم! اگر دوستم داشتی، لااقل یکبار میان اینهمه انسان، به چشمت میآمدم! لااقل یکبار از من دفاع میکردی! لااقل یکبار مرا به همهچیز و همهکس ترجیح میدادی...
اگر دوستم داشتی، حال من خوب بود، چشمانم برق میزد، کودک درونم شیطنت میکرد و میخندید، نه حالا که پشت بالغ عبوس درونم پناه گرفته و غمگین است.
اگر دوستم داشتی، جهان برایم سفید و پر نور بود، نه اینقدر تاریک... | 270 |
| 8 |
«فقط دوست داشتن کافی نیست.»
دوست داشتن مثلِ یک طنابِ پوسیده بود؛
هربار برایِ نجاتِ خودم،
مجبور بودم طناب را سفتتر بگیرم و
وانمود کنم این عشق واقعیست و
هربار بخشی از وجودم زخمیتر شد...
تو فقط در گفتنِ دوستت دارم مهارت داشتی،
اما در ماندن؟ تلاش کردن؟ تغییر کردن؟
در آرام کردنِ شرایط نه.
تو مینشستی و فقط از دور میگفتی؛
«کاش اینطور نمیشد.»
اما با اِی کاشهای تو،
هیچوقت حالِ من بهتر نمیشد...
تو دوستم داشتی اما نه آنقدر عمیق،
که کنارم بمانی و بجنگی.
فقط اِدعای جنگیدن داشتی،
میفهمی چه میگویم؟
دوست داشتنت برایِ نجاتِ رابطهمان
کافی نبود و همین بخشِ دردناکِ رابطه بود... | 241 |
| 9 | مادر... | 311 |
| 10 | شده تا حالا حس کنین یک چیزی درونتون بوده که دیگه نیست؟ یک موجود بالنده که ساکن شده، یک پرنده که دیگه نمیپره، یک صدا که دیگه شنیده نمیشه، یک ستاره که سوسو نمیزنه، یک نبض که هرچی میگیری پیدا نمیشه.
حس میکنم درون من یک کودک بوده که از بس ندیدمش مرده... | 331 |
| 11 | فهمیدم آدم میتواند هرگز کسی را ندیده باشد و نشناسد
اما با اندوه و زخم او، قلبش هزاران تکه بشود... | 146 |
| 12 | من خیانت معشوق را دیدم
مرگ هموطنام را دیدم
دشمنی ، دوست را دیدم
جنگ ، گرانی ، تورم را دیدم
چشمانم دیگر شوق دیدن ندارد... | 162 |
| 13 | بخواب آروم... | 158 |
| 14 | بله دلتنگی سخت و وحشتناک است.
اما شما میدانید دلتنگ شدن،
برای کسی که نباید...
اصلا یعنی چه... | 162 |
| 15 | بارها به تو فرصت دادم
تا رنجاندم را جبران کنی
اما تو از آن فرصتها هم
برایِ رنجاندنم استفاده کردی... | 163 |
| 16 | فراموشی،
بیحرمتی به تمامِ
رنجهایی است؛
که کشیدیم... | 197 |
| 17 | منو باختی... | 318 |
| 18 | عشقهای زیادی ناتمام ماند...
در ایستگاههایی که هیچ قطاری
برنگشت....
اما بعضی عشقها حتی وقتی ناتمام
میمانند، تمامِ یک عمر آدم را
روشن نگه میدارند…
مثل چراغی کوچک، در اتاقی که کسی
دیگر در آن نیست... | 322 |
| 19 | از هیچ چیز در زندگیات پشیمان نباش.
هر آنچه کردهای،
زمانی دقیقاً همان چیزی بوده که میخواستی... | 266 |
| 20 | زندگی گاهی فقط
همین ادامه دادن است،
با دلی که خسته است، اما هنوز به فردا
امید کوچکی دارد.. | 267 |
