270
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1930 days
Posts Archive
270
Repost from آرومایِقهوهیِتو؛
116_The_Carnival_of_the_Animals,_R_125_Saint_Saëns_The_Carnival.mp35.75 MB
270
Repost from آرومایِقهوهیِتو؛
پاهای کوچک لرزانت که برای بقا میدود ، موهای مواج قهوهگون تو که در باد میرقصد و تو حواست نمیماند که هر بار به هنگام برگشتن صورتت برای تخمین فاصلهی احتمالیمان چطور چشمانت را میبوسند و دیدن را برتو حرام میکنند، لباس عزیزِ سپید رنگ تو که زیر گرهی انگشتانت فشرده میشود ، صدایی که پاهای برهنه و سرد تو ایجاد میکند .. و در آخر چشمهایت .. چشمهایِ ترسیده و پریشان تو که چندی پیش به هنگام رقص دوست داشتنیِ تو مثال دود برخواسته از شمع بود و عجیب بیپروا جلوه میکرد .
چه بر سر چشمانت آمد رقاصِ عزیزِ کوچک که انگار صد ها پرنده در آن خود را به قفس میکوبند. بقا باید چیز شیرینی باشد .. آنقدر شیرین که با وجود اطمینان از این امر که در نهایت تنت میان دستهای من آرام میگیرد همچون غزالی با غم و بیچارگی میدوی.باید شیرین باشد که امید کوچکی از آزادی اینگونه بیقرارت کرده ..
کاش اجباری در نگاه کردن به چشمهایِ تو و بازگوی این زخم حقیقت نبود که زمان آزادی و رویای شیرین تو چه زود به پایان رسیده ، که من در پایان تمام این جاده ها سخت به انتظار تو نشستم تا یادآور باشم ورای این پنجره آزادی گودالی به نام من است .
