𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
Closed channel
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
Show more2 954
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-2830 days
Posts Archive
تاپ¹ مدیر یک شرکت بزرگ امنیتی و بازرگانی ، آدمیه که از صفر شروع کرده و جایگاهشو خودش به دست آورده ، جدی و مغروره از اونایی که وقتی وارد اتاق میشه ناخوداگاه همه ساکت میشن و عاشق اینه همه بدونن تصمیم آخر رو خودش میگیره
تاپ² وارث یک خاندان قدیمی و ثروتمنده و نفوذش بیشتر مربوط به اسم خانوادگیشه تا تلاش فردیش
این دوتا رقیب همیشه سر جایگاه بحث دارن و تاپ¹ معتقده اون مردِ از خود راضی قدرتش رو به ارث برده و تاپ² همیشه به تاپ¹ طعنه میزنه که هیچ وقت از اسم اون جلو نمیزنه
اونا همیشه و همه جا سر قرارداد و نفوذ توی بازار ، رقیب قدرتمند هم بودن حتی توی ازدواج ، هیچ کدومشون علاقه به زندگی مشترک نداشتتن ولی چون پدر تاپ¹ دختری رو براش در نظر گرفته بود ، تاپ² به خاطر حس رقابتی که بینشون بود میخواست اون دختر رو به دست بیاره ولی تمام این تلاش ها فقط برای اثبات خودش به تاپ¹ بود
هیچ کدومشون جلوی اون یکی دیگه سر خم نمیکرد ولی از طرفی علاقه شدید به اثبات کردن خودشون به اون یکی داشتن
دعواهای لفظی و سنگینشون همیشه سکوت رو میشکست تا روزی که مراسم رسمی خاستگاری تاپ¹ بود و خانواده تاپ² به خاطر هم حضور داشت ، تاپ¹ به جای لبخند زدن به اون دختر تماما نگاهش روی تاپ² بود و حس میکرد اگه کاری نکنه این مراسم پایان رابطه اوناست
اون وسط صحبت بزرگترا بلند میشه و به اتاقش میره و از طریق مسیج تاپ² رو به سمت اتاقش میکشه ، وقتی تاپ² وارد اتاق میشه با لمس لبای تاپ¹ مواجه میشه و زمزمه اون مرد زیر گوشش تمام احساس مخفی ای که به تاپ¹ داشت رو برملا میکنه
- مشکل من اینه حتی وقتی ازم متنفری بازم میخوام کنارم بمونی t.me/PixieeHallow 〞#Gay
፥ 🍙 ˖ #Romance ,#TopWTop
