دِوییداس.
Open in Telegram
1 008
Subscribers
-124 hours
-67 days
-2230 days
Posts Archive
1 008
باید به مخاطب آزادانه تریبون داد، دینیاست دو سویه که باید ادا کنی. او تریبون تو را، گران دانسته و حال، تو باید ارزشش را یادآوری کنی.
1 008
دارم لذت میبرم. نگاهشان کن. چه شجاعانه دارند درد نویسی میکنند و خجالت درشان را میکشند. ::))
1 008
حالا شاید ابرو خم کرده های جمع بفهمند چرا منزلت هنری ام ورای قد و هیکلشان است. چون من فخر را، ادا نمیپندارم ابلهها.
1 008
حالا شد. حالا که دارید با بیان واقعی خودتان دردتان را جسورانه نثر میکنید. حالا شد عزیزانم. این، محتوای مطلوب من است.
1 008
Repost from سالن بازپروریِ کابینت نمناک.
سلام و عرض ادب.
این، یک جلسه ی آزمایشیاست. در طی این جلسه از شما خواستارم که درد، عامل رنج و علت آزادگی این روزهایتان را، طی یک خط یا که نا، پاراگراف بنویسید و شرح دهید.
بنا نیست که به درد، ناراحتی و زخم های هم، واکنشی نشان دهیم. تنها، قرار باین است که یکدیگر را بخوانیم و چه بسا، دو پله بالاتر، بشنویم.
هدف ازینکار، ترویج نومیدی یا که یأسِ بیشتر برای شما عزیزان نیست. صرفا، قصد دارم که مانع درونریزی و بیصدا درد کشیدنتان باشم، درین روزهای تلخ و سیاه.
از رنج یومیه، نگرانیهای امروزیاتان بگویید.
ما، همه میشنویم.
https://t.me/XBCHATBot?start=sec-becegcibef
1 008
جغوربغور واقعا غذای چندشآوریاست و فکر میکنم باید بساش کنم. با اینکه ذاتا دوستاش دارم و بآن طعم خونینی که بدهان پس میدهد خو گرفتهام، نمیتوانم پذیرای توحش ناشی از طریقه ی پخت و پیدایشش باشم بشکلی استمراردار. مرا تا بماهها بس جغوربغور. خوش گذشتی ولی عزیزم.
1 008
بدرجهای گران از بیحسی رسیدهام، حتا گلایهای از کسی ندارم. پذیرفتهام که هستیم کنارهم. حال این هستندگی هرچقدر که میخواهد هم، زشت باشد.
1 008
درحد استاتوسهای واتساپ عکس میگیرند دوستان. بخیال خود هم، مدلاند و عکاس. باشد عزیزانم. باشد...
