خــلاء ؛
Open in Telegram
در این خلاء گاهی مینویسم و گاهی شعر میگویم تا بلکه کمی ملاء شود ، و تو در این میان همراهم باش . سخنِ نهفتـه ؛ @lvacuitybot " تمامیِ پستهای این کانال از آثارِ مالک است ، با کمال احترام هرگونه کپی برداری ممنوع میباشد "
Show more198
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-1030 days
Posts Archive
198
دل گفت سر بریدند دگر طاق مرا
رحم نکردند به تکه تکهٔ جان مرا
خنجر از بر استخوان زدند اینبار مرا
پس چگونه پنهان میکردند آن فریاد مرا
198
https://t.me/lvacuity/6210
من رو یاد شمس میندازه و مقداری هم سعدی..ممکنه همین الان بزنم زیر گریه واقعا.
198
https://t.me/lvacuity/6213
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گُل بدمد باز و تو در گِل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین میدهدَت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
.صاد.
198
https://t.me/lvacuity/6200
کاش اینجا آخر قصهٔ ما بود ای مردم
دریغا اخر قصه مانند فرهاد بودم من
این چه مصیبت بود که در آن آشفتم من
در وصالش دست کم دو صد باری من مردم من
198
https://t.me/lvacuity/6209
نصیحتی کُنَمَت بشنو و بهانه مَگیر
هر آنچه ناصِحِ مُشْفِق بگویَدَت بپذیر
ز وصلِ رویِ جوانان تَمَتُّعی بردار
که در کمینگهِ عمر است مَکرِ عالَمِ پیر
نَعیمِ هر دو جهان پیشِ عاشقان بجوی
که این متاعِ قلیل است و آن عطایِ کثیر
معاشری خوش و رودی بساز میخواهم
که دردِ خویش بگویم به نالهٔ بَم و زیر
.صاد.
198
https://t.me/lvacuity/6208
من حیرانم از این همه زیباییِ روی تو
از موجِ گسیوانِ پر هیاهوی تو
لب برهم بزن ای معشوق زیباروی من
بگو که تو هم هستی در اندیشهی من
198
https://t.me/lvacuity/6205
هر شب از حسرتِ آن زلفِ دو تا میمیرم
روز و شب در طلبِ آن رخِ زیبا میمیرم.
198
https://t.me/lvacuity/6188
قاتلم بر تن من زخمِ زده جایی نمانده
رحم نکرده در تن من نایی نمانده
غم در من چیره شده، شادی نمانده
نفسم در من بند شده،منی نمانده
198
https://t.me/lvacuity/6197
لعلِ سیرابِ بهخونتشنه، لب یار من است
وز پی دیدنِ او دادنِ جان کار من است
شرم از آن چشمِ سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردنِ او دید و در انکارِ من است.
.صاد.
