اسم نداره
Open in Telegram
@Unknownforyourwordsbot اگر نظر، انتقاد، پیشنهاد و یا حرفی دارید خوشحال میشم بشنومشون.
Show more368
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1130 days
Posts Archive
368
مقالۀ مقدمهای بر پیچیدگی از احمد ماکویی.
بخشی از مقاله: درک پیچیدگی، قدمی است برای درک واقع بینانهتر جهان هستی، قدمی است به سمت واقعیتی که همواره بشر در طول تاریخ خود سعی در گریز از آن داشته است. واقعیت ساده ولی به شدت تکان دهنده این است که جهان بسیار بغرنجتر از آن است که ذهن محدود انسان بتواند آن را فهم کند. جهان و هستی را نباید ساده انگاشت و هر تلاشی را در جهت درک پیچیدگی آن باید به فال نیک گرفت و ارج نهاد.
اسم نداره
368
مقالۀ مقدمهای بر پیچیدگی از احمد ماکویی.
بخشی از مقاله: درک پیچیدگی، قدمی است برای درک واقع بینانهتر جهان هستی، قدمی است به سمت واقعیتی که همواره بشر در طول تاریخ خود سعی در گریز از آن داشته است. واقعیت ساده ولی به شدت تکان دهنده این است که جهان بسیار بغرنجتر از آن است که ذهن محدود انسان بتواند آن را فهم کند. جهان و هستی را نباید ساده انگاشت و هر تلاشی را در جهت درک پیچیدگی آن باید به فال نیک گرفت و ارج نهاد.
368
مقالۀ پیشرو نخستین تجربۀ من در حوزۀ ترجمۀ متون نظری است و ناگفته پیداست که در نخستین گامها، کاستیها و ابهاماتی وجود دارد. از اینرو، هرگونه نقد، پیشنهاد یا پرسش از سوی خوانندگان، با کمال میل مورد توجه و استقبال اینجانب قرار خواهد گرفت. همچنین از گروه «تعمق»، بهویژه دوستان عزیزم وارسته، توحیدی و اشکیانی که با راهنماییها و همراهیهای خود در تکمیل این پژوهش ناپخته یاریام کردند، صمیمانه سپاسگزارم. حمایت و دقتنظر ایشان، نقشی مؤثر در بهبود کیفیت ترجمه داشته است.
۱۴۰۴/۵/۱۱
پرهام تکاملی
368
مقالۀ پیشرو نخستین تجربۀ من در حوزۀ ترجمۀ متون نظری است و ناگفته پیداست که در نخستین گامها، کاستیها و ابهاماتی وجود دارد. از اینرو، هرگونه نقد، پیشنهاد یا پرسش از سوی خوانندگان، با کمال میل مورد توجه و استقبال اینجانب قرار خواهد گرفت. همچنین از گروه «تعمق»، بهویژه دوستان عزیزم وارسته، توحیدی و اشکیانی که با راهنماییها و همراهیهای خود در تکمیل این پژوهش ناپخته یاریام کردند، صمیمانه سپاسگزارم. حمایت و دقتنظر ایشان، نقشی مؤثر در بهبود کیفیت ترجمه داشته است.
۱۴۰۴/۵/۱۰
پرهام تکاملی
368
مقالۀ پیشرو نخستین تجربۀ من در حوزۀ ترجمۀ متون نظری است و ناگفته پیداست که در نخستین گامها، کاستیها و ابهاماتی وجود دارد. از اینرو، هرگونه نقد، پیشنهاد یا پرسش از سوی خوانندگان، با کمال میل مورد توجه و استقبال اینجانب قرار خواهد گرفت. همچنین از گروه «تعمق»، بهویژه دوستان عزیزم وارسته، توحیدی و اشکیانی که با راهنماییها و همراهیهای خود در تکمیل این پژوهش ناپخته یاریام کردند، صمیمانه سپاسگزارم. حمایت و دقتنظر ایشان، نقشی مؤثر در بهبود کیفیت ترجمه داشته است.
۱۴۰۴/۵/۱۰
پرهام تکاملی
368
مقالۀ پیشرو نخستین تجربۀ من در حوزۀ ترجمۀ متون نظری است و ناگفته پیداست که در نخستین گامها، کاستیها و ابهاماتی وجود دارد. از اینرو، هرگونه نقد، پیشنهاد یا پرسش از سوی خوانندگان، با کمال میل مورد توجه و استقبال اینجانب قرار خواهد گرفت. همچنین از گروه «تعمق»، بهویژه دوستان عزیزم وارسته، توحیدی و اشکیانی که با راهنماییها و همراهیهای خود در تکمیل این پژوهش ناپخته یاریام کردند، صمیمانه سپاسگزارم. حمایت و دقتنظر ایشان، نقشی مؤثر در بهبود کیفیت ترجمه داشته است.
۱۴۰۴/۵/۱۱
پرهام تکاملی
368
Repost from تعمّق - فلسفه و هنر
— بازار بهمثابۀ زندان —
بازار نوعی زندان است؛ زیرا درزمینۀ گستردهای از امور سیاسی و اقتصادی، بازار فرایند سیاستگذاری را به بند میکشد. تلاشهای ما در بهبود نهادهایمان بهشدّت تضعیف میشود؛ چون حتّی آغاز بحث دربارﮤ اصلاحات یا اجرای آنها، بیدرنگ ما را گرفتار رکود اقتصادی یا بیکاری میکند.🔸 مطالعۀ متن کامل در وبسایت تعمق ﹏﹏✎ #چارلز_ای_لیندبلوم ترجمه: #پرهام_تکاملی ویرایش: #یاشار_توحیدی مقدمه: #شاهین_اشکیانی #بازار، #سرمایهداری، #اقتصاد_سیاسی، #دموکراسی Taamoq | تَعَمُّق
368
لاتین بخند، دری بغض کن
فارسی گریه کن، سوری بجنگ
وقتی ریه هات بوی گاز شیمی میده برقص
اشک گل شبنم و خدا می باره نم نم
مهاجر وطن بیوه اس
تن فروشِ بی دست و پا
گوش کر و سرِ تراشیده
که با سلاح میرقصه
مهاجر بی حرف
تیره ی تیره تیر تو تیرراس
رو زمین هسته ای پا نمی گیری بی نقص
چقدر قشنگی وقتی بی هدف بین هزاران گویش و لهجه
فارسی میریزی بیرون
نوار اون که رفته دیگه نمیاد رو داری
ایرانی-شاد بترسی دیگه چی داری
مهاجر آواره ی زرد، زیباست محاصره نه؟
مناسب حق ولی نه برای توی تخم لق
میگی کاش سرسبز میشد آفریقا
کمتر میکشت آمریکا
کم جنگ میشد آسیا
سفید کم فرق میکرد با سیاه
دلت تنگه و جیبات گشاد
تقدیره که بفروشی آرزو و شعار
هجرت جغرافیا ننگ تاریخه
ننویس فارسی، ولی خوابات لاتینه
اسم نداره
368
جون رابینسون؛ علوم اجتماعی، ایدئولوژی و خودآگاهی.
بخشی از تلگراف: هر انسانی دارای نظرات مسلکی، اخلاقی و سیاسی است. تظاهر به نداشتن هیچیک از اینها و عینیت خالص، بطور حتم یا خود فریبی است و یا وسیلهای است برای فریب دیگران. نویسنده صریح، تصورات خود را روشن میسازد و به خواننده مجال میدهد که اگر آنها را نمیپسندد، ردشان کند. این، مربوط به شرافت حرفهای دانشمند میشود. اما حذف احکام ارزشی از دستور کار علمالاجتماع در واقع حذف خود موضوع است، زیرا این امر مربوط به رفتار انسانی است و لذا باید با احکام ارزشی مردم ربط داده شود. عالم اجتماعی (با هر عقیدهای که شخصاً داشته باشد) حق ندارد تظاهر کند که بیش از اطرافیانش از هدف هائی که جامعه باید به آنها برسد، آگاه است. وظیفهٔ او اینست که به آنها نشان دهد (تاآنجایی که میتواند) چرا به چیزهایی که بهنظر میرسد اعتقاد دارند...
368
سوئد افکار عمومی دموکراتیک بر صاحبان صنایع حاکم شده و آنان را خدمتگزار خود ساخته است، در حالیکه در ایالات متحده، دولت خدمتگزار صاحبان سرمایه است. سایر کشورهای غربی در جایی بین این دو قرار می گیرند. وقتی هدف سیاست دولت حفظ اشتغال تقریبا کامل و رشد اقتصادی است که احترام ملی را تأمین کند و دموکراسی را دریک سطح مصرف فزاینده برای اکثریت حفظ نماید، در این صورت روشن است که مدیریت واحدهای صنعتی و اتحادیه ها در اداره امور اقتصاد ملی همان نقشی را دارند که خدمات غیر نظامی. در عین حال دموکراسی وسیله مستقیمی برای کنترل آنان ندارد. باید تملقشان را گفت و اسباب تشویقشان را فراهم آورد و تهدیدشان کرد تا بتوان آنان را واداشت بر طبق هدفهای سیاست رفتار کنند. هر یک از ممالک سرمایهداری الگوی متفاوتی برای روابط میان دولت، صنایع و خدمات ملی شده و بنگاههای خصوصی ایجاد کردهاند و توزیع منافع میان طبقات و بخشهای اقتصاد، برحسب قدرت و استحقاق عناصر ذينفع، نیز با الگوی متفاوتی صورت می گیرد. دولت رفاه- خسته کننده باشد یا نباشد- تا حد زیادی خشونت سرمایهداری را تعدیل نموده.
منبع: آزادی و ضرورت، نوشتۀ جون رابینسون، ترجمۀ علی گلریز، ص۱۰۷.
