3 491
Subscribers
-824 hours
+17 days
+21130 days
Posts Archive
3 491
The gods are fallen and all safety gone. And there is one sure thing about the fall of gods: they do not fall a little; they crash and shatter or sink deeply into green muck. It is a tedious job to build them up again; they never quite shine. And the child’s world is never quite whole again. It is an aching kind of growing.
East of Eden | John Steinbeck
3 491
رازهایی هستند که به فاش شدن راه نمیدهند. آدمها شبانه، درحالی که دست روحانی شافی را میفشارند و با درماندگی به چشمانش زل میزنند، در بسترشان میمیرند، یا با یأسی از سویدای جان، با بغضی که گلویشان را به خاطر قباحت اسرار نهانشان میفشارد، اسراری که به فاش شدن راه نمیدهند. ولی افسوس که گاه وحشت برای گرانچنان بر وجدان سنگینی میکند که فقط میشود آن را با خود به گور برد.
داستانهای جنون و ترس و خیال | ادگار آلن پو
3 491
مرزهایی که زندگی و مرگ را از هم جدا میکنند در بهترین حالت گنگ و مبهماند. چه کسی میتواند بگوید زندگی کجا پایان مییابد و مرگ از کجا آغاز میشود؟
داستانهای جنون و ترس و خیال | ادگار آلن پو
3 491
Carrie
Stephen King
★★★.½
𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃
خلاصه:
کری ۱۶ سالشه، اون تمام زندگیش توسط بچههای مدرسه و آدمهایی که میشناخته بخاطر ظاهرش، وزنش و چهرهش بهش زور میگفتن و اذیتش میکردن.
مادر کری یه زن مذهبی و افراطی بود که از عمد اون رو مجبور میکرد شیرینی زیاد بخوره تا وزن بالایی داشته باشه، موهای کثیفی داشته باشه و به صورتش نرسه تا به هیچعنوان برای کسی جذاب نباشه و اینجوری پاک بمونه. مادر کری پریود و بلوغ رو گناه میدونست.
ولی هرکسی صبری داره و وقتی صبر کری تموم میشه تمام افرادی که باعث زجر کری شدن قراره تاوان پس بدن.
نظر شخصی:
کینگ توی توضیحات و دلیلی که این کتاب رو نوشته میگه: زمانی که دبیرستان بودم دو دختر بخاطر قلدری شدیدی که میشدن خودکشی کردن و زمانی که شروع کردم به نوشتن این کتاب به این فکر میکردم که "چی میشد اگه دنیا همونقدر که با دخترهای جوون سختگیر و بیرحمه، با اونها منصف هم بود؟"کری شاید بهترین کتاب کینگ نباشه که خوندم ولی بخاطر موضوع داستان مهمترین کتابشه. کینگ خیلی زیبا نشون میده وقتی یه دختر استانداردهای زیبایی یه جامعه رو نداشته باشه، چجوری توسط جامعه طرد میشه و چه عذابی میکشه. ●شخصیتپردازی کری رو خیلی دوست داشتم و مشکلاتش خیلی قابل لمس بودن، اوایل کتاب اون یه شخصیت معصوم و بیگناه بود، اما کم کم تمام زورگوییها و ظلمی که در طول زندگیش تحمل کرده به خشم تبدیل شد و انتقامش رو از تمام کسانی که زندگیش رو به جهنم تبدیل کرده بودن گرفت. کتاب خیلی female rage خشن اما واقعیای داره.
خیلیها از شخصیت کری و کارهایی که در اخر میکنه متنفرن ولی به نظرم نکته کتاب همینه، شما نمیتونین هر بلایی که میخواین سر یه شخص بیارین و در اخر توقع داشته باشین که همون بلا رو سر شما نیاره و آدم خوبی بمونه.شخصیتپردازی مادر کری و جسارت کینگ در به زیر سوال بردن افراط مذهبی رو دوست داشتم، مادر کری یه زنی بود که فکر میکرد زن بودن گناهه، لذت بردن برای یه زن گناهه، زن فقط یه وسیله برای به گناه کشیده شدنه. و تمام این افکار از باور شدیدش به دین میاومد. ●قلم کینگ نسبت به بقیه کتابهاش بنظرم ضعیفتر بود، اون توضیحات کاملی رو که کینگ همیشه میداد نداشت و خب این اولین کتابی از کینگه که به صورت رسمی منتشر میکنه و این ضعفها عادیه. اما روند کتاب سریعه و خواننده رو غرق داستان میکنه، اتفاق پشت اتفاق رخ میده. ●پلات پایانی کمی لنگ میزد، انگاری کینگ فقط قصد داشت زود داستان رو جمع کنه و اون توضیحات رو کامل نده. داستان کمی خشنه، صحنههای قطع شدن دست و کشتار کامل توضیح داده شده. ●تمام اقتباسهای این کتاب افتضاحن، نکته کتاب قضاوت شدن از روی ظاهره و اعتراض به استانداردهای زیبایی که برای زنان ساخته شدهست. کری از بدنش، آکنههای صورتش و جوری که به نظر میرسید متنفر بود چون جامعه بهش گفته بود باید متنفر باشی، نباید این شکلی باشی. ولی توی تماااام اقتباسها کری یه دختر لاغره و هیچ آکنهای نداره و تنها دلیلی که بقیه مسخرهش میکنن حسادت و بدجنسیه. هیچ کدوم از اقتباسها نتونستن نکتهی کتاب(مسخره و قلدری کردن یکی بخاطر ظاهرش) رو برسونن. ●در آخر این کتاب بیش از یه داستان وحشت و ماوراییه، اگه به دید وحشت به سراغش برین ناامید میشین. اما از اون کتابهاست که خوندنش رو به همه پیشنهاد میکنم. ●سطح زبان متوسطی داره. ●ترجمه نشده(بخاطر سانسور زیاد ترجمه نمیشه.) #review
True sorrow is as rare as true love.
3 491
Only love remained, and it was a fragile thing that Paul had been desperate not to see. He couldn’t stand to look at the truth, even now. All they were - all they had ever been - was a pair of sunflowers who each believed the other was the sun.
These violent delights | Micah nemerever
3 491
If you paint a masterpiece and then set it on fire, it still would have mattered. If you know you've made something beautiful, who cares how long it lasts?
These violent delights | Micah nemerever
3 491
First law trilogy
Joe Abercrombie
The Blade Itself ★★★½
Before They Are Hanged ★★★★
Last Argument of Kings ★★★★½
𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃
خلاصه:
سرزمینهای متحد به ظاهر قویان اما از درون و بیرون دارن نابود میشن. پادشاه ضعیف شده و مثل قبل توان تصمیمگیری نداره، ولیعهد یه آدم خودشیفته و بهدردنخوره، اشراف باهم مشکل دارن و اقتصاد درحال فروپاشیه و تهدیدهای جنگ خارجی هم وجود داره.
داستان از زبان سه شخصیت روایت میشه:
•لوگان، یه جنگجوی افسانهای که فقط میخواد زنده بمونه ولی گذشتهی خونینش رهاش نمیکنه.
•گلوکتا، یه قهرمان و شمشیرزن قوی که توی جنگ اسیر و شکنجه شده، الان خودش تبدیل به یه شکنجهگر قوی شده.
•جیزل، یه نجیبزادهی از خودراضی و مغرور که غرورش کورش کرده و همه به چشم یه احمق که لیاقت مقامش رو نداره میبیننش.
ولی یه جادوگر مرموز که هیچکس دقیقا نمیدونه چندسالشه سر و کلهش پیدا میشه و از تمام رازهای این کشور خبر داره، تلاش میکنه این سه نفر رو دور هم جمع کنه. اون حتی از جنگ پیش رو، توطئهها و جادو خبر داره.
این جادوگر واقعا کیه؟ توی این کشور چه اتفاقی داره رخ میده؟
نظر شخصی:
ژانر این مجموعه گریمدارک فانتزیه. گریمدارک سبکی تاریک و بدبینانه در فانتزی و علمیتخیلیه که دنیایی خشن، بیرحم و تقریباً بدون امید رو نشان میده. توی این ژانر اخلاق خاکستریه، قهرمانِ کامل وجود نداره و جنگ، رنج و فساد معمولاً بر همهچیز غلبه میکنه.●شروع و روند جلد اول مجموعه تا حدی من رو ناامید کرد، بیش از حد کند بود و آنچنان اتفاق هیجانانگیزی نمیافتاد که کمی روند داستان رو بهتر کنه. هرچی بیشتر مجموعه پیش رفت فهمیدم نقطه قوت داستان اصلا پلات توییستها و اتفاقات هیجانانگیزش نیست. شخصیتپردازی عالی، بازیهای سیاست و کشف رازهایی که جو ابرکرومبی توی دنیاش خلق کرده نقطه قوت مجموعهست. ●شخصیتپردازی این مجموعه عالیه و دور از تمام کلیشههاست. ابرکرومبی دنیایی خلق کرده که سیاهی کامله، هیچ کدوم از شخصیتها خوب نیستن برعکس همه ویلنن. اما در حین اینکه خوب نیستن ازشون متنفر نبودم، برعکس دوستشون داشتم و از ویلن بودنشون لذت بردم. گلوکتا یکی از شخصیتهای مورد علاقهم توی ژانر فانتزیه. همه شخصیتها گذشته تلخ و تاریک خودشون رو دارن ولی اصلا تلاش نمیکنن بعد از تمام اتفاقاتی که پشت سر گذاشتن همون انسانهای قبل باقی بمونن و خوب باشن، برعکس هرچی داستان جلوتر میره بدتر و کثیفتر میشن. اما اینکه بیدلیل یه شخصیت کثیف نیستن رو دوست دارم، گذشته همهشون به اندازهای دردناک هست که این حق رو داشته باشن به ویلن تبدیل بشن. ●قلم و روایت ابرکرومبی پخته بود، حتی جلد اول مجموعه یه روایت سطحی و ساده رو نداشت، درسته کند و بیاتفاق بود اما سطحی نبود. روایت مجموعه همراه با dark humour هستش، از اون طنزهایی که واقعا خنده دارن ولی درباره یه چیز کثیفن. احساساتی توی این مجموعه وجود نداره، روایت خیلی خشک و سرده. صحنههای جنگ و نبرد خیلی خوب نوشته شده بودن، اینقدر با جزئیات و کامل بود که میشد راحت تصورشون کرد. سیستم جادوی خیلی زیادی توی مجموعه وجود نداره ما بیشتر با اسم و رازهای جادو طرفیم تا وجودیتش. مشکل اصلی من با این مجموعه کند بودنشه، به جرأت میتونم بگم کندترین فانتزیایه که تاحالا نوشته شده. ●در آخر این مجموعه درباره بازی سیاست، جنگ و کثیف بودن آدمها و دنیاست.
خیلی از اتفاقات این مجموعه من رو یاد GOT میانداختاگر تاحالا فانتزیهای غلیظ نخوندین، از کتابهایی که خشونت زیاد دارن و شخصیتها خاکسترین و پر از جزئیات نوشته شدن یا اونقدر شخصیتپردازی براتون مسئله مهمی نیست و بيشتر به پلاتتوییست اهمیت میدین، این مجموعه برای شما نیست.
دنیای first law در اصل ۱۰ جلده اما ۳ جلد اول رو میشه به تنهایی خوند، درسته به تمام سوالات و معماها نویسنده توی جلد سوم پاسخ نمیده و باید ادامه مجموعه رو خوند اما پایان خوبی نسبی داره.●از نشر تندیس به اسم "نخستین قانون" ترجمه شده. ●سطح زبان بالایی داره. #review
We should forgive our enemies, but not before they are hanged.
