uz
Feedback
Mriabooks𓃠

Mriabooks𓃠

Kanalga Telegram’da o‘tish

@Mriabookbot :ناشناس

Ko'proq ko'rsatish
3 190
Obunachilar
-624 soatlar
+807 kunlar
+43130 kunlar
Postlar arxiv
photo content

I believe one ought to be precious with communication. Remember: words, especially those written, are Immortal. The Correspondent | Virginia Evans

I believe one ought to be precious with communication. Remember: words, especially those written, are Immortal. The Correspondent | Virginia Evans

شش ماه.

-The Bear
-The Bear

Daggermouth H.M. Wolfe 𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃 خلاصه: توی شهری که همه ماسک به صورت دارن و چهره‌ی هیچ‌کس قابل تشخیص نیست، شِدیرا باید وارث حکومت رو به قتل برسونه؛ ولی کشتن یک قاتل که وارث حکومته ساده نیست. چی‌ می‌شه اگه ورق برگرده و اونی که تهدید به مرگ می‌شه شِدیرا باشه‌. نظر شخصی: ●یه سری کتاب‌ها وقتی تموم می‌شن از خودت می‌پرسی «واقعا کتاب خوبی بود یا فقط پایان خیلی خوبی داشت؟» این کتاب برای من توی دسته دومه. با اینکه شروع جالب و هیجان‌انگیزی داشت اما روند داستان کند بود. از یه جایی به بعد شخصیت‌ها فقط حرف می‌زدن و از این طرف به اون طرف می‌رفتن و اتفاقی نمی‌افتاد تا ۱۰۰ صفحه اخر داستان که نویسنده تازه یادش اومد باید به داستان هیجان و سرعت بده. ولی کلیف هنگر و پلات پایانی خیلی خوب بود. ●دنیاسازی و توضیحات کامل نبودن. نویسنده فقط یه دنیای دیستوپیایی نوشته بدون هیچ قوانین و توضیحاتی‌‌. ویلن خوبی نداشتیم. رئیس جمهور یه دیکتاتور بود ولی چرا؟ اصلا چی شد که این شهر به این تبدیل شد؟
کلا plot hole هایی وجود داشت که اگه با دقت زیاد/انتظار زیاد بخونین می‌تونه آزار دهنده باشه.
●اما شخصیت پردازی رو دوست داشتم. شِدیرا female rage خوبی داشت، از اون شخصیت‌هایی نبود که تصمیمات احمقانه بگیره یا فقط غر بزنه. برعکس زیرک بود. از طرفی گریسون یه شخصیت کلیشه سرد و خشن نداشت برعکس خیلی شکسته بود و جوری که نویسنده خیلی raw شکسته بودنش رو نوشته بود دوست داشتم. رومنس بینشون خیلی اسلوبرن بود تا ۷۰٪ کتاب شما هیچ چیزی جز تنش بینشون نمی‌ببینین و رومنس دوست داشتنی داشتن، شاید بعضی جاها کلیشه بود اما کلیشه دوست داشتنی بود که من دوستش داشتم.
خیلی جاها دیدم enemies to lovers معرفی می‌کنن ولی نیست. اصلاااا نیست.
●در آخر به نظرم دیستوپیای جدید و قوی‌ای نبود و ارزش اون همه هایپ رو نداشت اما یه داستان خوش‌خوان و ساده‌ی خوبی بود. اگه بی‌هیچ توقعی بخونین لذت می‌برین. تک جلدی نیست و جلد دوم ۸ ماه دیگه منتشر می‌شه. ●ترجمه نشده‌ ●سطح زبان ساده‌ای داره.(آدیوبوک خیلی خوبی داره.) #review
Beautiful things are often built on ugly foundations.

photo content
+1

Women are the backbone, the foundation, the immovable force that still does not falter when men stand on our spines to grab power. So no, Callum, I am not fragile. The cracks in my soul aren’t broken places. They are veins cemented together with rage. And it will take more than the hands of men to kill my spirit, to break my will. Daggermouth | H.M. Wolfe

Baby boy, Honeybee
Baby boy, Honeybee

03. Olivia Rodrigo - honeybee.mp38.84 MB

🕯
+1
🕯

The world existed in layers of white and gray each stacked atop the other until the thrum of pain lost all meaning. Daggermouth | H.M. Wolfe

sticker.webp0.42 KB

فدای شما زیبا🙂‍↕️💋

photo content

The Everlasting Alix E. Harrow ★★★⁷⁵ 𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃 خلاصه: اُوِن یه تاریخ‌نویسه که از بچگی شیفته‌ی داستان‌های شوالیه‌ای به اسم اونا (Una) بوده ، اونا تنها شوالیه‌ زن تاریخ بود و جونش رو فدای کشور و ملکه‌ش کرده و هزاران سال از مرگش می گذره. اما چی می‌شه اگر اُوِن بتونه توی زمان سفر کنه و قهرمان تمام زندگیش رو ملاقات کنه و اما بفهمه تمام افسانه‌های گفته شده دروغ بوده؟ نظر شخصی: ●بعد از مدت‌ها یه فانتزی~رومنس خوندم که شخصیت‌هاش نوجوون نیستن، برعکس بالغن و مثل اکثر کلیشه‌های دیگه که با یه پسر عضلانی و یه دختر نازنازی که نمی‌تونه دست و پاش رو جمع کنه طرفیم، رفتار نمی‌کنن. شخصیت اونا یه دختره که از ۱۲ سالگی جنگجو شده و اینقدر جنگجو قدرتمندی بود که خیلی مواقع فکر می‌کردن مرده چون این قدرت از پس دست یک زن برنمی‌امد. و از طرفی اُوِن کهنه‌سرباز ترسو از جنگ بود که اصلا برای جنگیدن ساخته نشده بود و می‌خواسته پرفسور و تاریخ‌نویس باشه. دو قطب مخالف همدیگه بودنشون رو خیلی دوست داشتم. باعث می‌شه شخصیت‌ها واقعی‌تر و خام‌تر به نظر بیان‌‌ و رومنس بینشون رو زیباتر کرد. ●رومنس داستان نه خیلی زیاده که رومنس باشه جای فانتزی نه خیلی کمه. اینطوری نیست که داستان فقط حول محور رومنس بگرده ولی اونقدر هم اسلوبرن نیست‌.
که این برای من تنها نکته منفی رومنس بود، دوست داشتم جزئیات بیشتری نویسنده بنویسه و خیلی بیشتر طول بکشه تا احساسی بینشون شکل بگیره. با اسمات داستان هم مشکل داشتم، خیلی بی‌دلیل وجود داشت انگار نویسنده فقط نوشته بود که نوشته باشه. اما با این حساب کرینج نبود، اولین چیزی که به ذهنشون امد این نبود که چقدر بدن خوبی داره و جذابه.(من خیلی با این مدل رومنس مشکل دارم)
قلم نویسنده خیلی آهنگین با احساس و دوست داشتنی بود. پلات‌های خوبی حین داستان و در آخر داشتیم. درسته خیلی سوپرایزکننده نبودن و می‌تونستن بهتر باشن اما مسخره هم نبودن. ●مشکل اصلی من با این کتاب طرز روایت داستان بود. روایت به صورت دوم شخص انجام می‌شه و باعث شده خیلی اتفاقات گنگ باشه و بعضی جاها نتونستم با داستان ارتباط بگیرم. ●اگر از فانتزی که رومنس داره لذت می‌برید پیشنهاد خوبی هستش براتون ولی اگر کلا رومنس دوست ندارین برای شما نیست. •ترجمه نشده‌. •سطح زبان متوسطی داره. #review
I thought you were the saddest and most beautiful thing I had ever seen, like a dead angel.

photo content
+1

+ هیچوقت نمی‌فهمی چی توی زندگی پیش میاد مگه اینکه بری دنبالش. اگه وسط راه جا می‌زدم خیلی بد می‌شد خیلی خوشحالم که زندگیش کردم
+ هیچوقت نمی‌فهمی چی توی زندگی پیش میاد مگه اینکه بری دنبالش. اگه وسط راه جا می‌زدم خیلی بد می‌شد خیلی خوشحالم که زندگیش کردم. - منظورت اینه که دوباه برات بهار شده؟ + آره! دوباره بهاره، بهار.

این روز‌ها When Life Gives You Tangerines می‌بینم و سعی می‌کنم با هر قسمت گریه نکنم.

Hozier-July-128.mp33.34 MB