1 286
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
1 286
The rain was gently falling, everything was shrouded in fog, steam from my tea had clouded my glasses, The smell of fresh bread combined with Dariush's music made everything feel so magical.
1 286
برای من، این یک خودکشی نبود. تنها چیزی که او می خواست این بود که کمی بخوابد، به سیستمش استراحت دهد، ذهنش را آزاد کند... و فکر کرد که شاید آن قرص های کوچک کمک کننده باشند. او ناامید بود که چیزها را از بین ببرد که تصمیم گرفت همه آنها را خفه کند. او هرگز قصد ترک زندگی را نداشت، نه در اوج حرفهاش، نه زمانی که دختری برای محافظت دارد، نه زمانی که میداند بسیاری از مردم او را برای آنچه که هست و کاری که انجام میدهد دوست دارند. اگر چیزهای زیادی برای زندگی کردن دارید، چرا حتی مردن را انتخاب می کنید؟
~ استفان پراجیو (نظرش در مورد مرگ هیث لجر)
1 286
دارم وسیلههای فردا رو تو کولهم میچینم و فکر رفتن به کوه نمیذاره بخوابم پس پادکست گوش میدیم و به جمع کردن وسایل ادامه میدیم! ⭐️
1 286
حالا چرا ایتالیایِ واقعی؟
چون از یه زمانی من تصمیم گرفتم به شمال کشور بگم ایتالیا، اینگونه شد که من و دوستانم به شمال میگیم ایتالیا🤌🏽
1 286
This photo reminds me of real Italy! A house by the beach with a sea view, waiting for coffee and reading a book. 🏝
