en
Feedback
وَصْفْ

وَصْفْ

Open in Telegram

وصف می‌کنم چون وصف کردن، دیدنِ دوباره اشیا و معانی‌ست.

Show more
3 491
Subscribers
-824 hours
+557 days
+13930 days
Posts Archive
Repost from بینش
📗 عنوان کتاب: کد بلال 🔹 عنوان اصلی: شيفرة بلال 📝 نویسنده: احمد خیری العمری 🖊 مترجم: عبدالله شیخ آبادی 📑 تعداد صفحات: ۴۸۷ 🩵 مرکز بینش سایت | تلگرام | اینستاگرام | فیس‌بوک

أَتَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبِرِّ وَتَنسَوۡنَ أَنفُسَكُمۡ وَأَنتُمۡ تَتۡلُونَ ٱلۡكِتَٰبَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ

همه چیز آسان‌تر می‌شد اگر مردم را همان‌طور که هستند می‌دیدی نه آن‌طور که انتظار داری ببینی.
همه چیز آسان‌تر می‌شد اگر مردم را همان‌طور که هستند می‌دیدی نه آن‌طور که انتظار داری ببینی.

دوبوار جلوی بقیه زن‌ها: زن‌های عالم متحد شوید، نوکری مردان کافی‌ست، از خانه بزنید بیرون 💪🏻 دوبوار جلوی نلسون آلگرین: عزیزم چای رو با نبات بیارم یا با شکلات؟ 🥹

دوبوار جلوی بقیه زن‌ها: زن‌های عالم متحد شوید، نوکری مردان کافیه، از خانه بزنید بیرون 💪🏻 دوبوار جلوی نلسون آلگرین: عزیزم چای رو با نبات بیارم یا با شکلات؟ 🥹

«نباید به هیچ زنی اجازه‌ ماندن در خانه داده شود تا فرزندان خود را تربیت کند... جامعه باید کاملا عوض شود. زن نباید این اختیار را داشته باشد، چون اگر چنین انتخابی (ماندن در خانه برای تربیت فرزند) وجود داشته باشد، بسیاری از زنان این را انتخاب خواهند کرد». - سیمون دوبووار، نظریه پرداز مشهور فمنیست در گفتگو با بتی فریدان منبع: Sex, Society, and the Female Dilemma چاپ شده در مجلهٔ The Saturday Review «آشپزی خواهم کرد، ظرف‌ها را خواهم شست، کفِ اتاق را جارو خواهم کشید... می‌خواهم همسرِ عربِ مطیع تو باشم». بخشی از نامه‌های سیمون دو بوار به معشوق آمریکایی‌اش، نلسون آلگرین

photo content

وقتی انسان در جامعه نقص‌هایی می‌بیند، به درون خود بازمی‌گردد و آن نقص‌ها را در خود جستجو می‌کند، زیرا خودش نیز از همان جامعه است.

photo content
+1

امام احمد می‌فرماید: عمر بن عبدالعزیز به امری تاریک پرداخت و آن را روشن ساخت. و با سنت‌هایی روبرو شد که مرده بودند و آن را زنده کرد. او در راه الله از سرزنش هیچ ملامتگری نترسید و از کسی هراس به دل راه نداد. پس سنت‌های مرده را احیا کرد و احکامی را که آثارشان محو شده بود دوباره برپا ساخت.الله او را رحمت کند. (السنة، خلال)

تو اشکال معادلهٔ از پیش حل شدهٔ آنان بودی. آن‌ها که قانون خم شدن را بر گردن همه حک کرده بودند، از قامت ایستادهٔ تو، نقشهٔ زمین را کج دیدند. تو خطِ راستی بودی در هندسهٔ تماماً دایره‌ی آنها. تو یک حقیقت مطلق بودی در سرزمینِ «شاید»ها و «تقریباً»ها. آنها که عقیدهٔ فاسدشان را به هر قیمتی حفظ کردند؛ تو دلیل خواب‌های پریشانشان بودی؛ تو تنها شخصیت بیدار در نمایش خواب‌زدهٔ آن‌ها بودی؛ زیرا که تو ناممکنی بودی که اتفاق افتاد؛ نوری که از قلب تاریکی برکشیده شد، و تیغه‌ای که بر زخم چرک کردهٔ باورهایشان فرود آمد.

این یادگارِ تو بود: وحشتی مداوم که حتی در غیاب تو، بر تخت‌هایشان سایه افکند.

photo content

Repost from وَصْفْ
دو دسته از اشخاص با اضطراب و ترس زندگی می‌کنند و چون روز فرا می‌رسد در پی شبِ پوشیده‌اند. «سعادتمندان و تبهکاران.» افراد سعادتمند باید مثل تبهکاران شوند. کرم‌های شب‌تاب با درخشندگی‌ خود باعث می‌شوند پا بر پیکرشان بگذارند.

Repost from وَصْفْ
شب چیست؟ دلیل روز… هر کس به وجود خورشید عقیده‌ دارد، به تاریکی نیز معتقد است. این‌ها هرکدام مخالف خود را تایید می‌کنند.

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم . " فاضل نظرى

سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند…

🎙 من مسلمان بودم اما... با وجود نوکیشانی که از ادیان دیگر به اسلام می‌گروند، کسانی هم هستند که جامۀ مسلمانی از تن بیرون آورند. می‌توان چرخش اعتقادی افراد را از نگاه روانشناختی بررسی کرد، اما گاهی این موضوع جنبۀ خطابه به خود می‌گیرد. آیا در مباحثات علمی جایی برای این شعارها هست؟ __________________ @pezhvaak_ch

🎧 ۲۵- خوانشی در کتاب الفصل بین النفس والعقل، اثر شیخ عبدالعزیز طریفی | قوی‌سازی عقل و تضعیف نفس 📖 از صفحه ۱۷۴ تا ۱۸۶ ارائه دهنده: عبدالله شیخ آبادی #نفس_و_عقل 📋 مباحث مطرح‌شده:
نفوذ نفس در «کیفیت» اجرای عمل صحیح برای ارضای شهوت - جدال دائمی عقل (مبتنی بر علم) و نفس (مبتنی بر طبع) - راه‌های تقویت عقل شامل: علم، تجربه و تفکر - «علم» به عنوان اولین عامل تقویت عقل - مداخل پنهان و خطرناک نفس بر عالمان که تأثیر لغزششان را شدیدتر از جاهلان می‌کند - «تجربه» (شامل تاریخ) به عنوان دومین عامل تقویت عقل - لزوم درک «اسباب» در تاریخ برای عبرت گرفتن، و فریب خوردن عوام به خاطر دیدن «عواقب» متناقض - «تفکر» به عنوان سومین عامل تقویت عقل و ویژگی متمایز انسان - خطر «تفکر زیاد با علم کم» که منجر به تحلیل «نفس» (امیال و شهوات) به جای «معلومات» (داده‌ها) می‌شود - خطر «تفکر جاهلان» که چون فاقد علمند، تمام تفکرشان صرف پردازش نفس شده و در طراحی «شر» ماهر می‌شوند - شروط سه‌گانه پیش از تفکر: ۱. بررسی «حقیقت علم» (صحت داده‌ها) ۲. بررسی «ارزش علم» (پرهیز از تباه کردن عقل در امور بی‌فایده) ۳. «تجريد نفس از ميل» (پرهیز از تعصب) که باعث می‌شود فرد گمان‌ها را دنبال کند
فهرست قسمت‌های قبل 🎧 25- Хондани китоб асари Шайх Абдулазиз Тарифӣ | Қавӣ сохтани ақл ва заиф гардондани нафс 📖 аз саҳифаи 174 то 186 #нафс_ва_ақл 📋 Мавзӯъҳои матраҳшуда:
Таъсири нафс дар «сифат»-и иҷрои амали дуруст барои қонеъ кардани шаҳват Ҷанги ҳамешагии ақл (бар асоси дониш) ва нафс (бар асоси табиат) Роҳҳои қавӣ гардондани ақл иборатанд аз: дониш, таҷриба ва андеша «Дониш» ҳамчун аввалин омили тақвияти ақл Дахолатҳои пинҳон ва хатарноки нафс бар донишмандон, ки лағзиши онҳо аз нодонон сахттар таъсир мерасонад «Таҷриба» (аз ҷумла таърих) ҳамчун дувумин воситаи қавӣ кардани ақл Зарурати дарки «сабабҳо» дар таърих барои гирифтани ибрат, ва фирефта шудани омма аз дидани «оқибатҳои» зиддиятнок «Андеша» ҳамчун саввумин омили қувват бахшидани ақл ва нишонаи фарқкунандаи инсон Хатари «андешаи зиёд бо дониши кам» ки боиси таҳлил кардани «нафс» (ҳавасҳо ва шаҳватҳо) ба ҷои «маълумот» (додаҳо) мегардад Хатари «андешаи нодонон» ки аз сабаби надоштани дониш, тамоми фикру андешаи онҳо сарфи коркарди нафс мегардад ва дар тарҳрезии «шар» (бадӣ) моҳир мешаванд Шартҳои сегона пеш аз андеша кардан: Санҷидани «ҳақиқати дониш» (дурустии додаҳо) Санҷидани «арзиши дониш» (дурӣ аз сарф кардани ақл дар корҳои бефоида) «Пок сохтани нафс аз майл» (дурӣ аз таассуб), то инсон танҳо аз рӯи гумон пайравӣ накунад
Феҳристи қисматҳои қаблӣ

سعد ابن ابی وقاص رضی الله عنه می‌گوید: گفتم: ای رسول خدا! چه کسانی بیش از همه گرفتار بلا می‌شوند؟ ایشان ﷺ فرمودند: «پیامبران، سپس کسانی که در مراتب بعد از آنانند، و سپس کسانی که پس از ایشانند. انسان به اندازه استواری دینش گرفتار آزمایش می‌شود؛ اگر در دین خود محکم و استوار باشد، بلایش سخت‌تر است، و اگر در دینش سستی باشد، به اندازهٔ همان سستی گرفتار می‌شود. و بلا از بنده جدا نمی‌شود تا آن‌گاه که او را چنان پاک می‌گذارد که بر زمین راه می‌رود در حالی که هیچ گناهی بر او نیست». به روایت ترمذی