en
Feedback
𝐂herry pꪱᰰᥱ(closed)

𝐂herry pꪱᰰᥱ(closed)

Open in Telegram

𝟗𝟕 ۫ 𝓛ove th͜e w𝓪y yᦅu 𝒍𝒊𝒆 ᮫ ͡🍒

Show more
190
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-2430 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
February '25
February '25
+28
in 33 channels
January '25
+279
in 50 channels
Get PRO
December '240
in 52 channels
Get PRO
November '240
in 32 channels
Get PRO
October '24
+21
in 13 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
25 February0
24 February+4
23 February+2
22 February0
21 February+3
20 February+1
19 February0
18 February+1
17 February+1
16 February+2
15 February0
14 February0
13 February+1
12 February0
11 February0
10 February+1
09 February0
08 February+1
07 February+5
06 February0
05 February+4
04 February0
03 February0
02 February+2
01 February0
Channel Posts
اوووه یکیش من بودم که لفت نمیدادم

2
نمیدونم چرا دلم نمیاد
1
3
لفت نمیدن منم از چنلم لفت ندادن
1
4
No text...
1
5
ریمو کن
1
6
میشه لفت بدید؟ میخوام چنلمو برای خودم نگه دارم آلبالوها🍒❤
1
7
امم ممنون میشم لفت بدید🍒❤
30
8
سلام وقتتون بخیر آلبالو ها از همه ی کسایی که اینجان یا یه زمانی اینجا بودن ممنونم و از اونرایی که ازم حمایت کردن و نظر دادن هم خیلی ممنونم و همه ی اینا برام ارزشمنده به دلایلی که شخصیه بهتره که داستان چنلمو به پایان برسونم این برای جلب توجه و این چیزا نیست صرفا فکر کردم اگه یدفعه دیلش بزنم بی احترامی کردم بهتون و دوست داشتم یجورایی باهاتون خداحافظی کنم
34
9
🍒
17
10
@imAiko1 وونیونگ 𝚨𝛊ᜒkᎧ
18
11
18
12
🍒
19
13
🍒
18
14
🍒
17
15
🍒
14
16
خیلی زیبا و با احساس مینویسید و نوشته هاتون واقعا قابل درک و لمسه🍒❤
6
17
7929627841_1.mp3
6
18
در قلمروی قلبم، پادشاهی می‌کنی. در جان و دلم رزهای مشکی می‌رویید، موسیقیِ زندگانی‌ام، قطعه های آخر را می‌نواخت، درحالِ برداشت+4
در قلمروی قلبم، پادشاهی می‌کنی. در جان و دلم رزهای مشکی می‌رویید، موسیقیِ زندگانی‌ام، قطعه های آخر را می‌نواخت، درحالِ برداشتنِ گام‌های آخرم بودم، به‌راستی که خواهانِ مرگ بودم. فردی را از دور نگریستم. گمان می‌کردم همچون دیگران رهگذری باشی که بعد از اندکی درنگ به راهِ خود برگردی. خیال بر این بود که نظیرِ سایرین پس از کمی تقلا برای لمسِ دستانم خسته شوی. ولیکن، اهتمامِ تو آنقدر خوشایند بود که برای نخستین بار بی‌قراریِ قلبم را حس کردم. ظلماتِ اطرافم زیارتِ چهره‌ات را دشوار ساخته بودند. منتها هنگامی که خواستارِ ديدارِ تو شدم، تیرگی‌های اطرافم، آنچنان زوال یافتن که در آغاز منقلب شدم. رخسارت مرا مدهوش خودش ساخت، در نظرم آنچنان زیبا تبسم کردی که بنده‌ی لبخندت شدم. روحم را فتح کردی و آغوشت سرپناهِ بی‌خوف‌ام شد. حال در تمنای ساکن شدنت هستم، اکنون به گونه‌ای خواستارِ من شو که فرشتگان برای دلدادگی‌مان گریه کنند.
2
19
🍒
20
20
واییی خیلی وایب قشنگی داره🍒❤
22