en
Feedback
Mr. Bang cafe | rest

Mr. Bang cafe | rest

Open in Telegram

🔭 ‌ ‌. ☕️ ~ ⏳ •‌‌ ‌‌‌♬ ⋆ - you know whats on the menu? It’s me and you.

Show more
210
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-1330 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
December '24
December '24
+6
in 0 channels
November '24
+13
in 0 channels
Get PRO
October '24
+17
in 0 channels
Get PRO
September '24
+247
in 46 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
21 December+1
20 December0
19 December0
18 December0
17 December0
16 December+1
15 December0
14 December0
13 December0
12 December+2
11 December0
10 December0
09 December0
08 December0
07 December+1
06 December0
05 December+1
04 December0
03 December0
02 December0
01 December0
Channel Posts
عاشق “و من هنوز زندانی‌ای درمانده در بند خداحافظیم” شدم

2
‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌دࢪمـآنـده دࢪ بـنــدِ خـداحـافـظی ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« بخشی از وجود من در آن شبِ تاریک گیر ‌ ‌ ‌ ‌‌+4
‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌دࢪمـآنـده دࢪ بـنــدِ خـداحـافـظی ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« بخشی از وجود من در آن شبِ تاریک گیر ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌کرد و در آن حرف‌هامان حبس شد »
75
3
No text...
217
4
sticker.webp
397
5
ایرادی ندارد اگر صدای ترک خوردن قلبم به گوشت نرسید. شاید صدای کتری بر روی گاز برایت حیاتے تر باشد، اما من سعے کردم نوای حرفان+5
ایرادی ندارد اگر صدای ترک خوردن قلبم به گوشت نرسید. شاید صدای کتری بر روی گاز برایت حیاتے تر باشد، اما من سعے کردم نوای حرفانت و در هم شکستن تکه های وجودم را برایت به یک ملودے آرام تبدیل کنم. ملودی های آرام همیشه انتخابت بودند، درست نیست؟ اگرچه به گوشنوازی صدایت نمیرسد. شاید با وجود روزمرگی هایت فرصتے برای گوش دادن به این ملودی حوصله سر بر نداشته باشی، اما من برایت رد خون زخم های انگشتانم را روی کلاویه ها باقی میگذارم، زخم های باقی مانده از تلاشم برای بهم چسباندن تکه های قلبم. شاید آنها آزارت دهند و در نهایت بخواهی آنها را پاک کنی. در آن صورت تو به آنها اهمیت دادی، مگر نه؟ کماکان امیدوار بودم رد خون بر دستانم را از بین میبردی، زخم هایم را در آغوش دستانت راه میدادی، اما انگار خواسته‌ی زیاد من اوقاتت را تلخ میکند. دلتنگ دورانے هستم که از نعمت دیدن چین خوردگے گوشه چشمانت، هنگام لبخند زدن برخوردار بودم. شاید اگر چهره‌ی زیبا تر، صدای دلنواز تر، و احساسات قابل فهم تری داشتم، الان به دیوار خانه‌ای که با خاطراتمان پر شده بود نگاه میکردم تا زل زدن به صفحه‌‌ای پر از نت هایے که شاید تنها آنها بیانگر احساساتم باشند.
1 559
6
sticker.webp
342
7
sticker.webp
517
8
ایدا شاملو کیستی.mp3
453
9
خوشبختانـہ چشم ها هنوز دࢪوغ گـفتن را یاد نگࢪفتند. من هنوز هم میتوانم از تضاد ‌لـحن سࢪد و غوغاے احساسات دࢪون چشمانت، لذٺ ببرم.+1
خوشبختانـہ چشم ها هنوز دࢪوغ گـفتن را یاد نگࢪفتند. من هنوز هم میتوانم از تضاد ‌لـحن سࢪد و غوغاے احساسات دࢪون چشمانت، لذٺ ببرم.
3 537
10
sticker.webp
381
11
Happy 200 ☕️
1 017
12
sticker.webp
515
13
+1
Default Project1.mp3
528
14
sticker.webp
564
15
🤎 ېادداشت یڪم سپتامبࢪ: تنها مࢪا دوسٺ بدار. همانطۄر ڪـہ دࢪ ېڪ کافـہ‌ے غࢪق در همهمـہ تنها چیزے ڪـہ ࢪوحت دعوٺ آن ࢪا مے‌پذیرد، صدای محو پیانوے گۅشـہ‌ی دنج ڪافـہ اسٺ.
2 435
16
+4
No text...
2 537
17
sticker.webp
563
18
Bomrani Ehtemalan Ghahremani Dar Kar Nist.mp3
540
19
sticker.webp
529
20
🍂.•. بیا اگـہ نیاے باز۾ فردا چہ سوت ۅ ڪوࢪھ+1
🍂.•. بیا اگـہ نیاے باز۾ فردا چہ سوت ۅ ڪوࢪھ
2 581