en
Feedback
Classics

Classics

Open in Telegram

• Aesthetic Wandering • [ Classics works under ©️ Disclaimer of Section 107-Act 1976 as Fair Use for Criticism & Research. ]

Show more
1 880
Subscribers
-224 hours
-27 days
-930 days
Posts Archive
آی ایران! چقدر تو را دوست دارم!

Someones between us, are never gonna dance again...

Vox Clamantis - Nunc dimittis.mp314.40 MB

©Charles Courtney Curran, Dance of the Spiderweb, 1908 🇺🇸 گو دیده ز سر واکن تا دیده به سر بینی جان را ز لبت برکن تا جان به
©Charles Courtney Curran, Dance of the Spiderweb, 1908 🇺🇸
گو دیده ز سر واکن تا دیده به سر بینی جان را ز لبت برکن تا جان به لبت گیری رفتست همی در او در بی‌خبری چون وی چون باز روی در خود خود را به برش بینی بس سر به تنان چون ما در حیرت او چون وی گر سر ز تنت چینی سر تا به سرش بینی

برادرم تو بکشتی کجا برم خفقانم؟ در این سرای مُعلّی که خون چِکد ز نگاهش چو خواهرم تو بکشتی کجا برم خفقانم؟

آی دلبر؛ بدجور عجله داشتی! اون‌شب کسی در گوشت گفته بود قراره بدون درد از این دنیا ببرنت؟

نفرین بر کسی که زنده ماندن را پر از شرم کرد

©Roberto Ferri (b. 1978), Santa Rosalia 🇮🇹 رنج کشیدن، رنج کشیدن؛ صلیب، صلیب...
©Roberto Ferri (b. 1978), Santa Rosalia 🇮🇹
رنج کشیدن، رنج کشیدن؛ صلیب، صلیب...

Repost from N/a
La Revolution Valentine Cameron Prinsep (1838–1904)
La Revolution Valentine Cameron Prinsep (1838–1904)

به کیمیایی که سر زد ز لطف روی امین ز حاتفی که به لب زد وزان سروش امین به عطر سر زده وز آن تبحری که دروست به گرمی سخن آنگه که آمد از رخ دوست به سردی قدم آنگه که در فراق حبیب به خامُوشی که مشفا بگشت ز چشم طبیب ز عاطفه که به شک زد محبتی به فقیر وزان حریر مُصفّا که شد به شأن سریر در این شبی که به روشن ضمیر، صبح طلیع قسم خورم که ندیدم مگر صدای بدیع بدین سفر که به وی شد سفر به ربع غریب چه می‌شد که نظر بر دلم زند ز حبیب

و انگار آن دیوها به زمین دوخته شده بودند، مست، نعره می‌زدند و نشخوار می‌‌کردند؛ فرشتگان را دیگر اشکی نمانده بود، به جز یک قطره، که برای آباد کردن سرزمینی دیگر نگه‌داشتند...

و انگار آن دیوها به زمین دوخته شده بودند، مست، نعره می‌زدند و نشخوار می‌‌کردند؛ فرشتگان را دیگر اشکی نمانده بود، به جز یک قطره، که برای آباد کردن سرزمینی دیگر نگه‌داشتند...

sticker.webp0.60 KB

sticker.webp0.60 KB

©Khosrow’s Victory, illuminated manuscript Khamsa of Nizami, 1593 🇮🇷 خداوند ماه و خداوند هور خداونت پیل و خداوند مور جز از
©Khosrow’s Victory, illuminated manuscript Khamsa of Nizami, 1593 🇮🇷
خداوند ماه و خداوند هور خداونت پیل و خداوند مور جز از داد و خوبی مکن در جهان چه در آشکار و چه اندر نهان سواران رومی همه جنگ جوی به درگاه خسرو نهادند روی چو زان کارها شد به شاه آگهی ز قیصر شدش کار با فرّهی پذیره فرستاد خسرو سوار گرانمایگان گرامی هزار به دستور فرمود پس شهریار بدان جامهٔ روم گوهر نگار به خسرو چنین گفت پس رهنمای که دین نیست شاها به پوشش، بپای ندانی که دهقان ز دین کهن نپیچد مگر خام باشد سخن تو بردین زردشت پیغمبری اگر چند پیوستهٔ قیصری بپوشید پس جامهٔ شهریار بیاویخت آن تاج گوهرنگار برفتند رومی و ایرانیان ز هر گونه مردم، اندر میان ازان فیلسوفان رومی چهار برفتند با هدیه و با نثار ز لشکر هر آنکس که هنگام کار بماندند با نامور شهریار همی خلعت خسروی دادشان به شاهی به مرزی فرستادشان همه پادشاهند برگنج خویش کسی را که گرد آمد از رنج خویش مجویید کین و مریزید خون مباشید بر کار بد رهنمون
- سرنگونی حکومت فاسد بهرام‌ چوبین خائن و پیروزی خسروپرویز با کمک‌ رومیان، تلخیص بدون تصرف از شاهنامه فردوسی (بخش ۳۵ تا ۳۷ گنجور)

©Sir Ivor Hele (1912 - 1993), The Bangle 🇦🇺
©Sir Ivor Hele (1912 - 1993), The Bangle 🇦🇺

©Paul François Quinsac (1858 - 1929), Reclining odalisque 🇫🇷 After that, if it was a classic persian poem, I was going to t
©Paul François Quinsac (1858 - 1929), Reclining odalisque 🇫🇷
After that, if it was a classic persian poem, I was going to tell you the dimensions of her petrified heart. But, No... She was kind as hell...

🐦‍🔥

©Serge Marshennikov (b. 1971) 🇷🇺 Forget about all I've said, Let me make it simple for you, Her softness, was just 1 inch a
©Serge Marshennikov (b. 1971) 🇷🇺
Forget about all I've said, Let me make it simple for you, Her softness, was just 1 inch away from nothingness