en
Feedback
" میهمان خانهِ ماه.

" میهمان خانهِ ماه.

Open in Telegram

خوش آمدید. @Hoteldellunaabot: ناشناس

Show more
Iran219 986The category is not specified
230
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
March '25
March '25
+207
in 1 channels
February '250
in 2 channels
Get PRO
January '25
+27
in 17 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
25 March0
Channel Posts
پرسید آدمی چه زمانی پخته می شود؟ گفتم: همان جایی که دیگر از کسی توقع ندارد.

2
Taylor-Swift-Carolina-Where-The-Crawdads-Sing-320.mp3
41
3
مهم نیست شما چطور آدمی باشید، اینکه چقدر صلح جو یا مهربان باشید، دیگران فقط در همان عمقی که خودشان غوطه ور شده اند می توانند شما را ببینند شما می توانید تمام نور و عشق دنیا را به کسی عرضه کنید، اما اگر او جرئت نکرده باشد به تاریکی های درون خود نگاه کند، قادر به درک محبت شما نخواهد بود.
76
4
+1
No text...
55
5
قرارمان همین بهار؛ زیر شکوفه های شعر، آنجا که واژه ها برای تو گل می کنند؛ آنجا که حرف های زمین افتاده، دوباره سبز می شوند قرارمان زیر چشم های تو؛ آنجا که شعر نم نم شروع می شود.
67
6
+1
No text...
65
7
برایم نوشت: نازِ چشمانِ تو را قاب کنم در دلِ شب،تا که مهتاب ننازد به جمالش هر شب.
72
8
سرسبز ترین بهار تقدیم تو باد آواز خوش هزار تقدیم تو باد گویند که لحظه ایست روئیدن عشق آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد.
96
9
گفت: تو برای همیشه دست نیافتنی بودی، حتی وقتی به من نزدیک بودی… و من تورا با علم به این موضوع دوست داشتم.
148
10
+1
No text...
163
11
شرمسار دستان توام وقتی به جای دستان من، قلم در دست می‌گیری تا بگویی دلتنگی. -نزار قبانی.
312
12
Lav-From-Me-the-Moon-192.mp3
304
13
+1
No text...
310
14
سبز می‌شویم از دل خاک، نور می آید به این پنجره، زنده خواهیم شد همچون بهار گویی که انگار هیچگاه مزه ی تلخی را نچشیده ایم. صبر داشته باش.
304
15
گفت: دل من آن روز سخت شکست؛ تکه تکه شد؛ اما چون عادت کرده بودم تکه هایش را جمع کردم و بهم چسباندم و بلند شدم انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده؛ فقط اندکی جراحت درونی.
278
16
تو خیال کردی رزهایی که به من داده ای فراموش شدند؟ من آنها را همچون بوسه ای لابه لای صفحات کتابم کاشتم؛ آنها هرگز نمردند.
205
17
+1
No text...
194
18
گفت: خیال‌‌ ِچشم تو کارِ شراب خواهد کرد.
131
19
هوا قند است. زمین و زمان قند است. روحم بوی وانیل می دهد؛ عطر باران بر شکوفه؛ بوی کاه گل نم خورده؛ من چه سبزم امروز.
145
20
اینکه خودت و اهدافت رو بزاری اولویت زندگیت به معنی دوست نداشتن اطرافیانت نیست دختر جان. به نام تو،زن.
157