𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
Closed channel
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
Show more2 954
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-2830 days
Posts Archive
خسته نباشید ناز نازیا
ممبر مریضتون هستم باز اومدم درخواست کثیف بدم:)
یه بیگ بوییی از اینا که له میشی میخوام امگاورس باشه باتمو استاک کنه همکلاسی باشن باتمو کتک بزنه بعد داخل پارتی مدرسه باتم و روی مبل بفاک بده
این طول کشیدن رابطه رو من خیلی نمیتونم توی سناریو به تصویر بکشم ، بیشتر مربوط به جزئیاته و رولی که میرید
سلام قشنگم اولا که خسته نباشی بخاطر ایده های قشنگت
بعدش اگه میشه یه ایده بده که گی باشه و تاپ شوگر ددی باشه و رسیدنش به بات طول بکشه اختلاف سنیشونم زیاد باشه
باتم یه امگای ظریف و خوشقیافهست، یه لبخند قشنگی داره که هرکی ببینش ، دلش آروم میشه. اون چند سال دیرتر از بقیه همسن و سالهاش به بلوغ رسید، ولی وقتی بالاخره تونست گرگ درونش رو آزاد کنه، یهدفعه تبدیل شد به یه گرگ طلایی فوقالعاده و نادر. همون موقع همه فهمیدن که باتم از نسل آلفای قبلیه و یکی از اصیلترین خونها رو توی بدنش داره.
تاپ یه آلفای خشن، سرد و جدیه. جانشین رئیس جدیده و قراره خیلی زود خودش رئیس کل پک بشه. ولی وقتی اصالت باتم معلوم میشه، بهش فشار میارن که باید با اون ازدواج کنه تا بچهشون وارث آیندهی پک بشه.
باتم که از بچگی از خانوادش جدا شده بود، هیچوقت چیزی از سیاست و خاندانهای بزرگ نمیدونست. یهو خودش رو وسط ماجرایی دید که قرار بود با جانشین رئیس ازدواج کنه! این تغییر براش خیلی سنگین بود. از اون طرف تاپ از بچگی یاد گرفته بود که گاهی برای مصلحت پک باید خودش رو فدا کنه، و این ازدواج اجباری هم بخشی از اون وظیفه بود.
روزای اولشون پر از سردی و فاصله بود. تاپ همیشه ساکت و سنگین رفتار میکرد، باتم هم هر بار که بوی تند آلفا رو حس میکرد، دلش میخواست فرار کنه. ولی کمکم، زیر اون نقاب خشن و سرد تاپ، یه آدم زخمی و وفادار رو دید... کسی که یاد گرفته بود برای بقیه زندگی کنه، نه برای خودش.
تاپ هم با گذر زمان فهمید اون امگای آروم و حساس، فقط یه گرگ طلایی زیبا نیست یه روح لطیف و قوی داره که میتونه حتی دل یخزدهی یه آلفا رو گرم کنه
یه شب، وقتی هر دو خسته از کشمکشهای درونشون کنار هم نشسته بودن، تاپ بالاخره گفت
- اگه یه روز بخوای بری... میرم جلوی کل دنیا زانو میزنم که جلوی رفتنتو بگیرن .. t.me/PixieeHallow 〞#Gay
፥ 🐺 ˖ #Omegaverse ,#Drama
