انجامه
Open in Telegram
جستارهای محمد رضیپور در کهننبشتههای پارسی پرسش، نظر، تماس: raz.at.research@gmail.com
Show more1 569
Subscribers
-324 hours
+967 days
+12730 days
Posts Archive
1 569
جستار لغوی
چاشتگاه چه هنگام از روز است؟
«چاشت»[۱] و «چاشتگاه»[۱] دو واژۀ پرکاربرد در زبان پارسیاند، اما فرهنگها تعریف درست و دقیقی از "چاشتگاه"، که هنگام صرف «چاشت» است، بهدست ندادهاند و روشی برای دانستن هنگام «چاشت» فراروی خواننده ننهادهاند. از همین رو شادروان علامه قزوینی در یادداشتهایش [۲] ذیل مدخل «چاشت»، دو گواه از تاریخ جهانگشای جوینی و التفهیم ابو ریحان برای «چاشتگاه» میآرد و میپرسد: «[چاشتگاه] چه وقت است، علی التحقیق؟»
بر فرض اینکه تا بهحال کسی به این پرسش پاسخ نداده است، ما این جستار را در پاسخ به پرسش آن شادروان استاد بزرگ مینویسیم و آن را به روان آن دانشومندِ زندهیاد تقدیم میکنیم.
زوزنی در «المصادر» برای مدخل «التّغذیه» مینویسید:
التَّغذیه: کسی را چاشت دادن. (دستنوشت دانشگاه توکیو، عکس ۷۱ (سال کتابت: ۵۹۰))و صاحب فتحنامه [۳] در علم اللغة آورده:
چاشت ترجمۀ ضحاء و غداء؛ و نیمچاشت، چاشتگاه ترجمۀ ضحوه و ضحی؛ و طعام، چاشت، ترجمۀ غداء ، و چاشت خوردن ترجمۀ تَغَذّی، و چاشت خورانیدن ترجمۀ تغذیه و چاشتگاه کردن ترجمۀ اضحاء. (فتحنامه فی علم اللغة، دستنوشت دانشگاه میشیگان، عکس ۱۱۱)منابع کهن پارسی «چاشت» را در معنی طعامی که پیش از ظهر میخوردهاند و یا بطور کلی در معنی عمومی «طعام»، بهکار بردهاند:
۱- (موسی علیه السّلم) يوشع بن نون را گفت: آتِنٰا غَدٰاءَنٰا،لَقَدْ لَقِينٰا مِنْ سَفَرِنٰا هٰذٰا نَصَباً. (الکهف: ۶۲). گفت آن چاشت ما بيار كه من بدين سفر اندر، سخت بماندم و گرسنه شدم. (ترجمه تفسیر طبری، ج۴، ص ۹۵۲؛ دستنوشت ایاصوفیه۸۷، برگ۲۲۷ر)
۲- زنی به نزدیک ابن سیرین بیامد و گفت بهخواب دیدم که ماه در پروین می درآمد و منادی بانگ میکرد و مرا میگفت که به نزدیک ابن سیرین برو و قصۀ خواب خویش با وی بگوی. ابن سیرین بدان ساعت چاشت میخورد. چون این خواب بشنید دست از طعام بازداشت و گفت مر آن زن را که: چگونه دیدی؟ (استبصار المعبّرین دستنوشت ولیّ الدّین ترکیه، برگ ۴۸پ- ۴۹ر)
۳- خواجه حسن مودّب گفت چون این روز نماز دیگر بگزاردیم (اصل: بگذاردیم) شیخ مرا بخواند و گفت: ای حسن! صوفیان چند تناند؟ گفتم: صدوبیست کساند، هشتاد مسافر و چهل مقیم. گفت: فردا، چاشتشان چه خواهی داد؟ گفتم: آنچ شیخ اشارت کند. گفت: فردا باید که هر کسی را سرِ برّۀ تر پیش نهی و شکر کوفته بسیار بیاری تا بران مغز میپاشند...( اسرارالتوحید، دستنوشت رشید افندی ۱۱۶۴، برگ ۲۴پ)برخی منابع «چاشتگاه» را با «فراخ» در معنی غایتِ هنگامِ «چاشت» آوردهاند و در برخی منابع «چاشتگاه فراخ» را «چاشتگاه سلطانی» تعریف کردهاند:
چاشتگاه سلطانی: هنگام چاشت سلاطین، و هنگام بلند شدن آفتاب بنحوی که همۀ آفاق را مسلّط شده باشد. (فرهنگ نادری، کتابخانۀ ملی فرانسه، ص ۲۷/۹۰۸)ابوریحان در التفهیم آورده:
و از پسِ این وقت دُوری میان او و میان آفتاب کمتر آغازد شدن (= کمتر شدن آغازد) تا به جایگاهی رسد بهوقت فروشدن آفتاب که اگر آفتاب آنجا بهجای او بودی، وقت چاشتگاه فراخ بودی و به زوال نزدیکتر. (التفهیم لاوایل الصناعته التنجیم، ص ۸۱)در دیگر منابع "چاشتگاه" را چونان واژهای که تعریفش بر همگان روشن باشد، بهکار بردهاند:
۱- و بر اثر این دیوسوار خیلتاش دررسید روز هشتم، چاشتگاهِ فراخ، و امیر مسعود در صفّۀ سرای عدنانی نشسته بود، با ندیمان. (تاریخ بیهقی، ص ۱۱۳)
۲- قوم را گفتم: من رفوگری میکنم و احوال شما را نظمی میدهم؛ باز، شما میسُکلیت. قرار شما از هوا سستترست. بنگر که از بامداد تا چاشتگاه هوا چند تفاوت میکند و مکان چند تفاوت میکند از گرمی و سردی و روشنی و تیرگی؛ و آسمان و احوال ستارگان چند تفاوت میکند؟ هوا و قرار شما نیز همچندان تفاوت میکند. (معارف سلطان العلما، دستنوشت سلیمیه ص۱۱۵)از میان همۀ آثار پارسی که ما مطالعه کردهایم تنها یک اثر «چاشتگاه» را دقیق تعریف کرده است:
چون چاشتگاه فراخ شود - که چهار یکی از روز بگذرد - نماز چاشت آنگاه فاضل بود. (کیمیای سعادت، ج۱، ص ۲۷۵)از این عبارت معلوم میشود که چاشتگاه (یا چاشتگاه فراخ) آن هنگام است که یکچهارم از روز گذشته باشد. با توجه به این تعریف، و با داشتن ساعت طلوع و غروب خورشید در هر جایی از زمین، چاشتگاه آن جای به دست میآید، یعنی: چاشتگاه = یکچهارم طول روز + ساعت طلوع آفتاب. محمد رضیپور #انجامه #چاشت #چاشتگاه #علامه_قزوینی [۱] چاش و چاشگاه هم گفتهاند. [۲]یادداشتهای قزوينی، ج سوم و چهارم، صص ۳۰-۳۱ [۳] ابوالخیر بن سعد الانصاری، سال ۹۹۰ ه.ق. https://t.me/Anjaame
1 569
+1
جستار
پژوهشی در خصوص شکل جنگافزار «دارشمشاد»
بر پایۀ نسخهای نویافته از «شاهزاده ابراهیم» در کتابخانۀ ملی نروژ.
دارشمشاد از جمله جنگافزارهاییست که در فرهنگِ عامه و در قصههایی که درونمایه و تم اصلی آنها عشق و ماجراجویی و حادثه است بهکار رفته است. البته از آنجا که این جنگافزار سلاحیست بسیار سنگین، کاربردش ویژۀ دیوان است و در داستانهایی آمده که لختی به حماسه پهلو میزنند و مبارزهای میان دیو و انسان پیش میآید.
دیو آواز داد که: آدمیزاد! خوب کردی که بدین مکان آمدی...این بگفت و دارشمشادی که داشت حوالۀ شاهزاده کرد...
آقای براتی در مقالهای: «تحلیل رزمافزارهای حماسی.. ص۳۱» تعریفی از این جنگافزار بهدست دادهاست.
خوشبختانه نسخۀ نویافتۀ ما دارای نگارههای رنگی زیبا از صحنههای مختلف داستان است و نگارگر در یکی از این نگارهها شکل این «دارشمشاد» را در دست دیو، نگاشته است.
این یادداشت مختصر و این نگاره را با پژوهشگران اینگونه ادبیات و نیز فرهنگنویسان در میان مینهیم بلکه بهکارشان آید و گمانها را به یقین بدل کند.
محمد رضیپور
#انجامه
#دارشمشاد
https://t.me/Anjaame
1 569
جستار
پژوهشی در خصوص شکل جنگافزار «دارشمشاد»
بر پایۀ نسخهای نویافته از «شاهزاده ابراهیم» در کتابخانۀ ملی نروژ.
دارشمشاد از جمله جنگافزارهاییست که در فرهنگِ عامه و در قصههایی که درونمایه و تم اصلی آنها عشق و ماجراجویی و حادثه است بهکار رفته است. البته از آنجا که این جنگافزار سلاحیست بسیار سنگین، کاربردش ویژۀ دیوان است و در داستانهایی آمده که لختی به حماسه پهلو میزنند و مبارزهای میان دیو و انسان پیش میآید.
دیو آواز داد که: آدمیزاد! خوب کردی که بدین مکان آمدی...این بگفت و دارشمشادی که داشت حوالۀ شاهزاده کرد...
آقای براتی در مقالهای: «تحلیل رزمافزارهای حماسی.. ص۳۱» تعریفی از این جنگافزار بهدست دادهاست.
خوشبختانه نسخۀ نویافتۀ ما دارای نگارههای رنگی زیبا از صحنههای مختلف داستان است و نگارگر در یکی از این نگارهها شکل این «دارشمشاد» را در دست دیو، نگاشته است.
این یادداشت مختصر و این نگاره را با پژوهشگران اینگونه ادبیات و نیز فرهنگنویسان در میان مینهیم بلکه بهکارشان آید و گمانها را به یقین بدل کند.
محمد رضیپور
#انجامه
#دارشمشاد
https://t.me/Anjaame
1 569
یادداشت علامه همایی بر نسخهای از کتاب "الفصیح" بخط یاقوت حموی.
این دستنوشت روزگاری در تملک شادروان علامه همایی بوده که آشفتگیهایش را به سامان آورده و اکنون در کتابخانهی چستر بیتی نگاهداری میشود.
یادداشت علامه همایی:
بسمه تعالی
نسخی را که این کتاب مشتمل بر آنهاست عبارت است از نسخه[ی] نفیسه[ی] فصیحِ ثعلب و تمام الفصیح و حواشی غیاث بر شرح شمسیه و نیز حواشی محقق دوانی بر شرح شمسیه و حواشی متفرقه بر شرح تجرید؛ و این اوراق بی نهایت متفرق و آشفته بود، بنده با زحمت بسیار هرچه از آنها به دستم آمده بود در این مجلد قرار دادم.
امید است که مورد استفاده اشخاص لایق واقع شود.
فی شهر محرم الحرام ۱۳۴۷ قمری هجری، مطابق تیرماه ۱۳۰۷ شمسی هجری.
و مخفی نماناد که دو نسخه[ی] فصیح و تمامالفصیح دو نسخه[ی] منحصره[ی] نفیسه است که بخط یاقوت حموی در سنه ۶۱۵ هجری نوشته شده است و قدر آنها دانستنی است.
و انا، العبد، جلال - همایی [1]
محمد رضیپور
[1] بهسبب کمبود جا اصل یادداشت علامه همایی را نتوانستم بازنویسی کنم، عکسهای آن را در اینجا میآورم.
#انجامه
#جلال_همایی
#یاقوت_حموی
#الفصیح
https://t.me/Anjaame
1 569
کهننبشتههای خواندنی
تاریخ وصّاف:
بویِ جگرِ سوخته عالم بگرفت، ور نشنیدی، زهی دماغی که تُراست! (تاریخ وصّاف، دستنوشت نورعثمانیه، برگ ۵۱پ، بهخطّ مؤلّف) محمد رضیپور #انجامه #تاریخ_وصاف #کهن_نبشتههای_خواندنی پینوشت: "بینی"، آن باشد که او "بویی" بَرَد؛ "بوی"، او را جانبِ "کویی" بَرَد. (مثنوی، دفتر اول) و نیز گفتهاند: "مرد" باید که "بوی" داند بُرد... (کشف الاسرار میبدی، ج ۴، ص ۳۰۲) https://t.me/Anjaame
1 569
دوستان،
درود این حقیرِ فقیر بر شما
روزگاری دراز رفت از آن گاه که ما چیزی نوشتیم.
"نوشتن" بهتنهایی هدف نیست؛ نبشته را خوانندهای میباید، و گرنه، "سواد" با "بیاض" یکیست.
وضعیت موجود اینترنت در ایران چنان است که همگان به فضای باز دسترس ندارند.
باآنکه ما صدها مطلب خواندنی و شنیدنی در آستین داریم، اما آوردن آنها را در این کانال و در این شرایط مصلحت نمیدانیم زیرا همگان از "گفتهها" بهرهمند نخواهد بود.
پس، تا روزگاری که دسترس همگان به اینترنت جهانی مهیا گردد، ما خود را پایبند بدان میدانیم که چیزی ننویسیم و هیچ نگوییم.
1 569
نوروز این سال در میانهی جنگ و دیگر رخدادها بر ایرانیان فراز آمد. این آیین کهن ایرانی از ستونهای محکم فرهنگ ماست؛ پس، آمدنش را - در هر شرایطی - خوش و نیک وخجسته میداریم و امیدواریم این سال نو بهاری سبز و پرآب و بار برای ایرانیان به ارمغان آورد و غم و کینه را از دل همه بزداید و حال همه را با نیکویی بگرداند.
ایدون باد؛ و پیروز باد این نوروز.
محمد رضیپور
https://t.me/Anjaame
1 569
نوروز این سال در میانهی جنگ و دیگر رخدادها بر ایرانیان فراز آمد. این آیین کهن ایرانی از ستونهای محکم فرهنگ ماست؛ پس، آمدنش را - در هر شرایطی - خوش و نیک وخجسته میداریم و امیدواریم این سال نو بهاری سبز و پرآب و بار برای ایرانیان به ارمغان آورد و غم و کینه را از دل همه بزداید و حال همه را با نیکویی بگرداند.
ایدون باد؛ و پیروز باد این نوروز.
محمد رضیپور
1 569
اندر میانهی این کارزار،
آن خالق
و آن مطلق
از بَرِ ما رفت.
ایزدش اندر بَروارههای بَرینِ بهشتی و در همسایگی فردوسی جای دهاد.
محمد رضیپور
#انجامه
#خالقی_مطلق
#شاهنامه
#فردوسی
https://t.me/Anjaame
1 569
اندر میانهی این کارزار،
آن خالق
و آن مطلق
از بَرِ ما رفت.
ایزدش اندر بَروارههای بَرینِ بهشتی و در همسایگی فردوسی جای دهاد.
محمد رضیپور
#انجامه
#خالقی_مطلق
#شاهنامه
#فردوسی
https://t.me/Anjaame
1 569
کهننبشتههای خواندنی
مناقبالعارفین
سخن مولانا
همچنان، عزیزی روایت کرد که روزی حضرت مولانا از من قلمی درخواست کرد و بر دیواری سطری چند بنوشت که: ای مرد! اگر تو دهمردهای، خویش را یکمرده بنمای که مقابل تو دو مرد و یا سه مرد خواهد آمدن و تو همه را خواهی شکستن؛ اکنون تو نیممرده نیستی و خویشتن را صدمرده مینمایی، العیاذ بالله، اگر مقابل تو دویست مرد بیاید حالِ تو چون خواهد بودن؟ (افلاکی، مناقب العارفین ج۲ ، ۴۱۸/۳، ص ۴۵۱)محمد رضیپور #انجامه #مولانا #افلاکی #مناقبالعارفین #کهن_نبشتههای_خواندنی https://t.me/Anjaame
1 569
کهننبشتههای خواندنی
دیوان ناصر خسرو
دستنوشت کتابخانهی بریتانیا
گفتند که موضوع شریعت نه به عقلست،
زیرا که به شمشیر شد اسلام مشهّر. [۱]
من روز همی بینم و گویی که شبست این؛
ور حجت خواهم، تو بیاهنجی خنجر!
گویی «به فلان جای یکی سنگ شریفست؛
هر کس که زیارت کندش گشت محرّر؛
آزر به صنم خواند مرا و، تو به سنگی!
امروز مرا پس به حقیقت تویی آزر»
(دیوان چند شاعر، دستنوشت کتابخانهی بریتانیا برگ۹۸ر )
محمد رضیپور
#انجامه
#ناصر_خسرو
[۱] نسخه چاپی، تصحیح مینوی/محقق، ص ۵۱۰: مقرّر.
https://t.me/Anjaame
