en
Feedback
Both window and mirror

Both window and mirror

Open in Telegram
71
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
من سه چیز رو دوست دارم بفهمم چطوری کار می‌کنن: ۱-موتورهای بازی‌سازی ۲-شبیه‌سازهای کنسول‌ها ۳-سیستم عامل ۴-کامپایلر احتمالا این تابستون دو تای اولی رو بتونم انجام بدم.

Check this site: https://learnopengl.com/ یه منبع آنلاین برای یادگیری openglئه.

چرنو (یوتیوبره که دوره cppش معروفه) میاد از cmake برای راه اندازی c++ رو لینوکس استفاده می‌کنه و هیچ توضیحی نمی‌ده اصلا چی هست. سر همین خیلی اذیت شدم، این ویدیو تنها ویدیویی بود که توضیحاتش رو فهمیدم.

البته شاید بیاید و بگید که همه ارتباط‌های قوی و سالم ندارن. و همین ارتباط‌ها هستن که بهشون ضربه می‌زنن، ‌و همون بحثِ من اگر بمیرم کسی براش مهم نیست. چه می‌دونم مثل رابطه فرزند-والدی که والد کلا با بچه‌اش مشکل داره و متنفره. راستش من فکر‌ می‌کنم حتی اون پدر/مادری که به بچه‌اش می‌گه خودت رو بکش بازم در نهایت از مرگ بچه‌اش ناراحت می‌شه. ولی خب قبول دارم، فرض خوش بینانه‌ایه. یکی گفت دیدت خیلی ساده انگارانه است. فکر کنم حق با ایشونه.

خودکشی خودخواهانه‌ترین تصمیمیه که یک نفر می‌تونه بگیره. خودش شاید از پیچیدگی زندگی خلاص بشه، ولی به تمام ارتباط‌هاش بی‌توجه‌ای می‌کنه و به دیگران آسیب می‌زنه.

این کتاب مربوط به ساخت موتورهای بازی‌سازیه. نویسنده‌اش Jason Gregoryئه. این فرد برنامه نویس ارشد ناتی داگه و رو سری آنچارتد و tlou کار کرده. فکر کنم همینقدر کافی باشه.

Jason Gregory - Game Engine Architecture-CRC Press (2019).pdf39.02 MB

تو ردیت دیدم یک نفر می‌گفت من آرتیستم و توانایی فنی زیادی ندارم، ولی تونستم با آنریل انجین بازی خودم رو بسازم، چون که بلوپرینت تمام نیازهای منو برطرف می‌کرد و تمرکز من رو بخش هنری بازی بود.

که خب خوبه، خلق کردن رو عمومی می‌کنه.

تا جایی که شنیدم آنریل انجین با ابزار بلوپرینتش تا حد خوبی نیاز به یادگیری برنامه نویسی رو ازبین می‌بره.

۴۰ سال پیش اگر یکی می‌خواست بازی بسازه درگیری فنی بیشتری داشت.

بخش عظیمی از از پیچیدگی فنی ساخت بازی رو اون زیر پنهان می‌کنن.

خارج از شوخی برنامه‌های واقعا پیچیده و عجیبی‌ان.

جوان بودم رویای نوشتن یک انجین بازی‌سازی و به دست آوردن درک نسبی ازشون رو در سر می‌پروراندم.

آدم در تابستون حتی برای تفریح هم باید برنامه ریزی دقیق بکنه و دیسیپلین خرج بده وگرنه کلش رو به دراز کشیدن در تخت صرف می‌کنه.

اون قشری که عاشق ور رفتن با کامپیوتره بدش نمیاد هر چند وقت یک بار بشینه تا صبح یک مشکل عجیب و غریب رو با جستجو تو فروم‌های گم شده اینترنت حل کنه و احساس باهوش بودن بکنه.

حقیقتا من حس می‌کنم بخشی از دلیل محبوبیت لینوکس دقیقا همینه. حس خاص بودن و تعلق داشتن به آدم‌ها می‌ده. و البته درگیری‌های فنیش هم سرگرم کننده‌ان.

حقیقتا من از کامیونیتیش مخصوصا داخل ایران بشدت بدم میاد. حس میکنن توسط خدا انتخاب شدن چون لینوکس نصب کردن و هرکس ویندوز استفاده میکنه رو احمق میدونن. و احمقانه است. تا وقتی تو نمیتونی نیاز های یه کاربر عادی(اورج کارمند ایرانی که همش تو اکسل و پاور پوینته) رو براورده کنی چرا اینقدر تعصب داری. هرچیزی استفاده خودشو داره و بجای اینکه درست مشکل رو حل کنن صورت مسئله رو پاک میکنن. انگار هر تفکر و ایدئولوژی و دین و ... وارد ایران میشه فقط بدتر و افراطی تر میشه. سمت کامیونیتیش نرو