en
Feedback
𝘼𝙛𝙩𝙚𝙧 𝙄𝙣𝙙𝙞𝙜𝙤 𝙣𝙞𝙜𝙝𝙩

𝘼𝙛𝙩𝙚𝙧 𝙄𝙣𝙙𝙞𝙜𝙤 𝙣𝙞𝙜𝙝𝙩

Open in Telegram

ꪆ୧︵  ๑ ✨️ ᳤𝒲𝑒𝓁𝒸𝑜𝓂𝑒 𝓉𝑜 𝑜𝓊𝓇 𝒸𝒽𝒶𝓃𝓃𝑒𝓁 ♡᳣  ꒱ . ۫ 𓈔᜔ . ׄ  ๑ ♡ྀི   @Icycomet_bot 𓂃 ♡ྀ  .   𓂃 𝒮𝓊ℊℊℯ𝓈𝓉𝒾ℴ𝓃𝓈 𝒶𝓃𝒹 𝓉𝒶ℓ𝓀 ꪆ୧︵  ๑ 🩰

Show more
Iran175 503The category is not specified
228
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+1630 days
Posts Archive
یعنی باز بگیم مرگ بر خامنه ای؟

در دورانِ مدرن، مهم‌ترین جنگِ واقع‌شده در تاریخ ایران—از حیث پیامدهای سرزمینی، سیاسی و فکری—جنگ‌های ایران و روسیه در فاصلهٔ اواخرِ قرنِ هجدهم تا ربعِ نخستِ قرنِ نوزدهم است؛ جنگ‌هایی که با تهاجم روسیه به ایران در ۱۷۹۶ آغاز شد و سپس در دو جنگِ بزرگِ ۱۸۰۴–۱۸۱۳ و ۱۸۲۶–۱۸۲۸ ادامه یافت و با تحمیلِ عهدنامه‌های گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۸) به ایران، سرانجام یافت. تجربهٔ شکست‌های پی‌درپی، تجزیۀ عملیِ بخش‌هایی از قلمروِ ایران و خطرِ فروپاشیِ آن—یا دست‌کم احساسِ دائمیِ آن—سرانجام به طرحِ پرسش از چراییِ شکستِ ما و عللِ سلطه و ترقّیِ اروپاییان انجامید؛ آن هم نه در میانِ علماء و متفکّران، بلکه از زبانِ فرماندۀ این جنگ‌ها و ولیعهدِ ایران، عبّاس‌میرزای قاجار. امّا پرسشِ عبّاس‌میرزا نه تنها جدّی گرفته نشد، بلکه به‌تدریج به حاشیه رفت و در نهایت، چنان که گویی اصلاً پرسیده نشده بود، به فراموشی سپرده شد. عبّاس‌میرزا یک سده پیش از ماکس وبر پرسشی را طرح کرد که حتّی اگر آن را «پرسشِ سده‌های ایران‌زمین» ننامیم، در این نمی‌توان تردید کرد که طرحِ آن، دست‌کم با دو سده تأخیر همراه بود؛ زیرا این پرسش—پرسش از نسبتِ قدرت، و از عللِ پیروزی و ترقّیِ یک سوی جهان و زوال و انحطاطِ سوی دیگر—می‌بایست خیلی پیش‌تر، و نه پس از شکست‌های نظامی، به موضوع آگاهی و تفکّر تبدیل می‌شد. عبّاس‌میرزا در بخشی از نامهٔ خود به ژوبرِ فرانسوی می‌نویسد: «نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلّط کرده چیست و موجبِ ضعفِ ما و ترقّیِ شما چه؟». به ظاهر می‌توان این پرسش را هم‌سنگِ پرسش ماکس وبر در اخلاق پروتستانت و روح کاپیتالیسم بدانیم؛ زیرا از حیثِ صورت، هر دو در پیِ فهمِ عللِ تفوّقِ غرب‌اند. امّا پرسشِ عبّاس‌میرزا—به‌رغمِ همۀ شباهت‌های ظاهری—در فقدانِ آگاهیِ کلّیِ تاریخی از تحوّلی که در مغرب‌زمین رخ داده بود، و نیز در فقدانِ مفاهیمی که بتوان با «تجدیدِ مضمون» آن‌ها را به کارِ توضیحِ واقعیتِ متأصل زد، طرح شد؛ این پرسش نه در افقِ یک مسئلۀ نظری، بلکه در پیِ یک شکستِ نظامیِ ملموس و تحقیرآمیز در برابرِ «دولتی نسبتاً مُدرن» مطرح شد—دولتی که خود تا چند دهه پیش از عبّاس‌میرزا، در مواجهه با ایران، شکست‌پذیر بود. اگر عبّاس‌میرزا می‌تواند از ژوبر بپرسد چه چیزی شما را بر ما مسلّط کرده است، چرا از ژوبر—یا از خود—نمی‌پرسد که «چرا دولتِ روسیه تا چند دهه پیش از آن از دولتِ ایران شکست می‌خورد؟» این پرسشِ دوم، در واقع کلیدی‌تر است؛ زیرا به‌جای آن‌که فقط «برتریِ اکنونِ اروپا/روسیه» را مسئله کند، «تحوّلِ تاریخیِ»طرفِ مقابل را به موضوع تبدیل می‌کند: چه رخ داد که روسیه—که چند دهه پیش از آن از ایران شکست خورده بود—توانست به دولتی بدل شود که شکست نمی‌پذیرد؟ و اگر این پرسش را در «دگرگونیِ دولت» و «دگرگونیِ جنگ» جستجو کنیم، آن‌گاه پرسشِ عبّاس‌میرزا نیز از سطحِ حیرتِ پس از شکست فراتر می‌رود و به آستانۀ خودآگاهیِ مدرن نزدیک می‌شود: خودآگاهی‌ای که می‌فهمد شکست، فقط رویدادِ میدانِ نبرد نیست، بلکه نشانهٔ شکافی است که در آن، یک سوی جهان توانسته است با نیرو، سازمان، علم، نوآوری و تکنولوژی حاکمیّت، دولت، جامعه و ارتش را متحوّل کند، و سوی دیگر هنوز شکست را یا با روایت‌های تسکینی تحمّل می‌کند یا با اصلاحاتِ بی‌افق جبران. - از چنل دکتر محمد ایمانی

بعد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ هم فله‌ای زندانیان رو اعدام کرده بودن.

در شرایط جنگی و آشوب رژیم که آسمانش مطلقا در اختیار دشمنه و همواره زیر آتش قرار داره، تصمیم به انتقام گرفتن از زندانیان در بند میگیره..

🌐 «هر کسی که مجبور باشد، حتی با مدرن‌ترین سلاح‌ها، در برابر دشمنی بجنگد که تسلط کامل هوایی دارد، مانند یک انسان بدوی در براب
🌐 «هر کسی که مجبور باشد، حتی با مدرن‌ترین سلاح‌ها، در برابر دشمنی بجنگد که تسلط کامل هوایی دارد، مانند یک انسان بدوی در برابر سربازان مدرن اروپایی می‌جنگد؛ با همان محدودیت‌ها و با همان اندازه شانس برای موفقیت.» ✍🏻 اروین رومل ژنرال آلمانی و *کاشف تئوری برتری هوایی (Air supremacy) 📖 یادداشت‌های رومل پ.ن: کشف تئوری برتری هوایی به اشتباه به ژنرال برنارد مونتگومری منسوب می‌شود، اما پیش از او اروین رومل بود که این تئوری را کشف نمود. #جنگ #استراتژی #فلسفه_جنگ 🌎📚 @sociologycenter 📚🌍

جغرافیای ایران از منظر ژئواستراتژیک یک فضای کوهستانی با عمق سرزمینی زیاد است؛ رشته‌کوه‌ها و گستره‌ی طولانی مرزهای زمینی آن را عملا به یک دژ طبیعی بدل می‌کند. همچنین مسئله‌ بسیج عمومی در شرایط بحرانی و ظرفیت نامتقارن نیز مطرح می‌شود. در شرایط بحران و جنگ ، ساختار سیاسی به سمت بسیج توده‌ای حرکت می‌کند و جنگ از شکل کلاسیک به جنگی ترکیبی بدل می‌شود؛ و مطابق توصیف نگری و هارت در صفحات فوق شبکه‌های محلی و نیروهای چریکی و در برابر ارتش‌های مجهز به فناوری برتر، فرسایش‌زا عمل می‌کنند. تجربه جنگ‌های نامتقارن از ویتنام تا افغانستان یادآور آن هستند که برتری تکنولوژیک لزوماً به پیروزی سیاسی منجر نمی‌شود. مهم ترین نکته شاید همین موضوع در حافظه‌ آمریکایی‌ها پس از تجربه‌ عراق باشد. جنگ ۲۰۰۳ و اشغال طولانی‌مدت با هزینه‌های مالی و انسانی گسترده‌‌ و همچنین شکست مهندسی نظام سیاسی، احتیاطی ساختاری را نسبت به مداخله گسترده زمینی ایجاد کرد. با این تفاسیر شاید بتوان احتمال هرگونه ورود زمینی نیرو‌های ائتلاف در ایران را نزدیک به صفر و غیرممکن توصیف کرد.

انبوه خلق جنگ و دموکراسی در عصر امپراتوری - آنتونیو نگری، مایکل هارت
+1
انبوه خلق جنگ و دموکراسی در عصر امپراتوری - آنتونیو نگری، مایکل هارت

انبوه خلق جنگ و دموکراسی در عصر امپراتوری - آنتونیو نگری، مایکل هارت
+2
انبوه خلق جنگ و دموکراسی در عصر امپراتوری - آنتونیو نگری، مایکل هارت

Repost from Red history
انبوه خلق جنگ و دموکراسی در عصر امپراتوری آنتونیو نگری، مایکل هارت ترجمه‌ی رضا نجف زاده نشر نی_چاپ 1386 https://t.me/Red_history1917

انبوه خلق جنگ و دموکراسی در عصر امپراتوری - آنتونیو نگری، مایکل هارت
+1
انبوه خلق جنگ و دموکراسی در عصر امپراتوری - آنتونیو نگری، مایکل هارت

روزگاری اَل اسمیت اظهار کرد که تنها راه چاره شرارت‌های دموکراسی، دموکراسی بیشتر است. تحلیل‌های ما حکایت از این دارد که به کار بستن چنین راه‌کاری در موقعیت فعلی، تنها این آتش را شعله‌ورتر می‌سازد. واقعیت این است که برخی از مشکلات حکمرانی در ایالات متحده امروز ناشی از مازاد دموکراسی است. پس لازم است دموکراسی را بیشتر تعدیل کنیم.
- ساموئل هانتینگتون 1975

ولی اره با این وضع داشتنش معجزه‌ست

من تنها چیزی که دارم اینرنته

اینقدر وضعیت نت بده اینجا فرقی با پیوی نداره.