279
Subscribers
+124 hours
+77 days
+1230 days
Loading data
Attracting Subscribers
November '26Nov '26
November '26
+1
in 0 channels
October '26
+32
in 2 channels
Get PRO
September '260
in 1 channels
Get PRO
August '260
in 3 channels
Get PRO
July '260
in 2 channels
Get PRO
June '260
in 0 channels
Get PRO
May '260
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 0 channels
Get PRO
January '260
in 1 channels
Get PRO
December '250
in 2 channels
Get PRO
November '250
in 0 channels
Get PRO
October '250
in 1 channels
Get PRO
September '250
in 1 channels
Get PRO
August '250
in 1 channels
Get PRO
July '250
in 0 channels
Get PRO
June '25
+1
in 0 channels
Get PRO
May '25
+8
in 0 channels
Get PRO
April '25
+19
in 1 channels
Get PRO
March '25
+12
in 1 channels
Get PRO
February '25
+17
in 1 channels
Get PRO
January '25
+87
in 0 channels
Get PRO
December '240
in 1 channels
Get PRO
November '240
in 0 channels
Get PRO
October '240
in 0 channels
Get PRO
September '240
in 1 channels
Get PRO
August '24
+137
in 2 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 02 November | 0 | |||
| 01 November | +1 |
Channel Posts
تضمین بهار از خاقانی؛ بازخوانی واژهٔ ناخوانده در «نالهٔ بهار در زندان»؛
ملکالشعرای بهار در قصیدهٔ «نالهٔ بهار در زندان»، با مطلعِ
«دردا که دور کرد مرا چرخ بیامان ناکرده جرم، از زن و فرزند و خانمان»،
در بیت پایانی میگوید:
«از کس وفا مدار طمع زانکه گفتهاند / قحط وفاست در ... آخرالزمان».
در چاپ دیوان، بخشی از مصراع دوم ناخوانده مانده و پانوشت تصریح میکند که در نسخهٔ اصل یک واژه خوانده نشده است؛ در چاپ نخست نیز بهجای آن «ازمنه» درج شده که نادرست است.
با مقایسهٔ این بیت با مطلع قصیدهٔ خاقانی، روشن میشود که بهار مصراع نخستِ بیت آغازین آن قصیده را تضمین کرده است:
«قحط وفاست در بنهٔ آخر الزمان
هان ای حکیم پردهٔ عزلت بساز هان»
بر این اساس، واژهٔ ناخوانده در دیوان بهار باید «بنه» باشد و صورت درست بیت چنین خوانده میشود: «قحط وفاست در بنهٔ آخرالزمان». این نمونه نشان میدهد که شناخت سنت تضمین و بازگرداندن متن به منبع اصلی، یکی از ابزارهای مهم در تصحیح و تحقیق متون کهن است.
| 2 | «تصحیح متن» یا «تحقیق و توثیق متن»:
اصطلاح «تصحیح» بر پیشفرضی استوار است که دستنویسها را اساساً نادرست و نیازمند اصلاح میداند؛ حال آنکه کار متنپژوه تنها به تصحیح اغلاط محدود نمیشود، بلکه وظیفهٔ اصلی او پژوهش و تبیین علل خطاها، افتادگیها، افزودهها و دگرگونیهای متن است. متنپژوه باید تفاوتهای لهجهای و رسمالخطی، تصرفات ذوقی و دستکاریهای ایدئولوژیک نسلهای پسین را بهروشنی و با شیوهای روشمند گزارش کند؛ چنانکه در سنت تحقیق متون نیز مقایسهٔ نسخ، ضبط تفاوتها در حاشیه، و بازگرداندن متن به نزدیکترین صورت به مراد مؤلف از وظایف محقق شمرده میشود. این مجموعه از وظایف، کار محققی است که خود را متخصص احیای متون کهن مینامد و هدف او نه صرفاً اصلاح خطا، بلکه بازسازی روشمند نسخهای است که نسخههای موجود از آن منشعب شدهاند.
از همینرو، در فرهنگ معاصر عرب بهجای «تصحیح متن» از دو اصطلاح «تحقیق النص» و «توثیق النص» استفاده میشود؛ اصطلاحاتی که ماهیت علمی، انتقادی و مستندسازیشدهٔ کار متنپژوهی را روشنتر از واژهٔ «تصحیح» بیان میکنند.
#تصحیح
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 80 |
| 3 | دیوانِ سَماع در شعر خاقانی
خاقانی در بیتی میگوید:
«راوی خاقانی از آهنگ در دیوان سمع
نقش نام بوالْمظفّر اخستان انگیخته»
کاربرد تعبیر «دیوان سمع» در کنار واژهٔ «آهنگ» در این بیت، میتواند از وجود بخشی مرتبط با موسیقی و سماع در تشکیلات و دربار پادشاهان حکایت داشته باشد.
از سوی دیگر، میتوان تعبیر «دیوان سمع» را از حیث معنایی با «طربخانه» در شعر حافظ مقایسه کرد.
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 307 |
| 4 | خاقانی در بیتی آورده است:
بر دل من کمان کشید فلک
لرز تیرم ز استخوان برخاست
واژهٔ "استخوان" در بیت شایان توجه است. لغتنامه یکی از معانیِ "استخوان" را "ابزار و سلاح جنگی" میداند:
نوعی از سلاح زنگیان . (غیاث از شرح سکندرنامه ). نام سلاحی از اسلحه ٔ جنگ . (مؤید الفضلاء) (برهان ). اره ٔ پشت نهنگ که آلتی است اهل زنگ را برای جنگ . (آنندراج ).
حال با دانستن این معنی از استخوان، ایهام تناسبِ ظریف بیت خاقانی آشکار خواهد شد.
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 376 |
| 5 | انینا النکار؛
آزاد بلگرامی در خزانه عامره آورده است:
علمای بدیع هندی تشبیهی برآوردهاند که آن را انینا النکار گویند... انینا النکار عبارت از آن است که مشبه و مشبهبه یکی باشد.
در شعر برخی شاعران این مورد وجود دارد؛ ظهوری ترشیزی گفته:
چون ظهوری به جز ظهوری نیست
در محبت یگانه میباشد
در این بیت، ظهوری نام خود را در جایگاه مشبه و مشبهبه آورده است. به عبارتی: ظهوری چون ظهوری مهربان است.
نقل از مقاله «بررسی صناعات بدیعی و بلاغی فراموش شده در متون منظوم».
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 441 |
| 6 | فراخوان همایش بینالمللی «تاریخ آموزش عالی در ایران» منتشر شد
همایش بینالمللی «تاریخ آموزش عالی در ایران» به مناسبت هشتادمین سال تأسیس گروههای تاریخ و زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز و در بزرگداشت دکتر محمدجواد مشکور، روزهای ۲۹ و ۳۰ مهرماه ۱۴۰۶ در دانشگاه تبریز برگزار میشود.
این همایش با محورهای «تاریخ آموزش عالی در ایران»، «هشتادمین سال تأسیس گروههای تاریخ و زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز» و «بزرگداشت دکتر محمدجواد مشکور» برگزار خواهد شد و استادان، پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان میتوانند آثار خود را در دو زبان فارسی و انگلیسی ارسال کنند.
مهلت ارسال چکیده مقالات ۱۵ آذرماه ۱۴۰۵ و آخرین فرصت ارسال متن کامل مقالات ۱۵ فروردینماه ۱۴۰۶ اعلام شده است. علاقهمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و ارسال مقالات میتوانند به پایگاه اینترنتی همایش به نشانی [https://c-mashkour.tabrizu.ac.ir](https://c-mashkour.tabrizu.ac.ir) مراجعه کنند.
همچنین دبیرخانه همایش از طریق نشانیهای رایانامه c-mashkour@tabrizu.ac.ir و c.mashkour@gmail.com آماده پاسخگویی به مکاتبات اداری است. | 226 |
| 7 | اشتیاق در بیتی از عسجدی:
"گر بُدی آن کس که زی توأم بفکندی
خویشتن اندر نهادمی به فلاخن"
دیوان عسجدی، تصحیح طاهری شهاب، ص ۳۲.
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 227 |
| 8 | خاقانی غزلخوان
خاقانیخوانی با دکتر محمدرضا ترکی
عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد دانشگاه تهران
یکشنبهها، ساعت ۱۰
کتابفروشی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
آغاز نشستها: یکشنبه، ۵ مهرماه ۱۴۰۵
شرکت علاقهمندان در این برنامه آزاد است.
نشانی:
بزرگراه شهید حقانی، خروجی کتابخانهٔ ملی، بلوار دکتر حبیبی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی
@theapll | 202 |
| 9 | نابغه/ تابعه؛
در دیوان ظهیرالدین فاریابی در بیتی آمده است:
جز مدح تو نزاد درین دوران
طبعی که شد ز نابغه آبستن...
کاتبان و به تبع آن، مصحح محترم، بهاقرباحتمال، به دلیل شهرتی که "نابغه ذبیانی" در سخنوری و شاعری داشته این ضبط را برگزیدهاند. به نظرم درین بیت، "نابغه" باید تصحیفشدهی "تابعه" باشد.
میدانیم "تابعه" جنی بوده که به شاعران تلقین و ذوق و قریحه شاعر را حامل شعر میکرده است.
حال چند مثال از شعر شاعران دیگر در جهت اثبات ضبط پیشنهادی بیان میشود:
رودکی:
رودکیا برنورد مدح همه خلق
مدحت او گوی و مهر دولت بستان
ورچه بکوشی به جهد خویش بگویی
ورچه کنی تیز فهم خویش به سوهان
ور چه دو صد تابعه فریشته داری
نیز پری باز و هر چه جنی و شیطان
ناصر خسرو:
بازیگریست این فلک گردان
امروز کرد تابعه تلقینم
جمالالدین اصفهانی:
گویند که تابعه کند تلقین
شاعر چو قصیدهای کند انشا
من بنده چون از مدیحت اندیشم
روح القدسم همی کند املا
#تصحیف
#تصحیح
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 210 |
| 10 | نکتهای از انوری؛
زمانه سیری کامروزش ار برانگیزی
به عالمی بردت کاندر او بود فردا
میرزا ابوالحسن فراهانی (متوفی ۱۰۳۹ق) - یکی از شارحان دیوان انوری - در مورد این بیت نوشته است:
"در هیات قدیم مسلم است که اگر سه کس که در نقطه ای از زمین فراهم آمده اند ، یکی همان جا بماند و دیگری از آنجا رو به مشرق و سومی به سمت مغرب برود، و این دو تن یک دور زمین را بگردند و به همان نقطه اجتماع رسند ، اگر زمان نسبت به شخص ساکن جمعه بوده است، حین اجتماع مجدد آنها با یکدیگر ، نسبت به کسی که به مشرق رفته است، روز شنبه و نسبت به آنکه به مغرب رفته است پنجشنبه خواهد بود."
#انوری
#تلمیح
برای مزید اطّلاع در مورد بیت انوری و مفهوم آن رجوع فرمایید به شرح لغات و مشکلات دیوان انوری از استاد مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی.
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 158 |
| 11 | "جاحظ گوید: که هرگز خود را چنان خجل ندیدم که روزی مرا زنی بگرفت و به دُکّانِ استاد ریختهگر بُرد و گفت همچنین. من مُتحیّر شدم که آن چه بود؟ از آن استاد پرسیدم، گفت: مرا فرموده بود که تمثالی بر صورت شیطان برای من ساز. من گفتم نمیدانم بر چه شکل میباید ساخت. تو را آورد که به این شکل".
کانال یادداشتهای یک دانشجو
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 168 |
| 12 | کتابت زنان؛
در جلد ششم مجلهی «لغه العرب العراقیه» آمده است:
«كان في جامع الحيدر خانة صحاح الجوهري بخط امرأة وكان الخط جميلا. تقول كاتبته مريم بنت عبد القادر في أواخر القرن السادس للهجرة: أرجو من وجد فيه سهوا أن يغفر لي خطاي لأني كنت بينما اخط بيميني، كنت أهز مهد ولدي بشمالي» (صص۷۱۷-۷۱۸).
ترجمه:
«... نسخهای صحاح الجوهری وجود دارد که این کتاب را مریم دختر عبدالقادر به رشتهی تحریر وکتابت درآورده است!»
و در ادامه مینویسد:
«امید دارم هرکس در آن سهلانگاری و لغزشی یافت، خطایم را ببخشد؛
زیرا در حالی با دست راستم به نسخهبرداری و نوشتن کتاب مشغول بودم که با دست چپم گهوارهی نوزادم را تکان میدادم».
پ.ن: این موضوع برای من بسیار جالب بود.
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 198 |
| 13 | دو تصحیف؛
«حزبق گیاهیست بارد، و میوهاش چون چنار. بویش پشه و کیک و دیگر هوام بکشد و موش از خوردن آن بمیرد»؛
درین عبارت، قطعاً، دو تصحیف رخ داده است. «حزبق»٬ تصحیف «خربق» است و «چنار»٬ تصحیف «خیار». در «الابنیه» آمده: «خربق دو جنس است سیاه و سپید؛ سیاه، اسهال سودا کند و سپید مر بلغم را فانی کند». جرجانی در ذخیره آورده: «و خربق موش را بکشد...از خربق سیاه پشه و هوام دور شود و بمیرد»؛
در مورد شکل ظاهری خربق در فرهنگ داروها آمده:«برگ نبات او، مانند برگ خیار است...».
#تصحیف
#طب
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 221 |
| 14 | نکتهای درباره دشمنی مار و گنجشک در شعر خاقانی:
به این عبارت نزهتنامه توجّه کنید: "در بیابان بلغار ماری است که چون آفتابگرم شود در صحرا دنبال به زمین فروبرد و سر بردارد و راست بایستد. مرغکان خُرد چنان دانند که چوب است و از بهر گرما بر او نشینند، مار آن را بگیرد و بخورد و تا سیر شدن همچنین میکند" (جهت مزید اطّلاع از این موضوع، علاوه بر منبع یادشده، رجوع کنید به: عجایبالمخلوقات: ص ۶۱۵ و جهاننامه: ص ۹۰). حال اگر این نکته را بدانیم، این بیات خاقانی جالبتر هم خواهد بود:
"کرکسان را ز چرخ چون بنجشک
در دم اژدها فرستادی"
یا
"نه نه شهباز چه که گنجشکم
کز دم اژدها گریختهام".
#خاقانی
#تلمیح
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 214 |
| 15 | تلمیح غیرمستقیم؛
یکی از شگردهای جالب خاقانی در آوردن تلمیحات، «تلمیح غیرمستقیم» است. تلمیح غیرمستقیم، یعنی آنکه شاعر بیتی بیاورد و ساخت تلمیحی را در آن رعایت کند؛ اما بیت هیچ ربط مستقیمی به آن ساخت نداشته باشد. برای نمونه بنگرید به این بیت:
«تا به پایپیل می بر کعبه عقل آمده است
پیلبالا نقد جان بر پیلبان افشاندهاند»؛
واژگان «پیل، کعبه، پیلبان» ذهن را بسمت داستان تازش ابرهه میبرد؛ اما بیت ربط مستقیمی به آن ندارد و منظور خاقانی، بادهنوشی و سقایت ساقی است.
پ.ن۱: ساخت تلمیحی: یعنی کنار هم قرار گرفتن واژگان که یک تلمیح را بسازد. خب مسلما، هرچه تعداد این واژگان کمتر، تلمیح پیچیدهتر و برعکس.
پ.ن۲: در یادداشتی برخی از این دست تلمیحات را بررسی کردهام.
#خاقانی
#تلمیح
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 350 |
| 16 | مسری بودن برخی بیماریها:
"گر نگیرم دربرت عذر است از آنک
بوی بیماری همی آید ز من"
خاقانی خوب متوجّه این موضوع بوده است که استشمام و استنشاق هوای آلوده مسری است.
#خاقانی
#طب
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 222 |
| 17 | در فرهنگ پزشکی (نوشته دکتر لیلا هاشمیان، ۱۳۹۴، دانشگاه همدان) ذیل «حسین طبیب» آمده:
«از اطبا زمان میرزا ابوالقاسم بابر و سلطان ابوسعید بود. برادرزادهاش مسیح الدین نیز پزشک بود».
سپس به این بیت استناد میجوید:
مشفق عمرها حسین طبیب/ در همه فعلها بدیع و غریب
بیت از مسعود سعد سلمان است؛ با این حساب، «حسین» مدخل، هیچ ربطی به «حسین» بیت ندارد زیرا لااقل پنج قرن بین این دو فاصله است!
لازم است بگویم، «حسین طبیب» در دیوان مسعود سعد، هویت مشخص ندارد و بر ما پوشیده است. یکی از نسخهبدلها، بجای «حسین»، «حنین» دارد که پربیراه نیست.
#طب
#مسعودسعد
#تصحیف
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 278 |
| 18 | ابن خلکان در جلد اول وفيات الأعيان حکایتی آورده است:
«أنشد رجل أبا عثمان المازني شعراً له وقال: كيف تراه قال: أراك قد عملت عملاً بإخراج هذا من صدرك لأنك لو تركته لأورثك السل».
ترجمه:
مردی بر ابو عثمان مازنی^ شعری برخواند و گفت: شعرم را چگونه دیدی ابو عثمان؟
مازنی گفت: بسیار نیک دیدم که درونت از این مزخرف تهی داشتی ورنه تخم سل در درونت میپراکند.
^:ادیب و متکلم عصر عباسی
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 272 |
| 19 | از خاقانی؛
«هیچ طفلی در این دبستان نیست
که ورا سورهٔ وفا ز بر است
چون برد آیت وفا از یاد؟
کآخر اوفوا بعهدی از سور است»...
پ.ن:
وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ ۖ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا (اسرا:۳۴).
#خاقانی
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 245 |
| 20 | امرئ القيس؛
دکتر شوقی ضیف در کتاب «تاريخ الادب العربي العصر الجاهلي» صفحه ۲۳۶ آورده که: در عصر جاهلی شانزده شاعر با اسم «امرئ القيس» زیستهاند:
«وكان في الجاهلية ستة عشر شاعرًا كلهم يتسمى باسم امرئ القيس».
#تاریخ
#ادبیات
#ادبیاتعرب
کانال یادداشتهای یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent | 230 |
