en
Feedback
در جستجوی زنی به اسم بلوط

در جستجوی زنی به اسم بلوط

Open in Telegram

راه ارتباطی: @Balutakbot بین کلمه‌هام دنبال خودم می‌گردم. کانال رمانم: https://t.me/navel13th_streat

Show more
1 450
Subscribers
-124 hours
+27 days
-3330 days
Posts Archive
و بله، من از تو متنفرم، همونقدر که ارن از میکاسا متنفر بود.

غذهای مورد علاقه‌‌ت رو درست کردم. چون من رو یاد تو انداخت واست خریدمش. بگو ببینم چیشده؟ مثل همیشه نیستی. داستانش مفصله؟ من گوش میدم. می‌دونستی رگه‌هایِ آبی پشت پلکت خیلی زیبان؟. نگاه کن، روی لاله‌یِ گوشت به خال کوچولو داری. این عکس‌ها رو ندیده بودی؟ خیلی خوشگل شدن نه؟ وقتی حواست نبود ازت گرفتم. صبحت به‌خیر عزیزم. شب به‌خیر عزیزم. داشتم یه کتاب می‌خوندم و یکی از کارکتراش من رو یاد تو انداخت. دلم برات تنگ شده. پایینم، بیا بیرون. خوشت میاد؟ میخرمش. گریه نکن لطفا، بیا اینجا، گریه‌هات قلبم رو به درد میاره. چه لبخند زیبایی داره. چقدر موهات بوی خوبی میده. هی یادته فلان روز رو؟

من خوب بودم من واقعا کارم خوب بود

کاش جایی بود که فقط من و تو راجع بهش می‌دونستیم، اونوقت به خدا قسم فرار می‌کردم، اگه می‌دونستم جایی دیگه‌ای به غیر از این خونه برای من هست، اگه می‌دونستم کسی، جایی منتظرِ منه و من رو دوست داره، به خدا که یه لحظه‌ام اینجا نمی‌موندم! من خیلی تنهام، این تنهایی با من همه جا هست، توی موهام، لابه‌لای مژه‌هام، روی انگشت‌هام وقتی که می‌نویسم، توی کفش‌هام که می‌پوشم و سنگین میشه و میخکوب میمونم که : کجا میخوای بری؟ پیش کی؟ اصلا مگه جایی برای رفتن داره؟ من تنهام، توی سرزمین‌ مادری و خونه‌یِ پدریم، به خیابون‌ها نگاه می‌کنم، به جاده‌ها و کوچه‌ها و خونه‌ها، هزارتا خونه هست و هیچکدومش مالِ من نیست، آه دختر بیچاره، پروانه شو، پرنده شو، پر بزن و برو.

من اگر ادامه بدهم، باز هم می‌رسم به تو.

شاید در نهایت نجات پیدا کنی، ولی جای این زخم‌ها تا همیشه با تو میمونه

Danish National Symphony Orchestra - The Hanging Tree.mp33.44 MB

من می‌دونستم، فایده نداشت چقدر دوباره بهم برگردیم، هیچ‌وقت دفعه‌های اول نمیشه.

زندگی عجیب است؛ گاهی برای نجات خودت باید چیزی را که سال‌ها ساخته‌ای خراب کنی. https://t.me/MaybeWhoIAm_134340

من از آینده نمی‌ترسم؛ از اینکه یک روز ببینم آن‌قدر درگیر زنده ماندن بوده‌ام که زندگی نکرده‌ام می‌ترسم. https://t.me/zharf_zh

گاهی تمام جهان در یک لکه‌ی نور روی کف اتاق خلاصه می‌شود. https://t.me/layoverthv7

تو را دوست داشتم، اما نه آن‌قدر که خودم را برای ماندنت گم کنم. https://t.me/noctrinek

من دیگر از پایان نمی‌ترسم؛ از زندگی‌ای می‌ترسم که فقط به خاطر ترس از پایان، شروعش نمی‌کنم https://t.me/lcheerryl

شاید غمگین‌ترین نوع تنهایی این باشد که کسی را داشته باشی و نتوانی به او برسی. https://t.me/M_Art_2008

روزی که دیگر به گذشته برنگشتم، هیچ اتفاق بزرگی نیفتاد؛ فقط صبح بود و من مشغول زندگی کردن بودم. https://t.me/fasle_chondom

شاید هیچ‌وقت آن آدمی نشوم که در بیست‌سالگی فکر می‌کردم خواهم شد؛ و شاید این، شکست نباشد. https://t.me/M_Art_2008

گاهی آدم باید از خودش دور شود تا بفهمد چقدر دلش برای خودش تنگ شده. https://t.me/hz_fat

شاید آدم‌ها شبیه ستاره‌ها باشند؛ بعضی‌هایشان وقتی به زندگی‌ات می‌رسند که نورشان سال‌ها پیش راه افتاده است. https://t.me/Aland837